ه حال آنان تأسّف مي‌خورد . « مُنِيبٌ » : رجوع‌كننده . برگردنده به خدا . توبه‌كار .‏
 

آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرشتگان به او گفتند : ) اي ابراهيم از اين ( جدال و درخواست رحمت براي قوم لوط ) دست بكش . فرمان پروردگارت ( درباره هلاك ايشان ) شرف صدور يافته است و به طور قطع عذاب بديشان مي‌رسد و ( با جدال و التماس تو ) برگشت ندارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْرِضْ » : صرف نظر كن . دست بكش . « غَيْرُ مَرْدُودٍ » : بدون ردخور . بدون بازگشت .‏
 
آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه فرستادگان ما ( به صورت جواناني ) به پيش لوط درآمدند ، لوط بسيار از آمدن آنان ناراحت گرديد و دانست كه قدرت دفاع از ايشان ( در برابر قوم تباهكار خود ) را ندارد ، و گفت : امروز روز بسيار سخت و دردناكي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سِي‌ءَ بِهِمْ » : حضور ايشان لوط را بدحال و ناراحت كرد ، چرا كه ايشان را انسان گمان برد . « ضَاقَ بِهِم ذَرْعاً » : سخت به تنگنا افتاد و كاري براي ايشان از دستش بر نمي‌آمد . دلش به حال آنان سوخت و بسيار نگران ايشان گرديد . « ذَرْعاً » : تاب و توان . ضيقِ ذِراع يا ذَرْع ، كنايه از فقدان طاقت و عدم توانائي است ، و رَحْبِ ذِراع يا ذَرع ، كنايه از تاب و توان انجام كار است . ذرع را كنايه از صدر و قلب هم گرفته‌اند .  ( ذِراعاً ) تمييز است و محوَّل از فاعل ، يعني : عَجَزَتْ قُوَّتُهُ عَنْ حِمَايَتِهِمْ مِنْ أَذي قَوْمِهِ . « عَصِيبٌ » : پيچيده و دشوار . سخت و شديد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:88.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:89.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:90.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:91.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:92.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:93.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:94.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:95.txt">آيه  69</a></body></html>سوره مائدة آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ نزد شما مي‌آيند، مي‌گويند: ايمان‌ آورديم» يعني‌: اظهار اسلام‌ مي‌كنند «و حال‌ آن‌ كه‌ با كفر وارد شده‌ و قطعا با كفر بيرون‌ رفته‌اند» يعني‌: اي‌ پيامبرص! نزد تو در حال‌ كفر وارد شدند و باز با كفر از نزد تو بيرون‌ رفتند پس‌ آنچه‌ از تو شنيدند؛ قطعا در آنان‌ هيچ‌ تأثيري‌ نكرد بلكه‌ همان ‌طوري‌ كه‌ وارد شده‌ بودند، به‌ همان‌ وضع‌ هم‌ بيرون‌ رفتند «و الله داناتر است‌ به‌ آنچه‌ پنهان‌ مي‌داشتند» در نزد تو از كفر و اظهار مي‌داشتند از اسلام‌، همراه‌ با آشكار كردن‌ شادماني‌ ظاهري‌ براي ‌تو.
 
	آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قوم لوط ( از ورود اين جوانان زيبا آگاه شدند و ) شتابان به سوي لوط آمدند . قومي كه ( آلوده به گناه بودند و ) پيش از آن ( هم ) اعمال زشت و پلشتي ( چون لِواط ) انجام مي‌دادند . لوط بديشان گفت : اي قوم من !  ( شرمتان باد ! بر مهمانان من ببخشائيد و ) اينها دختران منند و براي شما ( از آميزش با ذكور ) پاكيزه‌ترند ( من حاضرم آنان را به عقد شما درآورم ) پس از خدا بترسيد و در مورد مهمانانم مرا خوار و رسوا مكنيد ( و بديشان تعدّي و تجاوز منمائيد ) . آيا در ميان شما مرد راهياب و راهنمائي ، يافته نمي‌شود ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ » : به سوي او شتابان آمدند . عشق گناه ايشان را شتابان به سوي او راند . « هؤُلآءِ بَنَاتِي » : اينها دختران من هستند . مراد اين است كه دختران خود را با عقد ازدواج در اختيار سران شما مي‌گذارم . يا اين كه من چون پيغمبرم در حكم پدر امت خود مي‌باشم و زنان آنان انگار دختران من هستند ( نگا : شعراء / 166 ) . از خدا بترسيد و برويد با زنان ازدواج كنيد و بياميزيد . « فِي ضَيْفِي » : درباره مهمانانم . واژه ضيف ، در اصل مصدر است و براي مفرد و تثنيه و جمع به كار مي‌رود . « رَشِيدٌ » : عاقل . راهياب . راهنما .‏
 
آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : تو كه مي‌داني ما را به دختران تو نيازي نيست ، و مي‌داني كه چه چيز مي‌خواهيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ » : ما به دختران صلبي تو يا زنان خودمان كه آنان را دختران خود مي‌داني چندان نيازي نداريم . يا اين كه : ما بر زنان خود حق داريم و مالك آنان هستيم ، امّا . . . « حَقٌّ » : مالكيّت . نياز . احتياج .‏
 
آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏لوط گفت : كاش ! بر شما توانائي مي‌داشتم ( تا با قدرت و قوّت هرچه بيشتر با شما مي‌جنگيدم و از مهمانان خود دفاع مي‌نمودم ) يا اين كه تكيه‌گاه محكمي ( چون قوم و عشيره و پيروان فراوان و هم‌پيمانان نيرومند ) مي‌داشتم و بدان ( از دست شما ) پناه مي‌بردم ( و به دفع اذيّت و آزارتان از مهمانانم مي‌پرداختم و شما افراد خيره‌سر و بي‌شرم را سركوب مي‌كردم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاوِي » : پناه مي‌برم . « رُكْنٍ » : تكيه‌گاه . مراد اين است كه كاش غريب نمي‌بود و او و عمويش ابراهيم قبيله و خويشاوندان زيادي مي‌داشتند ( نگا : انبياء / 71 ، عنكبوت / 26 ) .‏
 آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرشتگان بعد از اطّلاع از پريشاني لوط و اصرار بزهكاران ، به لوط ) گفتند : اي لوط ! ما فرستادگان پروردگارت هستيم ،  ( اين زشتكاران ) دستشان به تو نمي‌رسد ( و نمي‌توانند كوچكترين بلا و كمترين زياني به تو برسانند ) . اهل و عيال خود را در پاسي از شب بكوچان ، و كسي از شما پشت سر خود را ننگرد ( تا هول و هراس عذاب را نبيند و دچار شر و مصيبتي نشود ) مگر همسر تو كه او مي‌ماند و به همان بلائي كه آنان بدان گرفتار مي‌گردند گرفتار مي‌شود . موعد ( هلاك ) ايشان صبح است . آيا صبح نزديك نيست‌ ؟  ( بلي موعد نزديكي است و مترس هرچه زودتر فرا مي‌رسد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَن يَصِلُوا إِلَيْكَ » : 