 كار ساختن كشتي مي‌باشيد . از اين پس به مشركان رحم مكن ) و با من درباره ( گذشت از ) ستمگران گفتگو منما ( كه آنان محكوم به عذابند و ) مسلّماً ايشان غرق خواهند شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِأَعْيُنِنَا » : تحت رعايت و نظارت ما ( نگا : طه / 39 ، طور / 48 ) . « بِوَحْيِنَا » : با راهنمائيها و تعليمات وحي ما . « مُغْرَقُونَ » : غرق‌شدگان . در آب خفه‌شدگان .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8656.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:8657.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:8658.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:8659.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:8660.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:8661.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:8662.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:8663.txt">آيه  45</a></body></html>آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نوح دست‌اندر كار ساختن كشتي شد . هر زمان كه گروهي از اشراف قوم او از كنار وي مي‌گذشتند ، او را مسخره مي‌كردند ( و مي‌خنديدند و مي‌گفتند : ديوانه شده است . به سرش زده است . پيغمبري را ترك گفته است و نجّاري را پيشه كرده است ! نوح هم بديشان پاسخ مي‌داد و ) مي‌گفت : اگر شما ما را مسخره مي‌كنيد ، ما هم همان گونه شما را مسخره مي‌كنيم .  ( امروز از بي‌خبري شما از پيام آسماني مي‌خنديم و فردا به سبب شكنجه و عذابي كه گريبانگيرتان مي‌گردد به تمسخرتان مي‌نشينيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كُلَّمَا » : هر زمان كه . هر وقت كه . « سَخِرُوا مِنْهُ » : مسخره‌اش مي‌كردند .‏
 
آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هرچه زودتر خواهيد دانست كه عذاب خواركننده و رسواكننده ( در دنيا ) بهره چه كسي ، و شكنجه جاودان ( در آخرت ) گريبانگير كدام يك از مردمان مي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُخْزيهِ » : رسوايش مي‌سازد . خوارش مي‌كند . « مُقِيم‌ » : جاودان . هميشگي و ناگسستني .‏
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( نوح به كار خود مشغول بود و كافران هم به تمسخر خود ادامه دادند ) تا آن گاه كه فرمان ما ( مبني بر هلاك كافران ) در رسيد و آب از زمين جوشيدن گرفت ( و خشم ما به غايت رسيد . به نوح ) گفتيم : سوار كشتي كن از هر صنفي نر و ماده‌اي را ، و خاندان خود را ، مگر كساني را كه فرمان هلاك آنان قبلاً صادر شده است ( كه همسر و يكي از پسران تو است ) ، و كساني را ( در آن بنشان ) كه ايمان آورده‌اند . و جز افراد اندكي بدو ايمان نياورده بودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَتَّيا » : غايت است براي ( يَصْنَعُ ) و كلام ميان اين دو واژه ، حال ضمير مستتر ( هُوَ ) در فعل مذكور است . « فَارَ » : فوران كرد . جوشيدن گرفت . « التَّنُّورُ » : سطح زمين ( نگا : قمر / 12 ) . چشمه‌ساران . تنور پخت و پز نان . كه جوشيدن آب از آن بيانگر دگرگوني و پيدايش حادثه‌اي نوظهور بود . « فَارَ التَّنُّورُ » : كنايه از آب زياد و همچنين شدّت خشم خدا است . همان گونه كه مي‌گويند :  ( حَميَ الْوَطيسُ ) : تنور گرم شد ، كه مراد گرمي معركه و كارزار است . « اثْنَيْنِ » : دوتا . مراد نر و ماده است . مفعول ( إِحْمِلْ ) است . « سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ » : درباره او قبلاً سخن رفت كه ( إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ) است ( نگا : هود / 37 ) . اين فرمان شامل كافران به طور عام و شامل همسر نوح ( واعِلَة ) و پسرش ( كَنْعان ) به طور خاصّ است .‏
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( نوح خطاب به خاندان و بستگان باايمان خود و سائر مؤمنان ) گفت : سوار كشتي شويد ( و نترسيد ) كه حركت و توقّف آن با ياري خدا و حفظ و عنايت الله است ( و به هنگام ورود به كشتي و حركت آن ، و در وقت لنگر انداختن و خروج از آن ، نام خدا را بر زبان رانيد و از حضرت باري ياري بطلبيد ، و از او آمرزش گناهان خود را بخواهيد و بدانيد كه ) بيگمان پروردگار من بسيار آمرزنده و بس مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِسْمِ اللهِ » : به نام خدا . با ياري و نگهداري و قوّت و قدرت خدا . « مَجْري‌ » : حركت . زمان حركت . مسير حركت . مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است . « مُرْسي‌ » : لنگر انداختن . زمان ايستادن . لنگرگاه . مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است و از ماده ( رسو ) مي‌باشد . « بِسْمِ اللهِ مَجْريها وَ مُرْساها » : اين جمله مي‌تواند متّصل به ( إِرْكَبُوا ) و حال از ضمير ( و ) بوده و تقدير چنين باشد : مُسَمّينَ اللهَ . يا اين كه : قائِلينَ بِسْمِ الله وَقْتَ إِجْرائِها وَ وَقْتَ إرْسائِها . و همچنين مي‌تواند كلام جداگانه‌اي باشد و مژده‌اي از سوي پروردگار به حفظ و حراست كشتي در همه احوال بشمار آيد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:867.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:868.txt">آيه  59</a><a class="text" href="w:text:869.txt"> آيه  60</a><a class="text" href="w:text:870.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:871.txt"> آيه  62</a><a class="text" href="w:text:872.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:873.txt">آيه  64</a></body></html>آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مؤمنان سوار كشتي شدند و ) كشتي با سرنشينانش ( سينه ) امواج كوه پيكر را مي‌شكافت و ( همچنان ) به پيش مي‌رفت .  ( مهر پدري در ميان اين امواجي كه از سر و دوش هم بالا مي‌رفتند و روي هم مي‌غلطيدند ، موج گرفت ) و نوح پسرش را كه در كناري ( جدا از پدر ) قرار گرفته بود فرياد زد كه فرزند دلبندم با ما سوار شو و با كافران مباش ،  ( اگر به سوي خدا برگردي نجات مي‌يابي ، والّا با جملگي بي‌دينان هلاك مي‌گردي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَجْرِي بِهِمْ » : كشتي سرنشينانش را در ميان امواجي چون كوه ، حركت مي‌داد . « فِي مَعْزِلٍ » . در كناري . در گوشه‌اي . « مَعْزِلٍ » . جاي جداگانه . مكاني دور افتاده . اسم مكان از عزلت است .‏
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پسر لجوج و مغرور نوح ) گفت : به كوه بزرگي مي‌روم و مأوي مي‌گزينم كه مرا از سيلاب محفوظ مي‌دارد ( و از غرقاب مصون . ) نوح گفت : امروز هيچ قدرتي در برابر فرمان خدا ( مبني بر غرق و هلاك‌شدن كافران ) پناه نخواهد داد مگر كسي را كه مشمول رحمت خدا گردد و بس .  ( در