 » : عبادتگاه . در اينجا مراد محلّ مخصوص ، و يا پرستشگاه است .‏
 
سوره ص آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ناگهان بر داود وارد شدند ( و ناگهاني در برابرش ظاهر گشتند ) و او از ايشان ترسيد ( و گمان برد كه قصد كشتن وي را دارند . بدو ) گفتند : مترس ! ما دو نفر شاكي هستيم و يكي از ما بر ديگري ستم كرده است . تو در ميان ما به حق و عدل داوري كن و ستم روا مدار ، و ما را به راستاي راه رهنمود فرما .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَزِعَ » : ترسيد . وحشت كرد . « لا تُشْطِطْ » : از حق دور مشو . دور از حقيقت مگو . در داوري ستم مكن . إشطاط و شَطَط ، هر دو به معني انحراف و تجاوز از حدّ معيّن و اصل حقيقت است ( نگا : كهف‌ / 14 ) . « سَوَآءِ الصِّرَاطِ » :  ( نگا : بقره‌ / 108 ، مائده‌ / 12 و 60 و 77 ) .‏
 
سوره ص آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يكي از دو نفر گفت : ) اين برادر من است و او نود و نه ميش دارد ، و من تنها يك ميش دارم ، و ( وي به من ) مي‌گويد : آن را به من واگذار ( چرا كه اين يكي هم از من باشد بهتر است ، و هيچي از يكي خوبتر است ! ) و او بر من در سخن چيره شده است ( چون از لحاظ فصاحت و بلاغت از من گوياتر و رساتر است و مرا مغلوب و منكوب قدرت منطق خود كرده است ، و نيز با اصرار زيادي كه در اين باره مي‌ورزد خسته و درمانده‌ام نموده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَعْجَةً » : گوسفند . ميش . « أَكْفِلْنِيهَا » : سرپرستي آن را به من واگذار . آن را بهره من گردان . مراد به تملّك او درآوردن آن گوسفند و دادن آن بدو است و از ماده ( كفل ) به معني سرپرستي ، يا نصيب ( نگا : نساء / 85 ، حديد / 28 ) . « عَزَّنِي‌ » : مرا مغلوب كرده است و بر من چيره شده است .‏
 
سوره ص آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعاً وَأَنَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( داود ) گفت : مسلّماً او با درخواست يگانه ميش تو براي افزودن آن به ميشهاي خود ، به تو ستم روا مي‌دارد . اصلاً بسياري از آميزگاران و كساني كه با يكديگر سر و كار دارند ، نسبت به همديگر ستم روا مي‌دارند ، مگر آنان كه واقعاً مؤمنند و كارهاي شايسته مي‌كنند ، ولي چنين كساني هم بسيار كم و اندك هستند . داود گمان برد كه ما او را آزموده‌ايم ( و اندازه هراس او از ديگران ، و نيز نحوه قضاوت وي را به محكّ آزمايش زده‌ايم ) . پس از پروردگار خويش آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْخُلَطَآءِ » : جمع خَليط . آميزشكاران . آميزگاران . شركاء . مراد آشنايان و شريكاني است كه با هم سر و كار دارند و اغلب اموال يا احشام خود را با هم مي‌آميزند . « قَلِيلٌ مَّا هُمْ » : آنان بسيار اندكند .  ( هُمْ ) مبتداي مؤخّر و ( قَلِيلٌ ) خبر مقدّم ، و ( مَا ) زائد و براي مبالغه در كمي و تأكيد قلّت آمده است و معني همچون ( جِدّاً ) دارد . « فَتَنَّاهُ » : او را امتحان كرده‌ايم . امتحان در اين كه آيا با وجود آن كه خدا را در كنار خود مي‌بيند از بندگان مي‌ترسد يا خير ، و نيز سنجش كار قضاوت او . « إِسْتَغْفَرَ » : طلب آمرزش كرد . مراد طلب آمرزش مطلق است . يعني درخواست بخشش بدون در ميان بودن خطا و گناه . چنين استغفاري برمي‌گردد به مبدأ :  « حَسَنَاتُ الأبْرَارِ ، سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبِينَ » :  ( نگا : غافر / 55 ، محمّد / 19 ، فتح‌ / 2 ، نصر / 3 ) . « خَرَّ » : فرو افتاد ( نگا : اعراف‌ / 143 ، نحل‌ / 26 ، حجّ‌ / 31 ، سبأ / 14 ) . « رَاكِعاً » : كرنش كنان . سجده‌كنان . خاشعانه ( نگا : بقره‌ / 43 ، آل‌عمران‌ / 43 ، مائده‌ / 55 ) . تعبير « رَاكِعاً » : يا به خاطر آن است كه ركوع مقدّمه سجده بوده و يا اين كه به معني خود سجده است ، چرا كه ركوع و سجود هر دو به معني انحناء و خميدن است ، و گاهي هم به معني مطلق خشوع و خضوع مي‌باشد . « أَنَابَ » : از كرده خويش پشيمان شد و برگشت . توبه كرد . كرده داود ، شتاب در صدور حكم قضاء بر اثر وضوح موضوع ، و يا گمان بردن كشتن خود توسّط طرفين دعاوي ، و خوف بيجا از بندگان با وجود حضور يزدان بود .‏
 
