َذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه ( همسر عزيز ) نيرنگ ايشان را شنيد ،  ( كساني را ) دنبال آنان فرستاد ( و ايشان را به خانه خود دعوت كرد ) و بالشهائي برايشان فراهم ساخت ( و مجلس را با پشتيهاي گرانبها و ديگر وسائل رفاه و آسايش بياراست ) ، و به دست هر كدام كاردي ( براي پوست كندن ميوه ) داد ، سپس ( به يوسف ) گفت : وارد مجلس ايشان شو . هنگامي كه چشمانشان بدو افتاد ، بزرگوارش ديدند و ( به دهشت افتادند و سراپا محو جمال او شدند و به جاي ميوه ) دستهايشان را بريدند و گفتند : ماشاءالله ! اين آدميزاد نيست ، بلكه اين فرشته بزرگواري است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَكْر » : نيرنگ . مراد سخنان ناجور و بدگوئيهاي زنان از زليخا است . « أَعْتَدَتْ » : آماده كرد . از ريشه ( عتد ) . « مُتَّكَئاً » : بالش . پشتي . « سِكِّيناً » : كارد . « حَاشَ لِلّهِ » : عبارتي است كه مراد از آن تنزيه خدا و شگفت از آفريدگان او است . برخي واژه ( حاشَ ) را اسم‌الفعل و برخي آن را فعل ماضي و مخفّف از ( حاشي ) دانسته‌اند .‏
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسَتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُوناً مِّنَ الصَّاغِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( همسر عزيز ) گفت : اين همان كسي است كه مرا به خاطر ( عشق ) او سرزنش كرده‌ايد .  ( آري ! ) من او را به خويشتن خوانده‌ام ولي او خويشتنداري و پاكدامني كرده است . اگر آنچه بدو دستور مي‌دهم انجام ندهد ، بي‌گمان زنداني و تحقير مي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَعْصَمَ » : سرپيچي و خودداري كرد . پاكدامني نمود . « الصَّاغِرِينَ » : افراد پست . توهين و تحقيرشدگان .‏
 
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف كه اين تهديد همسر عزيز و اندرز زنان مهمان براي فرمانبرداري از او را شنيد ) گفت : پروردگارا ! زندان براي من خوشايندتر از آن چيزي است كه مرا بدان فرا مي‌خوانند ، و اگر ( شرّ ) نيرنگ ايشان را از من باز نداري ، بدانان مي‌گرايم و ( دامن عصمت به معصيت مي‌آلايم و خويشتن را بدبخت مي‌نمايم و آن وقت ) از زمره نادان مي‌گردم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السِّجْن » : زندان . « أَصْبُ » : عشق مي‌ورزم . مي‌گرايم . از ماده ( صبو ) .‏
 
سوره مائدة آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ ايمان‌ آوردند و كساني‌ كه‌ يهودي‌ شدند، و صابئين» بيان‌ معناي ‌(صابئين‌) در سوره‌ «بقره/‌62» گذشت‌ «و نصاري» يعني‌: حاملان‌ انجيل‌ «هركس» از آنان‌ «كه‌ به‌ خدا و روز آخرت‌ ايمان‌ آورد و كار نيكو كند پس‌ نه‌ ترسي‌ بر آنان ‌است‌» در هنگام‌ لقاءالله «و نه‌ اندوهگين‌ مي‌شوند» بنابراين‌، هركسي‌ از آن ‌طوايف‌ كه‌ به‌ اين‌ باورها ايماني‌ راستين‌ و خالصانه‌ داشته‌ باشد و كارهاي‌ شايسته‌ انجام‌ دهد، البته‌ بر او هيچ‌ بيم‌ و اندوهي‌ نيست‌، يعني‌ انديشه‌ و اعتقاد سابقش‌ به‌ او هيچ‌ زياني‌ نمي‌رساند.
بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ اجماع‌ مسلمانان‌ منعقد است‌ براين‌ كه‌: يهوديان‌، نصرانيان‌ و صابئياني‌ كه‌ دعوت‌ رسول‌ خداص به‌ آنان‌ رسيده‌ اما مسلمان‌ نشده‌اند، از اهل‌ دوزخ‌ مي‌باشند.
 
	آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پروردگارش دعاي او را اجابت كرد و ( شرّ ) كيد و مكرشان را از او بازداشت . تنها خدا است كه شنواي ( دعاهاي پناه‌برندگان به خود است و ) آگاه ( از احوال بندگان و مصالح ايشان ) مي‌باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَرَفَ عَنْهُ » : از او برگرداند . از او دور داشت . از او بگردانيد .‏
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بعد از آن كه نشانه‌ها ( و علائم پاكدامني يوسف ) را ديدند ، تصميم گرفتند او را تا مدّتي زنداني كنند .  ( براي اين كه سر و صداها بخوابد و بلكه زن عزيز نيز بر سر عقل بيايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَدَا لَهُمْ » : چنين به نظرشان رسيد . عزيز مصر و مردان او چنين صلاح ديدند . « الآيَاتِ » : نشانه‌هاي پاكدامني . دلائل عصمت و پاكي . « إِلَيا حِينٍ » : تا مدّت نامعلوم و نامحدودي .‏
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دو جوان ( از خدمتگزاران شاه ) همراه يوسف زنداني شدند . يكي از آن دو گفت : من در خواب ديدم ( كه انگور براي ) شراب مي‌فشارم . و ديگري گفت : من در خواب ديدم كه نان بر سر دارم و پرندگان از آن مي‌خورند .  ( اي يوسف ! ) ما را از تعبير آن بياگاهان كه تو را از زمره نيكوكاران مي‌بينيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَرَانِي‌ » : خود را مي‌ديدم . « أَعْصِرُ » : مي‌فشارم . شيره آن را مي‌گيرم . « خُبْزاً » : نان . « نَبِّئْنَا » : ما را مطلع ساز .‏
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف ) گفت : پيش از آن كه جيره غذائي شما به شما برسد ، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت . اين ( تعبير رؤيا و خبر از غيب ) كه به شما مي‌گويم از چيزهائي است كه پروردگارم به من آموخته است ( و به من وحي فرموده است ) ، چرا كه من از ( ورود به ) كيش گروهي دست كشيده‌ام كه به خدا نمي‌گروند و به روز بازپسين ايمان ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِلَّةَ » : كيش . آئين . « تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ . . . » : مراد اين است كه از دخول به كيش گروهي خودداري كرده‌ام و به دنبال آنان نرفته‌ام كه . . .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8795.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:8796.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:8797.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:8798.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:8799.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:8800.txt">آيه  43</a></body></html>آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَآئِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْر