 تعويض‌ قضائي‌ است‌ «و هركه‌ از آن‌ قصاص‌ درگذرد پس‌ آن‌، كفاره‌ گناهان‌ اوست» كه‌ خداي‌ عزوجل‌ با درگذشت‌ از وي‌، گناهانش‌ را محو مي‌كند. در حديث‌ شريف‌ به ‌روايت‌ ابودرداء(رض) از رسول‌اكرمص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «هيچ‌ مسلماني‌نيست‌ كه‌ در چيزي‌ از جسمش‌ به‌ وي‌ عمدا زخم‌ و جراحت‌ وارد گردد و از آن ‌درگذرد، مگر اين‌ كه‌ خداوند(ج) با آن‌، درجه‌اي‌ به‌ وي‌ برتري‌ داده‌ و گناهي‌ را از وي‌ كم‌ مي‌كند».
«و كساني‌ كه‌ بر وفق‌ آنچه‌ خداوند نازل‌ كرده‌ حكم‌ نكنند، آنان‌ خود ستمگرند» يعني‌: قطعا ستمي‌ كه‌ از آنان‌ سرزده‌، ستمي‌ به‌ غايت‌ بزرگ‌ است‌ زيرا تحقق‌ عدالت‌ جز با حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ متصور نيست‌ لذا هر كس‌ از حكم‌ وي‌ روي‌ برتابد، يقينا مرتكب‌ ستم‌ بزرگي‌ شده‌ است‌.
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مردمان ( در آغاز آفرينش ) ملّت واحدي بيش نبودند ( و سرشت انساني ايشان استعداد خير و شرّ در خود داشت . خداوند پيغمبراني از ميانشان برانگيخت تا آنان را در برابر وحي آسماني به راه خير بدارند و ارشاد كنند . بعدها ) مردمان دو گروه شدند و با هم اختلاف پيدا كردند .  ( يعني دسته‌اي از كلام آسماني پيروي كردند و راه خير در پيش گرفتند ، و گروهي به وسوسه شيطاني گوش فرا دادند و به راه شرّ رفتند و ميكربِ پيكر جامعه انساني شدند ) . اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود ( كه عذاب بزرگ كافران و مجازات شديد مبطلان تا روز رستاخيز به تأخير انداخته شود ) ، درباره چيزي كه در آن اختلاف دارند ( با تمييز حق از باطل ، و برجاي داشتن محِقّ و نابودكردن مبطِل ) داوري مي‌شد ( و مسأله كفر و نفاق خاتمه مي‌يافت ، چرا كه از ترس نابوديِ آني ، اختيار كه رمز تكامل و پيشرفت است از ميان برمي‌خاست و جبر مطلق بر جامعه حاكم مي‌شد . امّا چون مجازات آني مخالف سرشت انساني است ، خدا چنين نكرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُمَّةً وَاحِدَةً » :  ( نگا : بقره / 213 ) . « لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ » :  ( نگا : ابراهيم / 42 ، نحل / 61 ، فاطر / 45 ) . « لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ » : در ميانشان داوري مي‌شد و كار فيصله پيدا مي‌كرد . مراد اين است كه خدا در دنيا فوراً آنان را مجازات مي‌كرد و عذاب خدا سريعاً دامنگيرشان مي‌گرديد . « فِيمَا » : درباره چيزي كه . مراد از اين چيز ، دين است كه مردمان در امر آن اختلاف پيدا مي‌كنند . گروهي راه آن مي‌پويند و دسته‌اي راه ديگر مي‌جويند .‏
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران مي‌گويند : كاش ! معجزه‌اي ( جز قرآن ، همچون معجزه ساير پيغمبران ) بر او ( كه محمّد است ) از سوي پروردگارش فرو فرستاده مي‌شد ( و ما را به صدق رسالتش قانع مي‌كرد ! بديشان ) بگو :  ( نزول معجزات از عالم غيب است و ) تنها خدا است كه بر غيب آگاه است .  ( اگر قرآن شما را قانع نمي‌سازد ) پس منتظر باشيد و من هم با شما منتظر مي‌مانم ( تا ببينيم عاقبت كار و فرمان پروردگار چه خواهد بود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٌ » : معجزه . مراد معجزه مادي و حسي ، از قبيل معجزات پيغمبران پيشين است ( نگا : انبياء / 5 ، قصص / 48 ) يا معجزات پيشنهادي ديگر ( نگا : إسراء / 90 - 93 ، عنكبوت / 50 و 51 ) . « إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ » : غيب ، تنها و تنها از آن خدا است ، و فقط و فقط او بر آن آگاه است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8513.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:8514.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:8515.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:8516.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:8517.txt">آيه  25</a></body></html>آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْراً إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه پس از شرّ و بلائي كه ( براي بيداري و آگاهي ) به مردم رسيده است ، مزه خير و نعمتي به انسانها مي‌چشانيم ( و ايشان را به قدرت و ثروت و شادي هم مي‌آزمائيم ) ، به ناگاه درباره آيه‌هاي ما به چاره‌سازي مي‌نشينند ( و به تكذيب آنها مي‌پردازند و با توجيهات نادرست در مقام انكار آيه‌ها برمي‌آيند ، و پيغمبر ما را شاعر و ساحر و ديوانه مي‌خوانند ، و مشكلات و سختيها را ناشي از اسباب و علل و تصادف و قهر طبيعت مي‌دانند ، و نعمتها و خوشيها را حمل بر زرنگي و شايستگي خود و شفقت روزگار مي‌نمايند ! ) . بگو : خداوند در چاره‌سازي ( حيله‌گريهاي شما ) از سرعت بيشتري برخوردار است ( و مي‌تواند شما را در اسرع وقت نابود نمايد و سريعاً تازيانه عذاب را به تنتان آشنا كند و فوراً در برابر اعمال زشتتان سزايتان دهد . امّا تا آن زمان كه خود مي‌داند ، مهلتتان مي‌دهد و به حال خودتان وا مي‌گذارد ) . بيگمان فرستادگان ( مأمور ثبت و ضبط كردار و گفتار و پندار شما يعني فرشتگان ) ما حيله‌گريها و چاره‌سازيهاي شما را مي‌نويسند ( و در قيامت كيفر آنها را به كف دستتان مي‌گذاريم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَذَقْنَا » : چشانديم . « رَحْمَة » : مراد نعمت است كه از رحمت خدا سرچشمه مي‌گيرد . « ضَرَّآءَ » : شدّت و محنت . گزند . مؤنّث است و مذكّر ندارد . « مَكْرٌ » : نيرنگ . چاره‌سازي نهاني و چاره‌جوئي پنهاني . مراد اين است كه كافران مي‌خواستند با تكذيب آيات و طعنه‌زدن بدانها و شكّ و گمان انداختن به دل ضعفاء تأثير كلام آسماني را خنثي نمايند . « رُسُلَنا » : فرستادگان ما . مراد فرشتگان مأمور نوشتن اعمال مردمان است ( نگا : انفطار / 10 و 11 و 12 ) .‏
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏او است كه شما را در خشكي و دريا راه مي‌برد ( و امكان سير و حركت در قاره‌ها و آبها را براي شما ميسّر مي‌كند ) . چه بسا هنگامي كه در كشتيها قرار مي‌گيريد و كشتيها با باد موافق سرنشينان را ( آرام آرام به سوي مقصد ) حركت مي‌دهند ، و سرنشينان بدان شادمان مي‌گردند ، به ناگاه باد سختي وزيدن مي‌گيرد و از هر سو موج به سويشان ميدود و مي‌پندارند كه ( توسّط مرگ از هر سو ) احاطه شده‌اند ( و راه گريزي نيست . در اين وقت ) خدا را به فرياد مي‌خوانن