أتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ولي‌ باز همين‌ شما هستيد» يعني: شما يهوديان‌ معاصر عهد پيامبر ص هستيد«كه‌» در مخالفت‌ با پيماني‌ كه‌ از شما در تورات‌ گرفته‌ شده‌ «يك‌ديگر را مي‌كشيد و گروهي‌ از خودتان‌ را از ديارشان‌ بيرون‌ مي‌رانيد و به‌ گناه‌ و تجاوز» يعني: بي‌هيچ‌سبب‌ و دليل‌ درستي‌ كه‌ اين‌ كار شما را توجيه‌ كند؛ «برضد آنان‌ باهم‌ همدست‌مي‌شويد، و» اما «اگر كساني‌ از شما اسير گردند» و نزد شما آمده‌ خواهان‌ پرداخت ‌فديه‌ آزادي‌ خويش‌ گردند، شما مطابق‌ حكم‌ تورات: «به‌ دادن‌ فديه، آنان‌ را آزادمي‌كنيد، با آن‌ كه‌» نه‌تنها كشتن، بلكه‌ «بيرون‌كردنشان‌ بر شما حرام‌ شده‌است، آياشما به‌ پاره‌اي‌ از كتاب‌» تورات‌ «ايمان‌ مي‌آوريد و به‌ پاره‌اي‌ ديگر كفر مي‌ورزيد؟».
اين‌ آيه‌ كريمه‌ به‌ وضعيت‌ دو قبيله‌ اوس‌ و خزرج‌ - پيش‌ از آن‌ كه‌ مسلمان‌شوند - اشاره‌ دارد زيرا قبل‌ از اسلام، يهوديان‌ بني‌قينقاع‌ با خزرج‌ و يهوديان ‌بني‌نضير و بني‌قريظه‌ با اوس، همدست‌ و هم‌پيمان‌ بودند و هرگاه‌ ميان‌ اوس‌ وخزرج‌ جنگي‌ درمي‌گرفت، هر يك‌ از آن‌ دو گروه، هم‌پيمانانشان‌ را عليه‌ برادران‌يهودي‌ خويش‌ ياري‌ داده‌ و در نتيجه‌، يهودي‌، يهودي‌ ديگر را در گيرودار جنگ‌اوس‌ و خزرج‌ مي‌كشت‌ و آواره‌ مي‌كرد ولي‌ بعد از آن‌ كه‌ آتش‌ جنگ‌ فروكش‌مي‌كرد، باز آنها اسيران‌ خود را براساس‌ حكم‌ تورات‌ بازخريد مي‌كردند، درحالي‌كه‌ طبق‌ بيان‌ آيات‌ سوره‌ «حشر»، خداوند (ج) از بني‌اسرائيل‌ در تورات‌پيمان‌ گرفته‌ بود كه: 
1- از كشتن‌ همديگر بپرهيزند.
2- همديگر را به‌ ستم‌ آواره‌ نكنند.
3- در ظلم‌ و تجاوز همدست‌ و همسو نشوند.
4- اسيران‌ خود را بازخريد و آزاد كنند.
اما بني‌اسرائيل‌ از اين‌ چهار حكم، تنهابه‌ بند چهارم‌ عمل‌ كردند و بس‌.
«پس‌ جزاي‌ هر كس‌ از شما كه‌ چنين‌ كند، جز خواري‌ در زندگي‌ دنيا» به‌وسيله ‌عذاب‌ خفت‌بار الهي‌ «چيزي‌ نيست‌ و روز رستاخيز به‌ سخت‌ترين‌ عذابها دچارشوند» به‌سزاي‌ اين‌ كه‌ آيات‌ الهي‌ را به‌ بازي‌ گرفته‌ اند «و خداوند از آنچه‌ مي‌كنيد، غافل‌ نيست‌» بلكه‌ شما را در برابر گناهانتان‌ مجازات‌ مي‌كند.
بايد دانست‌ كه‌ شريعت‌ مقدس‌ ما بر حكم‌ فديه‌دادن‌ اسيران‌ تأكيد نموده‌ است، از اين‌ رو، دادن‌ فديه‌ اسيران‌ جنگي‌ از بيت‌المال‌ واجب‌ است‌. علماي‌ مالكي‌ وغير آنان‌ مي‌گويند: «فديه‌دادن‌ اسيران‌ واجب‌ است، هرچند در بيت‌المال‌ يك‌درهم‌ باقي‌ نماند و علماي‌ اسلام‌ بر اين‌ حكم‌ اجماع‌ دارند. و اگر در بيت‌المال‌پولي‌ موجود نبود، پرداختن‌ فديه‌ اسيران‌ بر عامه‌ مسلمانان‌ فرض‌ كفايه‌ است‌».
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ كفه‌ اعمال» نيك‌ «او سبك‌ باشد» و كفه‌ بديها و گناهانش‌ برتري‌ و سنگيني‌ يابد «پس‌ آن‌ گروه، آنانند كه‌ به‌ خود زيان‌ زده‌اند، به‌سبب‌ آن‌ كه‌ به‌ آيات‌ ما ستم‌ مي‌كردند» يعني‌: با آيات‌ ما برخلاف‌ شيوه‌اي‌ كه‌ سزاوار آن‌ بود، تعامل ‌مي‌كردند زيرا سزاوار آيات‌ ما اين‌ بود كه‌ مورد تعظيم‌ و احترام‌ قرار گيرند، نه ‌اين‌ كه‌ با تكذيب‌ و انكار روبرو شوند. ظلم‌: نهادن‌ يك‌ چيز در غير جايگاه‌ آن ‌است‌.
 