سوره ص آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به هر حال ، ما اين ( تَركِ أولي وَ سيّئه‌ي مقَرَّبين ) را بر او بخشيديم ( و وي را مشمول لطف و محبّت خود قرار داديم ) و او در پيشگاه ما داراي مقام والا و برگشتگاه زيبا است ( كه بهشت برين و نعمت‌هاي فردوس اعلي است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذلِكَ » : آن لغزش كه در طرز قضاوت رخ داد و يا گمان قتل . آن گناه مراد گناهي همچون گناه مذكور در ( غافر / 55 و محمّد / 19 ) است . « زُلْفي‌ » :  ( نگا : سبأ / 37 ) . « حُسْنَ مَئَابٍ » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 14 ، رعد / 29 ) . آنچه از آيات 21 تا 25 استفاده مي‌شود بيش از اين نيست كه افرادي به عنوان دادخواهي از عبادتگاه داود بالا رفتند و نزد او حاضر شدند . او نخست وحشت كرد . سپس به شكايت شاكي گوش فرا داد كه يكي از آنان 99 گوسفند و ديگري فقط يك گوسفند داشت . صاحب 99 گوسفند از صاحب يك گوسفند خواسته است كه اين يكي را هم بدو بدهد . داود پيش از آن كه از طرف مقابل توضيحي بخواهد حق را به شاكي داد . او به زودي متوجّه لغزش خود شد و از عجله و دستپاچگي خويش توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت . بدون اين كه حق كسي ضايع شده باشد . امّا برخي از مفسّران محترم با توجّه به اسرائيليّات موجود در كتابهاي محرَّف يهوديان و مسيحيان ، داستانهاي گوناگوني را در تفاسير خود ذكر نموده‌اند كه مفسّران بيشماري در كتابهاي خود آن افسانه‌ها و روايات را نقد نموده‌اند و بر آنها قلم بطلان كشيده‌اند ( نگا : تفسير كبير ، روح‌المعاني ، التفسير الني للقرآن ، أضواء البيان ، تفسير ابن‌كثير ، تفسير قاسمي ، نمونه ، في ظلال القرآن ، الواضح ، ) براي نمونه چند جمله‌اي را عيناً از تفسير أضواء البيان ذكر مي‌نمايم : إِعْلَمْ أَنَّ مَا يَذْكُرُهُ كَثيرٌ مِنَ المُفَسِّرِينَ فِي تَفْسيرِ هذِهِ الآيَةِ الْكَريمَةِ ( ص‌ / 24 ) مِمَّا لا يَلِيقُ بِمَنصَبِ دَاوُدَ - عَلَيْهِ وَ عَلي نَبِيِّنَا الصَّلاةُ والسَّلامُ - كُلُّهُ رَاجِعٌ إِليَ الإِسْرَائِيليَّات ، فَلاثِقَةَ بِهِ ، وَ لا مُعَوَّلَ عَلَيْهِ ، وَ مَا جَاءَ مِنْهُ مَرْفُوعاً إِليَ النَّبِيِّ - ( - لا يَصِحُّ مِنْهُ شَيْءٌ .‏
 
سوره ص آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ يَا دَاوُودُ إِ