ي در ميان نيست .‏
 
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در اين دنيا دچار نفرين ( مردمان ) و طرد ( از رحمت يزدان ) شدند ( و از پس ايشان بدنامي و رسوائي ماند ) و در روز قيامت نيز ( همين طور به لعنت و طرد از رحمت گرفتار مي‌شوند و منفور خدا و فرشتگان و مردمان مي‌گردند ) . چه بد عطائي كه ( به آنان ) داده مي‌شود !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُتْبِعُوا » :  ( نگا : هود / 60 )  « الرِّفْدُ » : عطاء و ارمغان . « الْمَرْفُودُ » : عطاء شده . بخشش . « الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ » : مراد لعنت و نفرين است كه از راه ريشخند عطاء و ارمغان ناميده شده است ( نگا : صافّات / 62 ) .‏
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَآئِمٌ وَحَصِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين از خبرهاي شهرها و آباديهائي است كه ما براي تو ( اي پيغمبر ! ) بازگو مي‌كنيم ( تا قوم خود را بدانها پند دهي ، و به ياري خدا اطمينان حاصل كني ) . برخي از اين شهرها و آباديها هنوز برپا و برجايند ( و آثاري از آنها مانده و درس عبرت همگانند ، ) و برخي درويده ( و از ميان رفته‌اند همانند كشتزار درو شده ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْقُرَيا‌ » : جمع قرية ، مراد شهرها و آباديهاي بزرگ است . « قَآئِمٌ » : برجا . ماندگار . « حَصِيدٌ » : درو شده . مراد تباه و ويران شده است .‏
 
آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما بدانان ستم نكرديم ( و بيهوده نابودشان ننموديم ) و بلكه خودشان ( با كفر و فساد و پرستش بتها و غيره ) بر خويشتن ستم روا داشتند ، و معبودهائي را كه بغير از خدا مي‌پرستيدند و به فرياد مي‌خواندند ، كمترين سودي بدانان نرساندند و هيچ گونه كمكي نتوانستند بديشان بنمايند ( و مثلاً آنان را از هلاك و نابودي برهانند ) بدان گاه كه فرمان ( هلاك ايشان از سوي ) پروردگارت صادر گرديد ، و جز بر هلاك و زيانشان نيفزودند ( و تنها مايه بدبختي و نابودي ايشان شدند و بس ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَغْنَتْ عَنْهُمْ » : عذاب خدا را از ايشان دور نكرد . بديشان سودي نبخشيد . « مِن شَيْءٍ » : هيچ چيزي . حرف ( مِنْ ) در اينجا براي عموميّت نفي بعد از خود مي‌باشد . « تَتْبِيب‌ » : هلاك ساختن . زيانمند كردن .‏
 
آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏عقاب پروردگار تو اين چنين است ( كه درباره قوم نوح و عاد و ثمود و مدين و غيره گذشت ) هرگاه كه ( بر اثر كفر و فساد ، اهالي ) شهرها و آباديهائي را عقاب كند كه ستمكار باشند . به راستي عقاب خدا دردناك و سخت است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَخْذُ » : عقاب . عذاب . هلاك كردن . « الْقُرَيا » : واژه ( الْقُرَيا ) متنازع مصدر ( اَخْذُ ) و فعل ( أَخَذَ ) است .‏
 
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به حقيقت در اين ( مجازات و نابودي ملّتهاي ستمگر ، و در اين روايات و اخبار گذشتگان ) عبرت بزرگي است براي كسي كه از عذاب آخرت بهراسد . آن روزي كه مردمان را در آن ( براي حساب و كتاب ) گرد مي‌آورند ، و روزي است كه ( از سوي مردمان و فرشتگان و پريان ) مشاهده مي‌گردد ( و همگان آن را خواهند ديد و ناظر صحنه‌هايش خواهند شد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةً » : نشانه قدرت و مشيّت خدا . حجّت و برهان آشكار بر اجراء قوانين و سنن خدا درباره آفريدگانش . عبرت و پند . « يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ » : روز گردهمآئي ( نگا : تغابن / 9 ) . « يَوْمٌ مَّشْهُودٌ » : روز ديدني ( نگا : آل‌عمران / 30 ) .‏
 
آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما چنين روزي را فقط تا زمان اندكي به تأخير مي‌اندازيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَجَلٍ » : مدّت . سر رسيد زماني . « مَعْدُودٍ » : كم . اندك . « أَجَلٍ مَّعْدُودٍ » : انتهاء مدّت قليل ، كه عمر دنيا است ( نگا : شوري / 17 ) .‏
 
سوره مائدة آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَاناً وَكُفْراً وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَاراً لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَاداً وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
دربيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ «فنحاص» يهودي‌ نازل‌ شد كه‌ گفت‌: ﴿ِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء ﴾ : (خدا فقير و ما بي‌نياز و ثروتمند هستيم‌) «آل‌ عمران/‌181»، در اين‌ هنگام‌ ابوبكر صديق‌(رض) بر او سيلي‌اي‌ زد.[6] به‌ قولي‌ ديگر: اين‌ آيه‌ درباره‌ يهودي‌ ديگري‌ نازل‌ شد كه‌ گفت‌: اي‌ محمد! پروردگارت‌ بخيل ‌است‌ و انفاق‌ نمي‌كند.
«و يهوديان‌ گفتند: دست‌ خدا بسته‌ است» مراد يهوديان‌ ـ لعنه‌الله عليهم‌ ـ در اينجا اين‌ است‌ كه‌ خداوند ـ العياذ باالله ـ بخيل‌ است‌ «به‌ گردن‌ بسته‌ باد دستهاي ‌آنان» اين‌ نفريني‌ است‌ عليه‌ آنان‌ كه‌: به‌ بخل‌ گرفتار گردند. همچنان‌ جايز است ‌مراد آيه‌ اين‌ باشد كه‌: دستهاي‌ آنان‌ با اسارت‌ در دنيا، يا با عذاب‌ در آخرت‌، بسته‌ مي‌شود «و به‌سبب‌ آنچه‌ گفتند، لعنت‌ شدند» يعني‌: به‌سبب‌ آن‌ كه‌ گفتند: دست‌ خدا(ج) بسته‌ است‌، از رحمت‌ خداوند(ج) دور ساخته‌ شدند. «بلكه‌ هردو دست‌ او گشاده‌ است» يعني‌: چنان‌ نيست‌ كه‌ شما يهوديان‌ ملعون‌ مي‌پنداريد بلكه ‌حق‌ تعالي‌ در منتهاي‌ جود و سخا و بخشش‌ و گشاده‌ دستي‌ قراردارد، آيا اين‌همه‌ نعمت‌هايي‌ كه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌، جز ثمره‌ فضل‌ دستان‌ بلاكيف‌ اوست؟ سپاس‌ و ثنا بر وي‌ باد! ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ يهوديان‌ به‌ صيغه‌ مفرد گفتند: (دست‌خدا بسته‌است‌)! اما خداي‌ سبحان‌ در پاسخ‌ آنان‌ به‌ صيغه‌ تثنيه‌ فرمود: (بلكه‌ هردو دست‌ او گشاده ‌است‌) تا منتهاي‌ جود و سخاي‌ خويش‌ را نشان‌ دهد، چرا كه ‌اوج‌ جود و سخاي‌ يك‌ جواد در آن‌ است‌ كه‌ با هر دو دست‌ خود ببخشد «هرگونه ‌كه‌ بخواهد انفاق‌ مي‌كند» يعني‌: بخشش‌ و انفاق‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ مقتضاي‌ مشيت ‌اوست‌ پس‌ اگر بخواهد رزق‌ و روزي‌ را گشاده‌ مي‌دارد و اگر هم