	سوره ص آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما كوهها را با او هم‌آوا كرديم .  ( كوهها هم‌صدا با او ) شامگاهان و بامدادان به تسبيح و تقديس ( آفريدگار جهان ) مي‌پرداختند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ » : كوهها را با او هم‌آوا و هم‌صدا كرديم ( نگا : سبأ / 10 ) . كوهها را فرمانبردارش ساختيم و از منافع آنها برخوردارش كرديم . « الإِشْرَاقِ » : برآمدن خورشيد . تابيدن خورشيد به هنگام چاشتگاه . « الْعَشِيِّ » : شب هنگام . شبانگاهان ( نگا : آل‌عمران‌ / 41 ، انعام‌ / 52 ، كهف‌ / 28 ) .‏
 
سوره ص آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و پرندگان را نيز ( با او در تسبيح و تقديس ) هم‌آوا كرديم و در پيش او گرد آورديم . جملگي آنها فرمانبردار داود بودند ( و به دستور او عمل مي‌كردند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَحْشُورَةً » : گرد آمده و جمع‌آوري شده . « كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ » : همگي فرمانبردار داود بودند و به سوي او برمي‌گشتند . جملگي فرمانبردار خدا و خاضع در برابر مشيّت الله بودند و هستند ( نگا : انبياء / 79 ) .‏
 
سوره ص آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و حكومت او را ( با در اختيار قرار دادن وسائل مادي و معنوي ) استحكام بخشيديم ، و بدو فرزانگي و شناخت ( امور ) داديم ، و قدرت داوري قاطعانه و عادلانه‌اش ارزاني داشتيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَدَدْنَا » : تقويت كرديم و استحكام بخشيديم . پا برجاي و استوار نموديم . « مُلْكَهُ » : شاهي و حكومت او را . مملكت و كشور او را . « الْحِكْمَةَ » : شناخت اسرار اشياء و اصابت در گفتار و كردار ( نگا : آل‌عمران‌ / 48 ) . « فَصْلَ الْخِطَابِ » : سخن فيصله دهنده . گفتار نيرومندي كه نمايانگر قضاوت عادلانه و بيانگر داوري قاطعانه باشد . مصدر و به معني اسم فاعل ، يعني فاصل است و اضافه مصدر به مفعول خود يا اضافه صفت به موصوف خود مي‌باشد . يعني الْخِطَابَ الْفَاصِلَ . همان گونه كه جَوَامِعُ الْكَلِمِ ، به معني أَلْكَلام الْجَامِعُ است .‏
 
سوره ص آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي محمّد ! ) آيا داستان شاكياني به تو رسيده است كه وقتي ( از اوقات ) از ديوار عبادتگاه ( نه از درگاه خانه ، به سوي داود ) بالا رفتند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْخَصْمِ » : دشمن . مفرد و مثنّي و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن مساوي است و در اينجا مراد طرفين دعاوي است . « تَسَوَّرُواْ » : از ديوار بلند بالا رفتند . از دژ بالا پريدند . از ماده ( سُور ) به معني ديوار بلند اطراف خانه يا شهر است . نحوه صعود و علّت اصلي آن بر ما مجهول است . آنچه روشن است ، ورود از طريق غيرعادي به كاخ شاهي و يا معبد است . « الِْمحْرَاب