زه‌ آشكاري‌ براي‌ وي‌ بود.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «معجزات‌ همه‌ از آفرينش‌ خداوند بزرگ‌ وسنت‌ جديدي‌ هستند كه‌ با عادات‌ روزمره‌ ما مغايرت‌ دارند و ميان‌ معجزه‌ واختراعات‌ علمي‌ هيچ‌گونه‌ سنخيت‌ و شباهتي‌ وجود ندارد زيرا مبناي‌ اختراعات‌علمي، قوانين‌ و فن‌ آوري‌ هاي‌ علمي‌ از طريق‌ به‌ كارگيري‌ نيروهاي‌ هستي‌ - چون‌امواج‌ فضا، هوا، انرژي، برق‌ و غيره‌ است، در حالي‌ كه‌ مبناي‌ معجزه، صنع‌ الهي‌است‌ كه‌ سنتها و قوانين‌ ساري‌ و جاري‌ بر طبيعت‌ را درهم‌ مي‌شكند». صاحب ‌«المنير» مي‌افزايد: «گفتني‌ است‌ كه‌ ميان‌ زدن‌ عصا به‌ سنگ‌ و انفجار آب‌ از آن، هيچ‌ رابطه‌ علي‌ و ايجادي‌ وجود ندارد زيرا خداوند بزرگ‌ به‌ انفجار آب‌ از سنگ ‌يا هر جاي‌ ديگري، چه‌ با عصا، چه‌ بي‌ واسطه‌ عصا نيز قادر است‌ ولي‌ پاي‌ عصاي ‌موسي‌ را به‌ ميان‌ مي‌كشد تا از يك‌سو به‌ بندگانش‌ اصل‌ ارتباط ميان‌ اسباب‌ با مسببات‌ را تعليم‌ دهد و از سوي‌ ديگر، آنان‌ را متوجه‌ اسباب‌ بسازد تا به‌ قدر توان ‌در بدست‌ آوردن‌ آن‌ بكوشند».
«از روزي‌ خداوند بخوريد و بياشاميد» يعني: به‌ آنان‌گفتيم‌؛ از من‌ و سلوي‌بخوريد و از آب‌ برجوشيده‌ از سنگ‌ خارا بياشاميد «و در زمين‌ فتنه‌ و فساد برپانكنيد» در فساد افروزي‌ پيشواي‌ ديگران‌ قرار نگيريد و نعمتها را با گردنكشي‌ پاسخ‌ندهيد، كه‌ در آن‌ صورت‌ نعمتها از شما بازپس‌ گرفته‌ مي‌شود. «عثو»: سخت‌ترين‌نوع‌ فساد است‌.
علما گفته‌ اند: در شريعت‌ ما نيز سنت‌ استسقاء (طلب‌ باران) با اظهار عبوديت‌ و ذلت‌ همراه‌ با توبه‌ نصوح، وجود دارد. جمهور علما برآنند كه: بيرون‌ رفتن‌ به‌سوي‌ مصلي‌ و خطبه‌ و نماز جزء سنت‌ استسقاء است، اما حنفي‌ها آن‌ را از سنت‌استسقاء نمي‌دانند زيرا استسقاء از نظر آنان، تنها دعاء است‌ نه‌ چيزي‌ ديگر.
 
سوره مائدة آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا ما تورات‌ را فرود آورديم‌، در آن‌ هدايت‌ و نوري‌ است» آن‌ هدايت‌ و نور عبارت‌ است‌ از: بيان‌ احكام‌ شرعي‌، مژده‌ بعثت‌ محمدص و وجوب‌ پيروي‌ ازايشان‌ «كه‌ به‌ موجب‌ آن» يعني‌: به‌ موجب‌ تورات‌ «پيامبراني‌ كه‌ مسلم‌ اند» يعني‌: انبياي‌ بني‌اسرائيل‌ كه‌ مسلمان‌ و منقاد فرمان‌ خدا(ج) بودند «براي‌ يهود حكم ‌مي‌كردند» ﴿الَّذِينَ أَسْلَمُوا﴾ : (آنان‌كه‌ مسلمان‌ بودند)؛ صفتي‌ است‌ در مدح‌ پيامبران‌ بني‌اسرائيل‡ كه‌ پروردگار عزوجل‌ با اين‌ توصيف‌، پوزه‌ يهود را به‌ خاك ‌مي‌مالد، چرا كه‌ در واقع‌ به‌ آنها مي‌گويد: اي‌ نگونبختان‌! پيامبرانتان‌ پيرو و منقاد دين‌ اسلامي‌ بوده‌اند كه‌ اكنون‌ محمدص براي‌ احياي‌ آن‌ برانگيخته‌ شده‌است‌، در حالي‌كه‌ شما در ورطه‌هاي‌ هلاك‌ دست‌وپا مي‌زنيد! آري‌! به‌ هيچ‌ پيامبري‌ ازپيامبران‌، يهودي‌ يا نصراني‌ گفته‌ نمي‌شود بلكه‌ تمام‌ آنها مسلمان‌ بوده‌اند «وهمچنين‌ ربانيون» به‌ تورات‌ حكم‌ مي‌كنند. ربانيون‌: علماي‌ برخوردار از حكمت‌ و بينش‌ و آگاه‌ به‌ سياست‌ مردم‌ و تدبير امور آنان‌اند. همچنين‌ «احبار» يعني‌: دانشمندان‌ فهيم‌ و خبره‌ يهود به‌ تورات‌ حكم‌ مي‌كنند. آري‌! همه‌ آنها به‌ تورات ‌حكم‌ مي‌كردند و حكم‌ مي‌كنند «به‌سبب‌ آنچه‌ از كتاب‌ خدا به‌ آنان‌ سپرده‌ شده‌بود» يعني‌: انبياي‌ بني‌ اسرائيل‌، آن‌ علماي‌ رباني‌ را به‌ نگهداري‌ تورات‌ از هرگونه ‌تغيير و تبديلي‌ امر كرده‌ و آن‌ را به‌ عنوان‌ امانتي‌ به‌ ايشان‌ سپرده‌ بودند «و بر آن‌، شهدا بودند» شهدا: يعني‌: ايشان‌ مراقبان‌ و نگهباناني‌ بودند كه‌ با نظارت‌ خويش‌، تورات‌ را از تغيير و تبديل‌ حفظ مي‌كردند و بر كتاب‌ الله(ج) گواه‌ بودند. «پس» اي‌ رؤساي‌ يهود! «از مردم‌ نترسيد و از من‌ بترسيد و آيات‌ مرا به‌ بهاي ‌ناچيزي‌ نفروشيد» يعني‌: حكم‌ كردن‌ به‌ كتاب‌ نازل‌ شده‌ الهي‌ را به ‌سبب‌ ترس‌ از ديگران‌، يا به‌انگيزه‌ تمايل‌ به‌ منفعت‌، يا به‌دست‌ آوردن‌ رشوه‌اي‌، كنار نگذاريد «و كساني‌ كه‌ بر وفق‌ آنچه‌ خداوند نازل‌ كرده‌ حكم‌ نكنند، آنان‌ خود كافرند» حكم‌ اين‌آيه‌ شامل‌ همه‌ كساني‌ نيز مي‌شود كه‌ عهده‌دار امر حاكميت‌ جامعه‌ اسلامي‌ مي‌شوند اما به‌ كتاب‌ خدا(ج) حكم‌ نمي‌كنند. بعضي‌ برآنند كه‌ اين‌ آيه‌ محمول‌ برآن‌ است‌ كه‌ فروگذاشتن‌ (حكم‌ بما انزل‌ الله)؛ از روي‌ استخفاف‌، يا حلال ‌شمردن‌، يا انكار احكام‌ منزله‌ الهي‌ باشد.
از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «هر كس‌ منكر حكم‌ كردن‌ به‌آنچه‌ كه‌ خدا(ج) نازل‌ كرده‌، گردد، قطعا كافر شده‌ است‌ ولي‌ كسي‌ كه‌ به‌ (ما انزل ‌الله) معترف‌ و مؤمن‌ بود اما به‌ آن‌ حكم‌ نكرد، قطعا ظالم‌ و فاسق‌ است». همچنان ‌از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: «مراد از اين‌ كفر؛ كفري‌ نيست‌ كه ‌حاكم‌ مسلمان‌ را از آيين‌ اسلام‌ خارج‌ سازد بلكه‌ كفر مراتبي‌ دارد و اين‌ كفري ‌است‌ در مرتبه‌اي‌ پايين‌تر چنان‌كه‌ ظلم‌ هم‌ مراتبي‌ دارد و ظلمي‌ است‌ فروتر از ظلمي‌ ديگر، همان‌طوري‌ كه‌ فسق‌ نيز مراتبي‌ دارد و فسقي‌ است‌ فروتر ازفسقي ‌ديگر پس‌ كفر و ظلم‌ و فسق‌ داراي‌ پله‌ها و مراتبي ‌است».
بايد يادآور شد كه‌: در اينجا در خصوص‌ حكم‌ نكردن‌ به‌ (ما انزل‌ الله) سه‌ آيه ‌داريم‌ كه‌ عبارتند از: آيات‌ (44، 45 و 47). در آيه‌ (44) آمده‌است‌: ﴿وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ‏﴾ : (و كساني‌ كه‌ بر وفق‌ آنچه‌ خداوند نازل‌كرده‌، حكم‌ نكنند پس‌ آنان‌ كافرند). در آيه‌ (45) آمده‌ است‌: ﴿وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏﴾ ‌: (و كساني‌ كه‌ بر وفق‌ آنچه‌ خداوند نازل‌ كرده‌، حكم ‌نكنند پس‌ آنان‌ ستمگرند) و در آيه‌ (47) آمده‌است‌: ﴿وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‏﴾ : (و كساني‌ كه‌ بر وفق‌ آنچه‌ خداوند نازل‌ كرده‌، حكم‌ نكنند پس‌ آنان‌ فاسق‌ اند). ابن‌جريرطبري‌ مي‌گويد: «آيه‌ اول‌ درباره‌ مسلمين‌، آيه‌ دوم‌ درباره‌ يهود 