‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر درباره چيزي كه ( از قصص موسي و فرعون و بني‌اسرائيل ) بر تو نازل شده است ، در شكّ و ترديد هستي ، از كساني سؤال كن كه قبل از تو ( اهل كتاب بوده‌اند و ) كتابهاي آسماني را مي‌خوانده‌اند . بيگمان ( بيان ) حق ( و خبر صادق قرآني ) از سوي پروردگارت براي تو آمده است و از زمره متردّدان مباش .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ . . . » : مخاطب رسول اكرم است و مراد غير او است ( نگا : يونس / 104 ) همان گونه كه عربها مي‌گويند : إِيّاكَ أَعْني وَ اسْمَعي يا جارَةُ . « أَلَّذِينَ يَقْرَأُونَ الْكِتَابَ » : مراد اهل كتاب است . « الْكِتَابَ » : مراد جنس كتاب است و شامل تورات و انجيل هم مي‌گردد . « الْحَقُّ » : آيات راستين قرآن . « الْمُمْتَرِينَ » : متردّدان . گمان‌برندگان .‏
 
آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏حتماً از زمره كساني مباش كه آيات ( قرآني و نشانه‌هاي جهاني ) ما را تكذيب مي‌كنند كه ( اگر چنين كني ) از زيانكاران خواهي بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَكُونَنَّ » : حتماً مباش . مراد پيروان پيغمبر است .‏
 
آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان كساني كه ( خودخواه و سياه‌دل هستند و به اوج طغيان رسيده‌اند و از جهالت به گرداب ضلالت افتاده‌اند و سعي در رستگاري خود از كفر و نفاق ندارند ) حكم پروردگارت نسبت بديشان اين است كه ( همچون فرعون ) ايمان نمي‌آورند ( مگر وقتي كه عذاب را با چشم خود ببينند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَقَّتْ » : واجب و ثابت شده است . « كلمه » : فرمان . حكم . قضاوت .‏
 
آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ جَاءتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هرچند كه همه دلائل روشن ( و تمام آيات و معجزات الهي ) به سراغ آنان بيايد ،  ( ايمان نمي‌آورند ) تا زماني كه عذاب دردناك را مشاهده كنند ( كه در اين هنگام ايمان آوردن سودي نمي‌بخشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَة » : دليل و برهان . معجزه .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8599.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:8600.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:8601.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:8602.txt">آيه  101</a><a class="text" href="w:text:8603.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:8604.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:8605.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:8606.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:8607.txt">آيه  106</a></body></html>آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هيچ قوم و ملّتي ( كه در شهرها در گذشته زندگي مي‌كرده‌اند به طور دسته‌جمعي در برابر پيغمبران الهي‌ به موقع ) ايمان نياورده‌اند تا ايمانشان بر ايشان سودمند باشد ، مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند ، عذاب خواركننده را در دنيا از آنان به دور داشتيم و ايشان را تا مدّت زماني ( كه خواسته‌ايم بمانند ، از زندگي ) برخوردار كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَلَوْلا » : چرا نمي‌بايست كه . « قَرْيَةٌ » : شهر . مراد مردمان شهر است و انبياء همه در شهرها مبعوث شده‌اند . « الْخِزْيِ » : خواري و رسوائي . در اينجا معني خواركننده و رسواكننده دارد . يادآوري اين نكته لازم است كه اخطارها و هشدارهائي كه معمولاً قبل از عذاب نهائي مي‌آيد ، براي قوم يونس به قدر كافي بيداركننده بود و آنان اين اخطارها را جدّي گرفتند و از زشتيها و پلشتيها توبه كردند و توبه آنان پذيراي آستان خدا گرديد .‏
 
آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ بني‌اسرائيل‌! نعمتم‌ را بر خود در فرود آوردن‌ من‌ و سلوي‌ به‌ يادآوريد؛ «آن‌گاه‌ كه‌» از آن‌ دلتنگ‌ شديد و «گفتيد: اي‌ موسي‌! هرگز تاب‌ تحمل‌ تنها يك‌ خوراك‌ را نداريم‌» به‌سبب‌ تكرار همه‌ روزه‌ و يكنواخت‌ بودن‌ آن‌ و نبود غذاي ‌ديگري‌ با آن‌. بدين‌سان‌ از نعمت‌ روزي‌ پاكيزه‌ و زندگي‌ گوارايي‌ كه‌ داشتيد، ملول‌ و دلتنگ‌ شديد و مشتاق‌ و آرزومند همان‌ زندگي‌ سخت‌ و طاقت ‌فرسايي‌گشتيد كه‌ قبلا بدان‌ خو كرده‌ بوديد «پس‌ از پروردگارت‌ بخواه‌ كه‌ از آنچه‌ زمين‌ ازسبزي‌ و خيار و سير و عدس‌ و پياز مي‌روياند، براي‌ ما برآورد» مراد آنها سبزي‌هاي‌خوردني‌؛ چون‌ نعناع‌ و كرفس‌ و تره‌ و امثال‌ آن‌ بود. بقل: هرگياه‌ بي‌ساقه‌، و شجر: رستني‌هاي‌ داراي‌ ساقه‌ است‌. فوم: سير و به‌ قولي‌ گندم‌ است‌. عدس‌ و پياز هم‌ كه‌معروفند. «موسي‌ گفت: آيا به‌جاي‌ چيز بهتر خواهان‌ چيز پست‌تر هستيد؟» يعني: چيزهايي‌ را كه‌ از جهات‌ متعددي‌ - چون‌ تغذي، داشتن‌ لذت، رسيدن‌ آنها ازسوي‌ خدا (ج)بي‌واسطه‌ احدي‌ از مخلوقاتش، حلال‌ بودن‌ آنها بي‌وجود هيچ‌ شبهه‌اي‌ و عدم‌ رنج‌ و سختي‌ در به‌ دست‌ آوردن‌ آنها - بر ساير خوراكي‌ها برتري‌و فضيلت‌ دارند، جانشين‌ چيزهايي‌ مي‌گردانيد كه‌ اين‌ امتيازات‌ را به‌همراه‌ ندارند؟ «پس‌ به‌ شهري‌ فرود آييد» از شهرهاي‌ زراعتي‌. اين‌گونه‌ بود كه‌ خداوند (ج)به‌آنان‌ اجازه‌ ورود به‌ شهري‌ را داد. ولي‌ به‌ قولي: امر در اينجا براي‌ تعجيز است‌. «كه‌ آنچه‌ را خواسته‌ايد» از سبزي‌ و سير و پياز و غيره‌ «براي‌ شما در آنجا مهيا است‌» ولي‌ همراه‌ با بيم‌ و خواري‌ و حقارت‌ و قتل‌ و قتال‌ «و» البته‌ اين‌ وضع‌ براي‌يهوديان‌ دور از انتظار نيست، بدان‌ جهت‌ كه: «بر پيشاني‌ آنان‌ داغ‌ خواري و ناداري ‌زده‌ شد» و آنان‌ پيوسته‌ در روي‌ زمين‌ پراكنده‌ و آشفته‌ حالند و اگر در قلمرودولت‌ اسلامي‌ به‌سر برند، هم‌ بايد جزيه‌ بپردازند، كه‌ اين‌ نيز نشانه‌ ذلت‌ و خواري‌آنهاست‌ «و به‌ خشمي‌ از سوي‌ خدا بازگشتند» يعني: سزاوار خشم‌ وي‌ شدند.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «بايد دانست‌ كه‌ فقر و ذلت‌ و تنگدستي‌ ابدي‌يهود، احساسي‌ درون‌ جوش‌ و ريشه‌دار در اعماق‌ روان‌ آنهاست، يعني‌ آنهاهميشه‌ ا