بال چيزي نمي‌روم و جز چيزي را نمي‌گويم كه بر من وحي گردد . اگر از فرمان پروردگارم تخطّي كنم ، از عذاب روز بزرگ مي‌ترسم ( كه دامنگيرم شود و تغيير و تبديل قرآن مايه عقاب و عذابم گردد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَيِّنَاتٍ » : جمع بيّنة ، واضح و روشن . حال است . « تِلْقَآءِ » : سوي . جانب . از ماده ( لقي ) است . « مِن تِلْقَآءِ نَفْسِي‌ » : از سوي خود . با اختيار و اراده خودم .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : اگر خداي مي‌خواست ( قرآني بر من نازل نمي‌كرد و من ) آن را بر شما نمي‌خواندم ( و آن را به كسي از شما نمي‌رساندم ، و خدا توسّط من ) شما را از آن آگاه نمي‌كرد .  ( به هر حال من تنها مبلّغ قرآنم نه مؤلّف آن ، و در اين باره اختياري از خود ندارم . سالهائي در ميان شما بسر برده‌ام و از اين نوع سخنان چيزي نگفته‌ام و ) عمري پيش از اين با شما بوده‌ام ( و صدق و امانت خود را نشان داده‌ام . از بررسي گذشته و حال مي‌توانيد بفهميد كه آنچه براي شما مي‌خوانم وحي آسماني است ) . آيا ( مطلبي به اين روشني را ) نمي‌فهميد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لآ أَدْرَاكُم بِهِ » : شما را از آن آگاه نمي‌كرد . از آن باخبرتان نمي‌ساخت . « لَبِثْتُ » : مانده‌ام . بسر برده‌ام . « عُمُراً » : يك عمر . مراد مدّت مديد است . مفعولٌ‌فيه است .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه‌كسي ستمكارتر از كسي است كه دروغي را به خدا نسبت دهد ، يا آيه‌هاي او را تكذيب كند ؟  ( دروغ‌بستن به خدا و تكذيب آيات او ، كفر بشمار است و جرم بزرگي دربر دارد و ) هرگز مجرمان ( كفرپيشه ) رستگار نمي‌گردند ( و قطعاً از عذاب خدا رهائي نمي‌يابند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يُفْلِحُ » : رستگار نمي‌شود . نجات نمي‌يابد .‏
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اينان غير از خدا ، چيزهائي را مي‌پرستند كه نه بديشان زيان مي‌رسانند و نه سودي عائدشان مي‌سازند ، و مي‌گويند : اينها ميانجيهاي ما در نزد خدايند ( و در آخرت رستگارمان مي‌نمايند ! ) بگو : آيا خدا را از وجود چيزهائي ( به نام بتان و انبازهاي يزدان ) باخبر مي‌سازيد كه خداوند در آسمانها و زمين سراغي از آنها ندارد ؟  ( مگر شما بتها را نماينده خدا نمي‌دانيد ؟ آيا ممكن است خدا اگر نماينده‌اي مي‌داشت از بودن آن بي‌خبر مي‌گشت ، ولي شما باخبر از آن مي‌شديد ؟ ! ) . خداوند منزّه ( از هرگونه انبازي ) و فراتر از آن چيزهائي است كه مشركان انبازشان مي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَتُنَبِّئُونَ اللهَ بِمَا » : آيا خدا را از وجود بتها و انبازهائي باخبر مي‌سازيد كه خدا از وجود آنها بي‌خبر است ؟ يعني اگر خدا شريكي مي داشت قبل از همه خودش از آن خبر مي‌داشت .‏
 
سوره مائدة آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در آن» يعني‌: در تورات‌ «بر آنان» يعني‌: بر يهود «مقرر داشتيم‌ كه‌ جان‌ در برابر جان‌ است» يعني‌: در تورات‌ قصاص‌ را ـ با كشتن‌ نفس‌ دربرابر نفس‌ ـ بر يهود لازم‌ گردانيديم‌، چه‌ مقتول‌ بزرگسال‌ باشد چه‌ خردسال‌، چه‌ مرد باشد و چه‌ زن‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ شريعت‌ پيشينيان‌ ما ـ اگر منسوخ‌ نشده‌ باشد ـ شريعت‌ ما نيز هست‌ بنابراين‌، حكم‌ قصاص‌ بر ما نيز لازم‌ است‌.
