 همين هنگام موجي برخاست و او را در كام خود فرو برد ) و موج ميان پدر و پسر جدائي انداخت و پسر در ميان غرق‌شدگان جاي گرفت ( و خيال خام ، او را از راه آب دنيا ، به آتش آخرت انداخت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَئَاوَيا » : پناه خواهم برد . منزل و مأوي خواهم ساخت . « عاصِمَ » : بازدارنده و حفظ‌كننده . اين واژه مي‌تواند به معني ذي‌عصمت ، يعني محفوظ و مصون باشد ، و معني چنين شود : امروز هيچ كسي از مرگ نجات پيدا نمي‌كند مگر آن كسي كه مشمول رحمت خدا گردد . « حَالَ بَيْنَهُمَا » : ميان آن دو حائل شد و ميان آن دو جدائي انداخت ( نگا : انفال / 24 ، سبأ / 54 ) .‏
 
آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بعد از هلاك كافران ) گفته شد كه : اي زمين ! آب خود را فرو خور ، و اي آسمان ! از باريدن بايست ، و ( آن گاه به دستور خدا ) آبها از ميان برده شده و فرمان اجرا گرديد و كار به انجام رسيد ، و كشتي بر كوه جودي پهلو گرفت ( و در اين وقت بود كه ) گفته شد : نابود باد گروه ستمكاران !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إبْلَعِي » : فرو خور . قورت بده . « أَقْلِعِي » : از بارش و ريزش بايست . بند بيا . أَقْلَعَ عَنْ كَذا : كَفَّ عَنْهُ وَ تَرَكَهُ . « غِيضَ » : از ميان برده شد . فعل ( غاضَ ) به صورت لازم و متعدّي استعمال مي‌شود . در اينجا متعدّي و مجهول است . « قُضِيَ الأمْرُ » : فرمان اجرا گرديد . كار پايان گرفت . « إِسْتَوَتْ » : استقرار يافت . « الْجُودِيِّ » : نام كوهي است كه آن را كوه كارد و يا اكراد نزديك موصل در شمال عراق ، كوه ماسيس از سلسله جبال آرارات در ارمنستان ، و كوهي در قلمرو قبيله طي در عربستان دانسته‌اند . « بُعْداً » : هلاك ( نگا : هود / 60 و 68 و 95 ) مفعول مطلق فعل محذوفي است و اصل آن چنين است : بَعُدُوا بُعْداً . دورشدن از رحمت خدا .‏
 
آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نوح پروردگار خود را به فرياد خواند و گفت : پروردگارا ! پسرم ( كنعان كه امواج او را فرو بلعيده است ) از خاندان من است و ( تو هنگامي كه به من دستور فرمودي ، خاندان خود را سوار كشتي كنم ، در اصل وعده حفظ خاندان مرا داده‌اي ) و وعده تو راست است ( و خلافي در آن نيست ) و تو داورترين داوران و دادگرترين دادگراني ( و درددل مرا مي‌داني . پروردگارا ! لطفي و مرحمتي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ نَادَيا نُوحٌ » : برخي حرف واو را براي ترتيب زماني نمي‌دانند و اين دعا و تضرّع را پيش از غرق‌شدن پسر نوح و به دنبال گفتگوي نوح با كنعان مي‌دانند . برخي بعد از غرق شدن پسر نوح مي‌دانند كه نوح به سبب مهر پدري مردن فرزند را از ياد برده است . يا اين كه چون به قدرت مطلقه خدا ايمان داشته فرزند خود را از آستان او خواسته است . « أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ » : آگاه‌ترين و دادگرترين و استوارترين كساني كه داوري و دادگري و فرمانروائي از ايشان انتظار مي‌رود ( نگا : مائده / 50 ، اعراف / 87 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8665.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:8666.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:8667.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:8668.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:8669.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:8670.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:8671.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:8672.txt">آيه  53</a></body></html>آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرمود : اي نوح ! پسرت از خاندان تو نيست ، چرا كه او ( به سبب رفتار زشت و كردار پلشتي كه پيش گرفته است با تو فرسنگها فاصله دارد ، و ذات او عين ) عمل ناشايست است . بنابراين آنچه را از آن آگاه نيستي ( كه درست است يا نادرست ) از من مخواه . من تو را نصيحت مي‌كنم كه از نادانان نباشي ( و نداني كه در مكتب آسماني ، پيوند بر اساس عقيده است‌ ؛ نه گوشت و خون ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ » : او ، كار ناشايست است . يعني او تا آنجا در كفر و الحاد و فسق و فجور فرو رفته است كه انگار وجودش مجسّمه شرّ و فساد است .‏
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نوح گفت : پروردگارا ! از اين كه چيزي را ( از اين به بعد ) از تو بخواهم كه بدان آگاه نباشم ، خويشتن را در پناه تو مي‌دارم ( و عاجزانه از آستانت مي‌خواهم كه مرا از چنين لغزشهائي به دور داري ) . اگر بر من نبخشائي و به من رحم ننمائي از زيانكاران خواهم بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعُوذُ بِكَ » : به تو پناه مي‌آورم و خويشتن را در پناه تو مي‌دارم . « إِلاّ » : مركب از ( إِنْ ) و ( لا ) است .‏
 
آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پس از آن كه طوفان همه جا را ويران كرد ، به زبان وحي به نوح ) گفته شد : اي نوح ! از كشتي پياده شو ( و بدان كه تو و همراهانت ) از امنيّت ما برخورداريد و ( از قحطيها و بيماريها و ساير بلاها ) سالم و بركناريد و ( درهاي ) بركات خدا به روي تو و گروههاي همراهت ( گشوده ) است ( و نگران نباشيد كه محيط سالم و پربركتي خواهيد داشت و بعدها ) ملّتها و گروههاي ديگري ( از نسل شما پديد مي‌آيند كه آنان ) را از نعمتها و خوشيها برخوردار مي‌كنيم ( ولي ايشان در غرور و غفلت فرو مي‌روند و ) آن گاه عذاب دردناكي از سوي ما بدانان مي‌رسد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِهْبِطْ » : فرود آي . بيا پائين . « بِسَلامٍ » : به سلامت . در امن و امان از بلاهاي زمين و زمان . به دور از شُرورِ كافران و دشمنانگيهاي ايشان . با درود و سلام ما بر تو . « بَرَكاتٍ » : خيرات . فزوني روزي و فراواني نيازمنديهاي زندگي . « أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ » : مراد كساني است كه با نوح در كشتي بوده‌اند يا همه اشخاص و جانداراني است كه در كشتي بسر برده‌اند ( نگا : انعام / 38 ) . « أُمَمٌ » : مبتدا است و خبر آن محذوف است و تقدير چنين مي‌شود : مِنْهُمْ أُمَمٌ . مراد از ( أُمَمٍ ) قبلي كساني است كه حاضرند و يا از نسل آنان پديد مي‌آيند و مشمول سلام خداوندي مي‌گردند ، و مراد از ( أُمَمٌ ) بعدي ، كساني است كه در آينده از نسل آنان به وجود مي‌آيند و سلام خداوندي شامل ايشان نمي‌شود .‏
 
آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن 