مِثْلِهِ » : مانند آن . مِثْل صفت اوّل ( سُوَرٍ ) است و با موصوف خود مي‌تواند مطابقت بكند يا نكند ( نگا : مؤمنون / 47 ، اعراف / 194 ) . « مُفْتَرَيَاتٍ » : به هم بافته‌ها . ساخته‌هاي دروغين . صفت دوم ( سُوَرٍ ) است . « مِن دُونِ اللهِ » : سواي خدا . جار و مجرور متعلّق به فعل ( أُدْعُوا ) است .‏
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس ( اي مشركان ! ) اگر ( كساني را كه براي ياري در اين كار دعوت مي‌كنيد ) پاسخ شما را ندادند ( و استدعاي شما را نپذيرفتند ، چرا كه از انجام آن ناتوانند ) بدانيد كه اين قرآن با آگاهي الله و وحي خدا نازل شده است ( و از علم الهي سرچشمه گرفته است ) و معبودي جز خدا نيست ( و نزول اين آياتِ معجز ، دليلي و نشاني بر اين حقيقت است ) . پس آيا اسلام را مي‌پذيريد و فرمانبردار خدا مي‌گرديد ؟  ( بايد كه تسليم شويد اگر طالب حقّ مي‌باشيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ . . . » : مرجع ضمير ( و ) در اين فعل به ( مَنْ ) در آيه قبلي ، يعني مدعوّين مشركان جهت ياري ايشان برمي‌گردد ، و ضمير ( كُمْ ) به خود مشركان مخاطب ، امّا اگر مرجع ( و ) ، مشركان مخاطب ، و مرجع ( كُمْ ) ، پيغمبر و مؤمنان باشد ، معني چنين مي‌شود : اگر مشركان دعوت شما مسلمانان را اجابت نكردند و حاضر نشدند لااقل ده سوره همانند اين سوره‌ها را بياورند ، شما مؤمنان بدانيد كه اين ضعف و ناتواني نشانه آن است كه اين آيات از علم الهي سرچشمه گرفته است ، و . . .  ( نگا : قصص / 50 ) . « أُنزِلَ بِعِلْمِ اللهِ » : نازل شده است با دانش خدا نه با دانش محمّد يا ديگران ( نگا : نساء / 166 ، هود / 49 ) .‏
 
سوره مائدة آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ ولي‌ شما، تنها الله است» يعني‌: خداوند تبارك‌ و تعالي‌ ولي‌ و ياوري‌ است‌ كه‌ دوست‌ داشتن‌ و موالات‌ با وي‌ فرض‌ عين‌ ذمه‌ هر مسلماني‌ است ‌«و» جز اين‌ نيست‌ كه‌ ولي‌ شما «رسول‌ اوست‌ و كساني‌ كه‌ ايمان‌آورده‌اند؛ همان‌كساني‌ كه‌ نماز را برپا مي‌دارند و زكات‌ را مي‌دهند در حالي‌ كه‌ در ركوع‌اند» مراد از ركوع‌: خشوع‌ و خضوع‌ براي‌ الله(ج) است‌. يعني‌: نماز را درحالي ‌كه‌ خاشع‌ و خاضع‌اند برپا مي‌دارند و زكات‌ را در حالي‌ كه‌ بر فقرا تكبر نورزيده‌ و بر آنان ‌برتري‌ نمي‌جويند، مي‌پردازند پس‌ ايشان‌ پيوسته‌ فروتن‌اند. خداوند متعال‌ (ولي‌) رادر آيه‌ كريمه‌ به‌ صيغه‌ مفرد آورد درحالي‌ كه‌ از ولايت‌ يك‌ جمع‌ ياد شده‌ است‌؛ تا به‌ اين‌ حقيقت‌ توجه‌ دهد كه‌ ولايت‌ وي‌ اصل‌ و ولايت‌ غير وي‌ تبع‌ است‌ و اگر به‌ صيغه‌ جمع‌ «اولياؤكم‌...» مي‌فرمود؛ ديگر در سخن‌، اصل‌ و تبعي‌ مطرح‌ نبود.
	آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه ( تنها ) خواستار زندگي دنيا و زينت آن باشند ( و جز خوردن و نوشيدن و اموال و اولاد را طالب نبوده و چشم‌داشتي به آخرت نداشته باشند ، برابر سنّت موجود در پيكره هستي ، پاداش دسترنج و ) اعمالشان را در اين جهان بدون هيچ گونه كم و كاستي به تمام و كمال مي‌دهيم ( چرا كه مدار اين جهان بر اعمال استوار است‌ ؛ نه بر نيّات و مقاصد ، و بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست ) وحقي از آنان در آن ضايع نمي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَن كَانَ يُرِيدُ . . . » :  ( نگا : اسراء / 18 ، شوري / 20 ) . « زينَتَها » :  ( نگا : آل‌عمران / 14 ) . « لا يُبْخَسُونَ » : حقّي از آنان ضايع نمي‌گردد و نتيجه اعمالشان نقصان نمي‌بيند .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه در آخرت جز آتش دوزخ بهره و سهمي ندارند ، و آنچه در دنيا انجام مي‌دهند ، ضايع و هدر مي‌رود ( و بي‌اجر و پاداش مي‌شود ) و كارهايشان پوچ و بيسود مي‌گردد ( هرچند كه اعمالشان به ظاهر انساني و مردمي و عبادي باشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَبِطَ » : هدر رفت . پوچ و بي‌ثمر شد ( نگا : بقره / 217 ، آل‌عمران / 22 ) .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَاماً وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كسي كه دليل و برهان روشني ( به نام فطرت و عقل سليم ) از سوي پروردگار خود دارد ( و با نور آن به آفاق و انفس مي‌نگرد و به وجود آفريدگار جهان پي مي‌برد ) و گواهي از جانب خدا ( به نام قرآن ) به دنْبال آن مي‌آيد ( و بر صدق دريافت عقل او از جهان ، شهادت مي‌دهد و برداشت وي را تصديق مي‌نمايد ) و قبل از قرآن ( هم جملگي كتابهاي آسماني ، اين راه را تأييد كرده‌اند و در اين مسير رفته‌اند ، از آن جمله تورات ، يعني ) كتاب موسي كه رهبر و رحمت بوده است ،  ( آيا چنين كساني با افرادي برابرند كه با چشم خرد به ملكوت جهان نمي‌نگرند ، و به كتابهاي آسماني و پيغمبران الهي گوش دل فرا نمي‌دهند ، و جز به فكر دنيا نبوده و گمراه بسر مي‌برند و گمراه مي‌ميرند ؟ ) . آنان ( كه درباره كائنات مي‌انديشند و با چراغ عقل پروردگار خود را مي‌يابند و تاريخ انبياء و گذشتگان را پيش چشم مي‌دارند ) بيگمان به قرآن ايمان مي‌آورند ( چرا كه آن را با ديد جهان‌بين و بينش حقّگراي خويش همگام و همنوا مي‌بينند ) . هركس از گروهها ( و طوائف گمراه كه دشمن حق و حقيقت و اديان و انبياء خدايند ) به قرآن ايمان نياورد ، ميعادگاه او آتش است ( و جملگي گمراهان گريزان از نور قرآن ، در آتش سوزان دوزخ گرد مي‌آيند و چه بد جايگاهي است ! اي پيغمبر ! ) درباره قرآن شكّ و گماني به خود راه مده . قرآن حق است و از سوي پروردگارت آمده است ، ولي بيشتر مردم ( حق را نمي‌پذيرند و به چيزي كه بايد ايمان داشت ) ايمان نمي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَيِّنَةٍ » : دليل و برهان روشن . بيانگر حق و باطل و جداسازنده آن دو از يكديگر . در اينجا مراد فطرت خداجو و عقل سليم است . « يَتْلُوهُ » : به دنبال آن مي‌آيد . « شَاهِدٌ » : گواه . مراد قرآن است . « مِنْهُ » : مرجع ضمير ( هُ ) واژه ( رَبّ ) است . « مِن قَبْلِهِ » : پيش از قرآن . مرجع ( هِ ) واژه ( شاهِدٌ ) است . « إِمَاما