ساس‌ فقر و ذلت‌ مي‌كنند، حتي‌ اگر مالك‌ تمام‌ گنجينه‌هاي‌ روي‌ زمين‌هم‌ باشند، لذا حسي‌ ريشه‌دار از داشتن‌ كم‌ و كسر و فقدان‌ وزن‌ معنوي‌ و مادي‌، برآنان‌ مسلط است‌ تا بدانجا كه‌ آنان‌ مال‌ دنيا را تا سر حد پرستش‌ دوست‌ دارند و اين ‌امر جز احساس‌ دروني‌ فقر در نهاد آنها، عامل‌ ديگري‌ ندارد. بر پايي‌ دولتي‌ براي ‌يهود به‌ نام‌ دولت‌ «اسرائيل‌» نيز، هيچ‌ تضادي‌ با اين‌ آيه‌ كريمه‌ ندارد زيرا اركان ‌اساسي‌ يك‌ دولت‌ حقيقي، يعني‌ احساس‌ ثبات‌ و استقرار، براي‌ يهود اصلا فراهم‌نيست، چراكه‌ يهوديان‌ دائما فكر مي‌كنند كه‌ اسرائيل‌ در خطر نابودي‌ است‌».
«اين‌» داستان‌ ننگين‌ ذلت‌ در حيات‌ ملت‌ يهود «بدان‌ سبب‌ بود كه‌ آنان‌ به‌ آيات ‌الهي‌ كفر مي‌ورزيدند و پيامبران‌ را به‌ناحق‌ مي‌كشتند، اين‌ از آن‌ روي‌ بود كه‌ سركشي ‌نموده‌ و از حد درمي‌گذشتند» يعني: آنچه‌ از داستان‌ ننگين‌ و ذلت‌بار در حيات‌ ملت‌ يهود گذشته‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ بعدا هم‌ از روند بي‌پايان‌ ذلت‌ و در بدري‌ بر سرشان‌مي‌آيد؛ فقط به‌سبب‌ كفرشان‌ به‌ خدا (ج)و كشتن‌ انبياي‌ الهي‌ چون‌ شعيب‌ و زكريا و يحيي: است‌. آنان‌ با علم‌ و باور به‌ اين‌ امر كه‌ كشتن‌ ايشان‌ ظالمانه‌ است، مرتكب‌ اين‌ جنايت‌ هولناك‌ شدند و توطئه‌ قتل‌ عيسي‌u را نيز چيدند كه‌خداوند(ج) او را به‌سوي‌ خود برد و از نيرنگ‌ آنان‌ رهانيد. در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «أشد الناس عذاباً يومالقيامة رجل قتله نبي، أو قتل نبياً، وإمام ضلالة، وممثل من الممثلين‌: سخت‌ترين‌مردم‌ از روي‌ عذاب‌ در روز قيامت: مردي‌ است‌ كه‌ پيامبري‌ او را كشته، يا اوپيامبري‌ را كشته‌ باشد و پيشواي‌ گمراهي‌ و تصويرگري‌ از تصويرگران‌ است‌».
سوره مائدة آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ كساني‌ را كه‌ در دلهايشان‌ بيماري‌ است» يعني‌: بيماري‌ نفاق‌ و شك‌ در دين‌ است‌ «مي‌بيني‌ كه‌ در» دوستي‌ و هم‌پيماني‌ با «يهود و نصاري‌ مي‌شتابند» وآن‌گاه‌ در توجيه‌ هم‌پيماني‌ با آنان‌ «مي‌گويند: مي‌ترسيم‌ به‌ ما حادثه‌ ناگواري ‌برسد» يعني‌: بيماردلان‌، دوستي‌ و موالات‌ خود با يهود و نصاري‌ را اين‌گونه ‌توجيه‌ مي‌كنند: مي‌ترسيم‌ كفار بر محمدص غلبه‌ كنند، آن‌گاه‌ دولت‌ و شوكت‌ ازآن‌ ايشان‌ گردد و دولت‌ محمدص برافتد و در آن‌ صورت‌ از سوي‌ آنان‌ بر سرما بلايي‌ بيايد. در زمان‌ ما نيز منافقان‌ به‌ آستان‌ كفار و به‌ خدمت‌ آنان‌ مي‌شتابند و به‌ وسايل‌ و شيوه‌هايي‌ پناه‌ مي‌برند كه‌ آنهارا به‌ كفار نزديك‌ گرداند «پس‌ نزديك ‌است‌ كه‌ الله فتح‌ را بياورد» كه‌ همانا غلبه‌ و پيروزي‌ محمدص بر كافران‌ است‌. كه‌ لله‌الحمد اين‌ وعده‌ به‌ زودي‌ هم‌ تحقق‌ يافت‌ زيرا طوايف‌ يهود از مدينه‌ تارومارگرديدند؛ بدين‌سان‌ كه‌ جنگندگان‌ طايفه‌ بني‌قريظه‌ كشته‌ شده‌ و زنان‌ و كودكانشان ‌به‌ اسارت‌ درآمدند و طايفه‌ بني‌نضير از سرزمين‌ خود تبعيد گرديدند. به‌ قولي‌ديگر: مراد، فتح‌ سرزمين‌هاي‌ مشركان‌ و پديدآوردن‌ گشايش‌ و رهايشي‌ در كار مسلمانان‌ است‌. «يا» زودا كه‌ خداوند(ج) «امر ديگري‌ را از جانب‌ خود» بياورد، چنان‌ امري‌ كه‌ شكوه‌ و شوكت‌ يهود و همراهان‌ و هم‌پيمانانشان‌ را درهم‌ شكند. به‌قولي‌: مراد از آوردن‌ امر ديگر، افشاي‌ حال‌ منافقان‌ و آگاهانيدن‌ رسول‌ خداص از انديشه‌هاي‌ پنهاني‌ درون‌ آنها و صادرنمودن‌ فرمان‌ قتل‌ آنهاست‌ «تا سرانجام‌ ازآنچه‌ در دل‌ خود پنهان‌ داشته‌اند» از نفاقي‌ كه‌ آنها را بر دوستي‌ و موالات‌ با كفار واداشت‌ «پشيمان‌ گردند» به ‌سبب‌ آشكار گشتن‌ بطلان‌ اسباب‌ و عللي‌ كه‌ براي‌ موالاتشان‌ با كفار تصور مي‌كردند و ثبوت‌ خلاف‌ آن‌ در عرصه‌ واقعيت‌. بنابراين‌، اصلي‌ را كه‌ بايد دريابيم‌ اين‌ است‌ كه‌: نفاق‌، بيماري‌اي‌ است‌ در قلب‌، همچون ‌بيماري‌ كفر يا حسد يا كينه‌ يا كبر و غيره‌، كه‌ نمود و مظهر اصلي‌ آن‌، ولايت‌ ودوستي‌ با كافران‌ و منافقان‌ است‌؛ اين‌ ولايت‌ گاهي‌ پنهاني‌ است‌ و گاهي‌ آشكار،گاهي‌ به‌ شكل‌ و شيوه‌اي‌ است‌ و زماني‌ به‌ شيوه‌اي‌ ديگر پس‌ انسان‌ مؤمن‌ بايد هميشه‌ به‌هوش‌ بوده‌ و در جهت‌ پاكسازي‌ نهاد خويش‌ از شائبه‌هاي‌ نفاق‌ و مظاهر ولايت‌ و دوستي‌ با كفار و منافقان‌، تلاش‌ ورزد.
 
