 / 24 ) . « أَلا بُعْداً لِّثَمُودَ » :  ( نگا : هود / 44 ) .‏
 
سوره مائدة آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداي‌ سبحان‌ اين‌ حقيقت‌ را به‌ پيامبرش‌ روشن‌ مي‌كند كه‌ در اينجا مردمي‌ هستند نكوهيده‌ و داراي‌ عيب‌ كه‌ به‌واقع‌ بايد آن‌ را عيب‌ گفت‌ و آن‌ كفرشان‌ است‌ كه‌ موجب‌ لعنت‌ خداي‌سبحان‌ و خشم‌ وي‌ بر آنان‌ گرديد تا بدانجا كه‌ اين‌ لعنت‌ و خشم‌ به‌ فرجام‌ ناميمون‌ مسخ‌ آنان‌ انجاميد: «بگو» اي‌ پيامبرص «آيا شما را به‌ بدتر از اين‌ به‌ اعتبار مثوبت» يعني‌: به‌ اعتبار كيفر ثابت‌ و غير قابل ‌برگشت‌ «در پيشگاه‌ الله خبر دهم‌؟» اينك‌ شما را از اين‌ مردم‌ بد عاقبت‌تر خبر مي‌دهم‌: «همانان‌ كه‌ خدا لعنت‌شان‌ كرده» يعني‌: از رحمت‌ خويش‌ طردشان‌ نموده ‌«و برآنان‌ خشم‌ گرفته‌ و آنان‌ را بوزينگان‌ و خوكان‌ گردانيد» يعني‌: برخي‌ را به ‌صورت ‌بوزينه‌ و برخي‌ را به ‌صورت‌ خوك‌ مسخ‌ كرد. مراد قوم‌ يهودند زيرا خداي‌ سبحان ‌حرمت‌شكنان‌ روز شنبه‌ را به‌ بوزينه‌ مسخ‌ كرد ـ چنان‌كه‌ تفصيل‌ داستان‌ آن‌ در سوره‌ «اعراف» مي‌آيد ـ و از نصاري‌ نيز، منكران‌ مائده‌ نازل ‌شده‌ بر عيسي‌(ع) رابه‌ خوك‌ مسخ‌ كرد. (مثوبت‌): غالبا در مورد احسان‌ و نيكي‌ به‌كار مي‌رود اما در اين‌ آيه‌ به‌ معناي‌ كيفر و مجازات‌ به‌كار رفته‌. «و» نيز گردانيد از آنان ‌«پرستشگران‌ طاغوت» يعني‌: كساني‌ كه‌ طاغوت‌ را مي‌پرستند. طاغوت‌: شيطان‌يا كاهن‌ است‌ «اينانند كه‌ از نظر منزلت» و جايگاه‌ در روز قيامت‌ «بدتر و از راه‌راست‌ گمراه‌ترند» پس‌ آنچه‌ در مورد گمراهي‌ مسلمانان‌ مي‌پندارند، ناروا و بي‌اساس است‌ بلكه‌ اين‌ وصف‌الحال‌ خودشان‌ مي‌باشد.
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَماً قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرستادگانِ ( فرشته ) ما همراه با مژدگاني ، به پيش ابراهيم آمدند و بدو سلام كردند . ابراهيم جواب سلام ايشان را داد . آن گاه هرچه زودتر گوساله برياني را براي ايشان آورد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبُشْرَيا » : بشارت . مژده . مراد مژده تولّد فرزنداني است كه پرچم نبوّت را بر دوش مي‌كشند . « عِجْلٍ » : گوساله . « حَنيذٍ » : بريان .‏
 
آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه ديد آنان دست به سوي آن دراز نمي‌كنند ( و لب به غذا نمي‌زنند ، پيش خود فكر كرد كه دوست نيستند و سر جنگ دارند ، اين است كه نمي‌خواهند غذا بخورند ) لذا از ايشان رميد و بدشان ديد و هراسي از آنان به دل راه داد . گفتند : مترس . ما ( فرشتگان خدائيم و ) به سوي قوم لوط روانه شده‌ايم ( تا آنان را هلاك كنيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَأيا أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ » : ديد كه دستشان بدان نمي‌رسد . مراد اين است كه دست به طعام نمي‌زنند و از آن نمي‌خورند . حال چون فرشته بودند غذا نمي‌خوردند . يا اين كه به رسم عرب ، قاصداني كه براي پيام بدي همچون اعلان جنگ آمده باشند ، در منزلِ طرف غذا نمي‌خورند ، اين بود كه غذا نمي‌خوردند . « أَوْجَسَ » : احساس كرد . به دل راه داد . « خِيفَةً » : خوف و هراس .‏
 
آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همسر ابراهيم ( ساره كه در آنجا ) ايستاده بود ( از اين خبر كه آنان فرشتگان خدايند و براي نجات برادرزاده شوهرش لوط و ساير مؤمنان از دست كفّار آمده‌اند شادمان شد و ) خنديد ، ما ( توسّط همان فرشتگان ) بدو مژده ( تولّد ) اسحاق ( از او ) ، و به دنبال وي ( تولّد ) يعقوب ( از فرزندش اسحاق ) را داديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضَحِكَتْ » : خنديد و مسرور گرديد . شادماني او از شنيدن ( لا تَخَفْ إِنّا أُرْسِلْنا إِلي قَوْمِ لُوطٍ ) بود .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8694.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:8695.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:8696.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:8697.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:8698.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:8699.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:8700.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:8701.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:8702.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:8703.txt">آيه  81</a></body></html>آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : اي واي ! آيا من كه پيرزني هستم و اين هم ( ابراهيم ) شوهرم كه پيرمردي مي‌باشد ، فرزندي مي‌زايم ! اين چيز شگفتي ( و محالي ) است ( مگر ممكن است از ما دو نفر انسان فرتوت و فرسوده ، بچّه‌اي پديد آيد ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَا وَيْلَتي‌ » : اي واي من !  « عَجُوزٌ » : پيرزن . « بَعْل‌ » : شوهر . « شَيْخاً » : پيرمرد . حال بَعْل است .‏
 
آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : آيا از كار خدا شگفت مي‌كني‌ ؟ اي اهل بيت ( نبوّت ) ! رحمت و بركات خدا شامل شما است ( پس جاي تعجّب نيست اگر به شما چيزي عطاء كند كه به ديگران عطاء نفرموده باشد ) . بيگمان خداوند ستوده ( در همه افعال و ) بزرگوار ( در همه احوال ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَهْلَ الْبَيْتِ » : أَهْلَ منصوب به اختصاص است . « حَمِيدٌ » : ستوده . شايسته حمد و ثنا . « مَجِيدٌ » : بزرگوار . داراي فضل و احسان فراوان .‏
 
آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه خوف و هراس از ابراهيم دور شد و مژده ( تولّد فرزند ) بدو رسيد ،  ( دلش به حال قوم لوط سوخت و با فرشتگان ) ما ( شروع ) به مجادله ( و گفتگو ) درباره ( هلاك ) قوم لوط كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرَّوْعُ » : خوف و هراس . وحشت . « يُجَادِلُنا » : با فرستادگان ما به مجادله پرداخت .‏
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏واقعاً ابراهيم بسي بردبار و آه‌كشنده و توبه‌كار بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَحَلِيمُ » : بردبار و شكيبا . « أَوَّاهٌ » : آه‌كشنده . آه او به خاطر مصائبي بود كه دامن مردم را گرفته بود . دلسوزانه ب