امام‌ ابوحنيفه‌: با استدلال‌ به‌ عام‌ بودن‌ اين‌ آيه‌ برآن‌ است‌ كه‌: مسلمان‌ در برابر كافر ذمي‌ و آزاد در برابر برده‌ كشته‌ مي‌شود. اما رأي‌ جمهور فقها در اين‌ دو حكم‌، مخالف‌ با رأي‌ ايشان‌ است‌. ليكن‌ جمهور فقها در حكم‌ قصاص‌ مرد در برابر زن‌، متفق‌القول‌اند «و چشم‌ در برابر چشم‌ است» يعني‌: اگر چشم‌ انساني‌ توسط انسان‌ ديگري‌ به‌ عمد كور ساخته‌ شد، يا از حدقه‌ در آورده‌ شد و در آن ‌هيچ‌ امكاني‌ براي‌ بينايي‌ باقي‌ نماند، در اين‌ صورت‌، چشم‌ شخص‌ جنايتكار در برابر آن‌ كور ساخته‌ مي‌شود يا بركنده‌ مي‌شود «و بيني‌ در برابر بيني‌ است» يعني‌: اگر كسي‌ بيني‌ كسي‌ را تماما بريد، بيني‌ جنايت‌ پيشه‌ در برابر آن‌ بريده‌ مي‌شود «و گوش‌ دربرابر گوش‌ است» يعني‌: اگر كسي‌ گوش‌ كسي‌ را تماما بريد، گوش‌ وي‌ در برابر آن‌ بريده‌ مي‌شود «و دندان‌ در برابر دندان‌ است» يعني‌: اگر دندان‌ كسي ‌به‌ عمد كنده‌ يا شكسته‌ شد، مقابلتا با دندان‌ جاني‌ همان‌ گونه‌ عمل‌ مي‌شود و در همه‌ دندانها به‌طور برابر عمل‌ مي‌شود و بعضي‌ بر بعضي‌ ديگر برتري‌ ندارند پس‌ هيچ‌ فرقي‌ ميان‌ دندانهاي‌ پسين‌، دندانهاي‌ نيش‌، دندانهاي‌ آسياب‌ و... نيست‌. همچنان‌ لازم‌ است‌ تا قصاص‌ گرفتن‌ از جاني‌ با آنچه‌ كه‌ بر مجني‌ عليه‌ رفته‌ است‌، همانند باشد، مثلا دربرابر گوش‌ راست‌ بايد گوش‌ راست‌ قصاص‌ شود، نه‌ گوش‌ چپ‌ «و زخمها نيز» به‌ همان‌ ترتيب‌ «قصاص‌ دارند» لذا، از جاني‌ همانند زخمي ‌كه‌ بر مجني ‌عليه‌ وارد نموده‌، قصاص‌ گرفته‌ مي‌شود؛ چنانچه‌ از قصاص‌ گرفتن ‌زخم‌، بيم‌ اتلاف‌ نفس‌ نمي‌رفت‌ و در عين‌ حال‌، مقدار زخم‌ از نظر عمق‌ يا طول‌ يا عرض‌ شناخته‌ مي‌شد، در غيرآن‌، از جاني‌ ارش‌ (ديه‌ جراحت‌) گرفته‌ مي‌شود.
بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ ائمه‌ فقه‌، ارش‌ هر زخمي‌ را به‌ مقاديري‌ مشخص‌، تعيين‌ كرده‌اند. ابن‌كثير مي‌گويد: «زخم‌ گاهي‌ در مفصل‌ است‌: چون‌ قطع‌ دست‌، پا و مانند آن‌، كه‌ اجماعا قصاص‌ در آن‌ واجب‌ است‌. گاهي‌ در مفصل‌ نيست‌ بلكه ‌در استخوان‌ است‌، كه‌ فقها در اين‌ بخش‌ اختلاف‌نظر دارند. ابوحنيفه‌: و يارانش‌مي‌گويند: بجز دندان‌، در ساير استخوانها قصاص‌ واجب‌ نيست‌. شافعي: مي‌گويد: قصاص‌ گرفتن‌ از استخوانها، مطلقا در هيچ‌ موردي‌ واجب‌ نيست‌. مشهور از مذهب‌ امام‌ احمد: نيز همين‌ است». اينها همه‌ درصورتي‌ است‌ كه‌ جنايات‌ فوق‌ به‌گونه‌ عمدي‌ صادر شده‌ باشد اما جنايت‌ درحال‌ خطا موجب‌ ديه‌ يا