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر پروردگارت مي‌خواست ، تمام مردمان كره زمين جملگي ( به صورت اضطرار و اجبار ) ايمان مي‌آوردند ( امّا ايمان اضطراري و اجباري به درد نمي‌خورد ) . آيا تو ( اي پيغمبر ! ) مي‌خواهي مردمان را مجبور سازي كه ايمان بياورند ؟  ( اين كار نه صحيح و سودمند است و نه از دست تو ساخته است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تُكْرِهُ » : مجبور مي‌سازي . وادار مي‌كني .‏
 

آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هيچ كسي نمي‌تواند ايمان بياورد ، مگر اين كه ( بدان گرايش پيدا نمايد و براي آن تلاش كند و ) خدا اجازه دهد ( و اسباب و وسائل ايمان را براي او ميسّر سازد . امّا كسي كه به ايمان رو نكند و حاضر به استفاده از سرمايه فكر و خرد خويش نباشد ، او مستحقّ خشم و عذاب خدا است ، ) و خدا عذاب را نصيب كساني مي‌سازد كه تعقّل و تفكّر نمي‌ورزند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرِّجْسَ » : پليدي و كثافت . در اينجا مراد عذاب است .‏
 
آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : بنگريد ( و چشم برون و درون را باز كنيد و ببينيد ) در آسمانها و زمين چه چيزهائي است‌ ؟ ! آيات ( خواندني كتابهاي آسماني ، از جمله قرآن ، و ديدني جهان هستي ) و بيم‌دهندگان ( پيغمبر نام ، و اندرزها و انذارها هيچ كدام ) به حال كساني سودمند نمي‌افتد كه نمي‌خواهند ايمان بياورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أنظُرُوا » : بنگريد . دقّت كنيد . « ماتُغْني‌ » : مفيد واقع نمي‌شود . سودمند نمي‌افتد ( نگا : آل‌عمران / 10 و 116 ، انفال / 19 ) . « الآيَا