ef="w:text:8775.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:8776.txt">آيه  22</a></body></html>آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه او را بردند و تصميم گرفتند كه او را به ژرفاي چاه بيندازند ( و عاقبت هم نقشه خود را اجرا كردند ) ، در همين حال بدو پيام داديم كه در آينده آنان را به اين كاري كه ( در حق تو ) كردند آگاه خواهي ساخت ، در حالي كه نخواهند فهميد ( كه تو برادر ايشان يوسف هستي . همان برادري كه بر نيرنگ او همداستان شدند و گمان بردند كه از دست او آسوده گشتند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمَّا » : جواب ( لَمّا ) محذوف است و تقدير چنين است : فَلَمّا ذَهَبُوا بِهِ ، نَفَذُوهُ فَحَفِظْنَاهُ . « أَوْحَيْنَا » : وحي كرديم . مراد الهام قلبي است ( نگا : مريم‌ / 17 ، قصص‌ / 7 ) . « وَ أَوْحَيْنا » : حرف واو زائد است .‏
 
سوره مائدة آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ پيامبر! آنچه‌ را از جانب‌ پروردگارت‌ به‌سويت‌ نازل‌ شده‌، ابلاغ‌ كن» در اين‌دستور، پيامبر خداص مأمور شدند تا تمام‌ آنچه‌ را كه‌ از سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ايشان‌ نازل‌ شده‌، به‌ مردم‌ برسانند و چيزي‌ از آن‌ را پنهان‌ نكنند و هيچ‌ چيز از احكام‌ و معارف‌ منزله‌ الهي‌ بر خود را، با احدي‌ به‌عنوان‌ راز در ميان‌ نگذارند بلكه‌ آن‌ را به‌ همگان‌ ابلاغ‌ كنند. و رسول‌ خداص اين‌ مأموريت‌ را به‌ شايسته‌ترين‌ شكل‌آن‌ انجام‌ دادند. بخاري‌ از عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود: «هر كس ‌به‌ تو بگويد: محمدص چيزي‌ از احكام‌ و امور منزله‌ الهي‌ را پنهان‌ ساخته‌ در حالي ‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او چنين‌ مأموريت‌ داده‌ است‌ كه‌: ﴿ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْك﴾؛ بدان‌كه‌ او دروغگوست». همچنان‌ از عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «اگر حضرت‌ محمدص پنهان‌كننده‌ چيزي‌ از قرآن‌ مي‌بود، بايد اين‌ آيه‌ را كه‌ درمورد ازدواج‌ ايشان‌ با زينب‌ است‌ پنهان‌ مي‌كرد: ﴿ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ﴾: (و چيزي‌ را كه‌ خدا آشكاركننده‌ آن‌ بود، تو در دل‌ خود پنهان‌ مي‌كردي‌ و از مردم‌ مي‌ترسيدي‌، با آن‌ كه‌ خدا سزاوارتر بود كه‌ از وي ‌بترسي‌...) «احزاب/‌37». «و اگر چنين‌ نكني» يعني‌: اگر برخي‌ از اين‌ آيات‌ منزله‌ را، هرچند تا مدتي‌ پنهان‌ سازي‌ «پيامش‌ را نرسانده‌اي». و به‌خاطر اهميت‌ امر تبليغ ‌بود كه‌ رسول‌ خداص بعد از رساندن‌ پيام‌ الهي‌ به‌ مردم‌، در چندين‌جا آنان‌ را گواه‌ گرفتند و فرمودند: «هل بلغت؟ آيا پيام‌ الهي‌ را به‌ شما رسانده‌ام؟». و مردم‌ به‌ابلاغ‌ رسالت‌ از سوي‌ ايشان‌ گواهي‌ دادند. «و خدا تو را از گزند مردم‌ نگاه ‌مي‌دارد» مراد از مردم‌ در اينجا، كفاراند، به‌دليل‌ مابعد آن‌: «هرآينه‌ خداوند گروه ‌كافران‌ را هدايت‌ نمي‌كند» زيرا آنان‌ خود راه‌ هدايت‌ را انتخاب‌ نكرده‌اند، همين‌گونه‌، آنان‌ را بر رساندن‌ آسيب‌ و گزندي‌ به‌ تو راه‌ نمي‌نمايد زيرا از امروز به ‌بعد خداي‌ منان‌ تو را بي‌هيچ‌ وسيله‌اي‌ از كيد و توطئه‌ كساني‌ كه‌ خواسته‌ باشند به‌ توآسيبي‌ برسانند، نگاه‌ مي‌دارد پس‌ ديگر هيچ‌ مانعي‌ فراروي‌ تو در ابلاغ‌ همه‌ آنچه‌ كه‌ از جانب‌ حق‌ تعالي‌ به‌ سويت‌ وحي‌ مي‌شود، وجود ندارد لذا چيزي‌ از آن‌ راپنهان‌ نكن‌.
خداي‌ سبحان‌ در اين‌ آيه‌ به‌ رسولش‌ ازآن‌ رو وعده‌ حفظ و حمايت‌ مي‌دهد تا اين‌ توهم‌ دشمنان‌ را كه‌ گويا مصلحت‌انديشي‌ رسول‌ خداص در امر نگهداشت ‌خود از آسيب‌ مردم‌، ايشان‌ را به‌ پنهان‌ كردن‌ پيام‌ الهي‌ وا مي‌دارد، دفع‌ نمايد. از عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: «رسول‌ خداص از سوي‌ اصحابشان‌ مورد حراست‌ قرار مي‌گرفتند و چون‌ آيه‌ ﴿وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس﴾ نازل ‌شد، سر خويش‌ را از قبه‌ بيرون‌ آورده‌ و خطاب‌ به‌ نگهبانان‌ فرمودند: اي‌ مردم‌! بازگرديد زيرا خداي‌ عزوجل‌ مرا در پناه‌ نگهباني‌ خويش‌ گرفت». و هر كس‌توطئه‌ها و سوءقصدهاي‌ فراوان‌ عليه‌ جان‌ پيامبرص را از جانب‌ قريش‌، يهود وغير آنان‌ را مورد بررسي‌ قراردهد و به‌ رغم‌ اينها، سالم ‌ماندن‌ آن‌ حضرتص را از آسيب‌ اين‌ توطئه‌ها ملاحظه‌ نمايد؛ كمال‌ اين‌ معجزه‌ را درمي‌يابد.
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء يَبْكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شبانگاه گريه‌كنان پيش پدرشان برگشتند ( و شيون سر دادند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَبْكُونَ » : مي‌گريستند . حال است .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لِّنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : اي پدر ! ما رفتيم و سرگرم مسابقه ( دو و تيراندازي ) گشتيم و يوسف را نزد اثاثيّه خود گذارديم و گرگ ( آمد و ) او را خورد . تو هرگز ( سخنان ) ما را باور نمي‌داري ، هرچند هم راستگو باشيم ( چرا كه يوسف را بسيار دوست مي‌داري و ما را بدخواه او مي‌انگاري ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَسْتَبِقُ » : مسابقه مي‌داديم . « مُؤْمِنٍ » : باوركننده . تصديق‌كننده .‏
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيراهن او را آلوده به خون دروغين بياوردند ( و به پدرشان نشان دادند . پدر ) گفت :  ( چنين نيست . يوسف را گرگ نخورده است و او زنده است ) بلكه نفس ( امّاره ) كار زشتي را در نظرتان آراسته است و ( شما را دچار آن كرده است . اين كار شما ، و امّا كار من ، ) صبر جميل است ،  ( صبري كه جزع و فزع ، زيبائي آن را نيالايد ، و ناشكري و ناسپاسي اجر آن را نزدايد و به گناه تبديل ننمايد . ) و تنها خدا است كه بايد از او ياري خواست در برابر ياوه رسواگرانه‌اي كه مي‌گوئيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَمِيص‌ » : پيراهن . « عَلَيا قَميصِهِ » : حال مقدّم براي ( دَم ) است . « كَذِبٍ » : دروغين . مصدر است و براي مبالغه به معني اسم فاعل ، يعني كاذب به كار رفته است . « سَوَّلَتْ » : زينت داده است و خوشايند كرده است . آراسته و دوست‌داشتني نموده است ( نگا : محمّد / 25 ) . « أَمْراً » : كار عظيم . مراد كار زشت است . « فَصَبْرٌ جَ