 نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : اي شعيب ! آيا نمازهايت به تو دستور مي‌دهد كه ما چيزهائي را ترك كنيم كه پدرانمان ( از قديم و نديم ) آنها را پرستيده‌اند ؟ !  ( مگر مي‌شود عبادت بتهائي را رها سازيم كه از ديرباز نياكانمان را بر آن ديده‌ايم و خود نيز بر آن رفته‌ايم‌ ؟ ! يا نمازهايت به تو دستور مي‌دهد كه ما آزادي خود را از دست بدهيم ) و ما نتوانيم به دلخواه خود در اموال خويش تصرّف كنيم‌ ؟ ! تو كه مرد شكيبا و خردمندي هستي ( چرا بايد چنين سخنان ياوه و پريشاني بگوئي‌ ؟ ! )‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَلَوَات‌ » : جمع صَلاة ، نمازها . به صورت مفرد هم ذكر شده است . نماز مهمترين و آشكارترين سمبل دين است . « أَصَلَواتُكَ تَأْمُرُكَ » : اين جمله به صورت استفهام انكاري و براي استهزاء است . « الْحَلِيمُ » : شكيبا . خردمند . « الرَّشِيدُ » : عاقل و بالغ . راهياب و راسترو ( نگا : جنّ / 21 ) . « إِنَّكَ لاَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ » : اين جمله نيز جنبه استهزاء و ريشخند را دارد .‏
 
آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : اي قوم من ! اگر من ( بر اثر نبوّت ) دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم ( و به يقين كامل رسيده باشم ) و روزي خوبي ( علاوه از نبوّت ) به من عطاء فرموده باشد ، به من بگوئيد ( آيا مي‌توانم برخلاف فرمان خدا ، يعني خالق و هادي و رازق خود رفتار كنم ، و شما را از بت‌پرستي و بزهكاري نهي ننمايم‌ ؟ ) . من نمي‌خواهم شما را از چيزي باز دارم و خودم مرتكب آن شوم ( و بلكه شما را به انجام كاري مي‌خوانم كه خود نيز بدان عمل مي‌كنم ) . من تا آنجا كه مي‌توانم جز اصلاح ( خويشتن و شما را ) نمي‌خواهم ، و توفيق من هم ( در رسيدن به حق و نيكي و زدودن ناحق و بدي ) جز با ( ياري و پشتيباني ) خدا ( انجام پذيرفتني ) نيست . تنها بر او توكّل مي‌كنم و ( كار و بارم را بدو واگذار مي‌سازم و با توبه و انابت ) فقط به سوي او برمي‌گردم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِن كُنتُ عَلَيا بَيِّنَةٍ . . . » : جواب شرط محذوف است كه عبارت است از : أَيَصِحُّ لِي أَن لاّ ءَامُركُمْ بِتَرْكِ عِبادَةِ الأوْثانِ ، وَالْكَفِّ عَنِ الْمَعاصي‌ ؟  « رِزْقاً حَسَناً » : روزي پاك . مراد ثروت و دارائي فراوان و حلال است كه شعيب از آن برخوردار بوده است . « أَنْهَاكُمْ عَنْهُ » : شما را از آن نهي مي‌كنم و بازمي‌دارم .  ( أَنْهي ) فعل مضارع و متكلّم وحده است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8713.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:8714.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:8715.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:8716.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:8717.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:8718.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:8719.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:8720.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:8721.txt">آيه  97</a></body></html>آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي قوم من ! مخالفت ( موجود ميان شما و ) من ، شما را بر آن ندارد كه بر عناد با حق و اصرار بر كفر خود بيفزائيد و سبب شود كه همان بلائي به شما برسد كه به قوم نوح يا قوم هود و يا قوم صالح رسيد ، و ( مكان و زمان وقوع هلاك ) قوم لوط از شما چندان دور نيست ( و دست‌كم از ايشان عبرت بگيريد و خويشتن را بپائيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يَجْرِمَنَّكُمْ » : شما را وادار نكند . شما را بر آن ندارد ( نگا : مائده / 2 ) . فعل مضارع از ماده ( جرم ) و مؤكّد به نون تأكيد . « شِقاق » : مخالفت . دشمنانگي . « وَ مَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعيدٍ » : سرزمين قوم لوط از سرزمين شما و تاريخ نابودي ايشان از روزگار شما خيلي دور نيست .‏
 
آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از پروردگارتان آمرزش ( گناهان خود را ) بخواهيد و بعد ( از هر گناه و لغزشي كه در زندگي مرتكب مي‌شويد پشيمان شويد و ) به سوي او برگرديد . بيگمان پروردگار من بسيار مهربان ( در حق بندگان پشيمان و ) دوستدار ( مؤمنان توبه‌كار ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَدُودٌ » : بسيار بامحبّت . بسيار دوستدار .‏
 
آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيراً مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفاً وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : اي شعيب ! بسياري از چيزهائي را كه مي‌گوئي نمي‌فهميم ( و گوشمان به سخنانت بدهكار نيست ) و ما شما را در ميان خود ضعيف مي‌بينيم ( و قادر به دفاع از خويشتن و اقناع ديگران نمي‌دانيم ) . اگر ( به خاطر احترام ) قبيله اندك تو نبود ( كه بر آئين ما مي‌باشند ) ما تو را سنگباران مي‌كرديم و تو در پيش ما قدر و ارزشي نداري ( تا تو را بزرگ و محترم داريم و از كشتن تو صرف نظر كنيم ، و در برابر ما قوّت و قدرت آن را نداري كه از خويشتن دفاع كني ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا نَفْقَهُ » : نمي‌فهميم . متوجّه نمي‌شويم . « رَهْطُ » : عشيره و قبيله . جماعتي از ده نفر كمتر . مراد فاميل و خويشاوندان اندك شعيب است . « مَآ أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيز » : تو در پيش ما داراي قدرت و عزّت نيستي . تو در برابر ما قوّت و قدرتي نداري .‏
 
آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيّاً إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شعيب گفت : اي قوم من ! آيا قبيله و عشيره من در نزد شما گرامي‌تر و مهمتر از خدا است ( و به خاطر آنان با من مدارا و سازش مي‌كنيد ) و خدا را فراموش مي‌سازيد و او را پشت سر مي‌اندازيد ( و به قدرت و عزّت وي اعتنائي نمي‌كنيد ؟ ! ) . بيگمان پروردگار من آگاه از هر آن چيزي است كه مي‌كنيد ( و اعمال و افعال شما از ديد او مخفي نمي‌ماند و پاداش آنها را در كف دستتان مي‌گذارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعَزُّ » : گرامي‌تر . قدرتمندتر . « ظِهْرِيّاً » : پشت سر انداخته شده . فراموش شده و اسم منسوب به ( ظَهْر ) به معني پشت است و كسره ظاء به سبب تغييراتي است كه گاهي در اسم منسوب مي‌دهند ، همان گونه كه در نسبت به ( أَمْسِ ) و ( دَهْر ) مي‌گويند : إِمْسِيّ و دُهْرِيّ . مفعول دوم فعل ( إِتَّخَذْتُمُوهُ ) است .‏
 
آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِ