اع از خود كرد . « بُرْهَان‌ » : مراد راه نجاتي است كه پروردگارش بدو الهام كرد . « السُّوءَ » : زشتيها و پلشتيها . بلاها و بديها . « الْفَحْشَآء » : زنا . « الْمُخْلَصِينَ » : گزيدگان . پاكان .‏
 
سوره مائدة آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَاناً وَكُفْراً فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: نافع ‌بن ‌حارثه‌، سلام ‌بن ‌مشكم‌، مالك ‌بن ‌صيف‌ و رافع ‌بن ‌حرمله‌ از يهود، نزد رسول ‌اكرم‌ص آمدند و گفتند: اي‌ محمد! آيا تو نمي‌پنداري‌ كه‌ به‌ دين‌ و آيين ‌ابراهيم‌ هستي‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ از تورات‌ نزد ما است‌ ايمان‌ داري‌ و گواهي‌ مي‌دهي‌ كه ‌اينها به‌ راستي‌ از سوي‌ خداوند متعال‌ است‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: «آري‌! چنان‌ است‌ كه‌ مي‌گوييد ولي‌ شما بدعتها پديد آورديد و آنچه‌ را كه‌ در تورات‌ در مورد گرفتن‌ پيمان‌ از شما در امر تصديق‌ من‌ آمده‌ است‌، انكار كرديد و به‌ آنچه ‌كه‌ مأمور تبيين‌ آن‌ به‌ مردم‌ شده‌ بوديد، كفر ورزيديد لذا من‌ نيز از اين ‌بدعت‌هايتان‌ برائت‌ جستم». گفتند: حال‌ كه‌ چنين‌ است‌، بدان‌ كه‌ ما بر حق‌ و هدايت‌ قرارداريم‌ و به‌ آنچه‌ در دست‌ ما است‌، تمسك‌ مي‌جوييم‌، لذا نه‌ به‌ توايمان‌ مي‌آوريم‌ و نه‌ از تو پيروي‌ مي‌كنيم‌! همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در رد اين‌پندارهايشان‌ نازل‌ نمود: «بگو» اي‌ پيامبرص «اي‌ اهل‌ كتاب‌! شما بر چيزي» ازحق‌ و هدايت‌ «نيستيد تا» آن‌گاه‌ كه‌ «به‌ تورات‌ و انجيل‌ عمل‌ نكرده‌ايد» يعني‌: تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ تمام‌ اوامر و نواهي‌اي‌ كه‌ در تورات‌ و انجيل‌ وجود دارد ـ و از جمله‌ دستور به‌ پيروي‌ از محمدص و پرهيز از مخالفت‌ با وي‌ ـ عمل‌ نكرده‌ايد «و» نيزتا برپا نداريد «آنچه‌ را كه‌ به‌ شما از سوي‌ پروردگارتان‌ نازل‌ شده‌است» كه‌ قرآن ‌است‌، چرا كه‌ عمل‌ به‌ آن‌ دو كتاب‌، بدون‌ عمل‌ به‌ اين‌ كتاب‌ اخير، صحت‌ پيدا نمي‌كند «و قطعا آنچه‌ از جانب‌ پروردگارت‌ به ‌سوي‌ تو نازل‌ شده‌، بر طغيان‌ و كفر بسياري‌ از آنان‌ مي‌افزايد» يعني‌: نزول‌ قرآن‌، كفري‌ بر كفرشان‌ و طغياني‌ بر طغيانشان‌ مي‌افزايد «پس‌ بر قوم‌ كافر اندوه‌ مخور» يعني‌: ديگر دريغ‌ وافسوس‌خوردن‌ بر اين‌ گروه‌ را بس‌ كن‌ و بدان‌ كه‌ با وجود پيروان‌ مؤمنت‌، تو را به‌آنها و ايمانشان‌ هيچ‌ نيازي‌ نيست‌.
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسُتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءاً إِلاَّ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( از پي هم ) به سوي در ( دويدند و ) بر يكديگر پيشي جستند ،  ( يوسف مي‌خواست زودتر از در خارج شود و زليخا مي‌خواست از خروج او جلوگيري كند . در اين حال و احوال ، ) پيراهن يوسف را از پشت بدريد ، دم در به آقاي زن برخوردند ،  ( زن خطاب به شوهر خود ) گفت : سزاي كسي كه به همسرت قصد انجام كار زشتي كند ، جز اين نيست كه يا زنداني گردد يا شكنجه دردناكي ببيند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إسْتَبَقَا » : با يكديگر مسابقه دادند و بر همديگر پيشي گرفتند . « قَدَّتْ » : پاره كرد . چاك زد . « أَلْفَيَا » : يافتند . برخوردند . « لَدَيا » : نزد . دم .‏
 
آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هِيَ رَاوَدَتْنِي عَن نَّفْسِي وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يوسف گفت : او مرا با نيرنگ و زاري به خود مي‌خواند ( و مي‌خواست مرا گول بزند ! جدال و دفاع به اوج خود رسيد . در اين وقت ) حاضري از ( حاضران ) اهل ( خانه آن ) زن گفت : اگر پيراهن يوسف از جلو پاره شده باشد ، زن راست مي‌گويد و يوسف از زمره دروغگويان خواهد بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَهِدَ شَاهِدٌ » : گواهي ، گواهي داد . داوري ، داوري كرد . حاضري از حضّار گفت . « قَمِيص‌ » : پيراهن . « قُبُلٍ » : جلو .‏
 
آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِن الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و اگر پيراهن يوسف از پشت پاره شده باشد ، زن دروغ مي‌گويد و يوسف از زمره راستگويان خواهد بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دُبُرٍ » : پشت سر .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه ( عزيز مصر ) ديد پيراهن يوسف از پشت پاره شده است ، گفت : اين كار از نيرنگ شما زنان سرچشمه مي‌گيرد . واقعاً نيرنگ شما بزرگ است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَيْد » : مكر . نيرنگ .‏
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي يوسف ! از اين ( موضوع ) چشم‌پوشي كن و ( آن را پنهان و پوشيده دار و تو اي زن ) از گناهت استغفار كن ( و آمرزش آن را از خدا بخواه ) ، بي‌گمان تو از بزهكاران بوده‌اي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْرِضْ » : صرف نظر كن . از آن سخن مگو و پنهانش كن .‏
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خبر اين موضوع در شهر پيچيد و ) گروهي از زنان در شهر گفتند : همسر عزيز ( مصر ) خواسته است كه خادم خويش را بفريبد و به خود خواند . عشق جوان ، به اندرون دلش خزيده است . ما او را در گمراهي آشكاري مي‌بينيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْعَزِيز » : والا مقام . مراد شاه مصر ، يا وزير اعظم است . « قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً » : عشق يوسف به اندرون دل او خزيده است و وي را شيفته و شيداي خود كرده است . واژه ( حُبّاً ) تمييز است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8787.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:8788.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:8789.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:8790.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:8791.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:8792.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:8793.txt">آيه  37</a></body></html>آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَذَا بَشَراً إِنْ 