انديشه خويش را به كار نمي‌اندازيد ( و نمي‌دانيد كه هستي خود را ناآگاهانه مي‌بازيد و توشه‌اي براي آخرت فراهم نمي‌سازيد ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ رِجَالاً » : يعني پيغمبران همه مرد بوده‌اند ؛ نه فرشته يا جنّ يا زن . « مِنْ أَهْلِ الْقُرَيا » : از ميان اهالي شهرنشين . يعني پيغمبران شهرنشين بوده‌اند ؛ نه بيابانگرد و صحرانشين ، و لذا كاملاً از اوضاع و احوال و مشكلات مادي و معنوي زندگي باخبر و مطّلع بوده و از روي شناخت به رفع مشكلات و كار تبليغ پرداخته‌اند . « أَفَلَمْ يَسِيرُوا . . . » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 137 ، انعام‌ / 11 ) . « دَارُ الآخِرَةِ » : سراي آخرت . دنياي ديگر . اضافه موصوف به صفت است . يعني ( الدَّارُ الآخِرَةِ ) :  ( نگا : انعام‌ / 32 ، اعراف‌ / 169 ) .‏
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ياري ما را دور از خويشتن مدان . ياري ما به شما نزديك و پيروزيتان حتمي است . پيش از اين پيغمبران متعدّدي آمده‌اند و به دعوت خود ادامه داده‌اند و دشمنان حق و حقيقت هم به مبارزه خاسته و مقاومت و مخالفت نموده‌اند ) تا آنجا كه پيغمبران ( از ايمان آوردن كافران و پيروزي خود ) نااميد گشته و گمان برده‌اند كه ( از سوي پيروان اندك خويش هم ) تكذيب شده‌اند ( و تنهاي تنها مانده‌اند ) . در اين هنگام ياري ما به سراغ ايشان آمده است ( و لطف و فضل ما آنان را در برگرفته است ) و هركس را كه خواسته‌ايم نجات داده‌ايم .  ( بلي ! در هيچ زمان و هيچ مكاني ) عذاب ما از سر مردمان گناهكار دور و دفع نمي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَتّيا » : براي غايت محذوفي است كه سياق دالّ بر آن است : لا يُغْرِرْهُمْ تَمادي ايّامِهِمْ فَإِنَّ مَنْ قَبْلَهُمْ أُمْهِلُوا حَتّي . « إِسْتَيْأَسَ » : مأيوس و نااميد شدند ( نگا : يوسف‌ / 80 ) . « ظَنُّوا » : گمان بردند . انگاشتند . « كُذِبُوا » : تكذيب شده‌اند . با آنان دروغ گفته شده است . « ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا » : پيغمبران مي‌انگاشتند كه همه مردمان از جمله مؤمنان تازه ايمان ، ايشان را تكذيب مي‌كنند . مؤمنان گمان مي‌بردند كه پيغمبران به دروغ بديشان وعده نصرت و پيروزي داده‌اند . پيامبران در طوفانيترين حالات و در لحظاتي ناپايدار و به مقتضاي طبع بشري ، بي‌اختيار به مغز آنان ميگذشت كه نكند وعده پيروزي خلاف از آب درآيد ، و يا وعده پيروزي مشروط به شرائطي بوده كه حاصل نشده باشد ( نگا : بقره‌ / 214 ) . « نُجِّيَ » : فعل ماضي مجهول است . به معني : نجات داده شده است . « فَنُجِّيَ مَنْ . . . » : مراد نجات پيغمبران و مؤمنان است . « بَأْسُنَا » : عذاب ما ( نگا : انعام‌ / 43 ، 147 ، 148 ، اعراف‌ / 4 ، 5 ، 97 ، 98 ) .‏
 
آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به حقيقت در سرگذشت آنان ،  ( يعني يوسف و برادران و ديگر پيغمبران و اقوام ايماندار و بي‌ايمان ، درسهاي بزرگِ ) عبرت براي همه انديشمندان است .  ( آنچه گفته شد ) يك افسانه ساختگي ( و داستان خيالي و دروغين ) نبوده ، و بلكه ( يك وحي بزرگ آسماني است كه ) كتابهاي ( اصيل انبياي ) پيشين را تصديق و پيغمبران ( راستين ) را تأييد مي‌كند ، و ( به علاوه ) بيانگر همه چيزهائي است كه ( انسانها در سعادت و تكامل خود بدانها نياز دارند ، و به همين دليل مايه ) هدايت و رحمت براي ( همه ) كساني است كه ايمان مي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَيا » : قرآن و از جمله اين داستان ، سخني نيست كه از سوي انسانها به هم بافته شده باشد و از انديشه و خيال آنها سرچشمه گرفته باشد ، بلكه يك واقعيّت عيني و جداي از يك خيال و پندار است و از هر نظر راهگشا است ( نگا : يونس‌ / 37 و 38 ، هود / 13 و 35 ) . « تَصْدِيقَ الَّذِي . . . » : مراد اين است كه قرآن تصديق‌كننده كتابهاي صحيح آسماني پيشين است . « تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ » : تفصيل دهنده و شرح كننده همه چيزهائي است كه مؤمن در عقيده و عمل خود بدان نيازمند است .‏

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:8878.xml">صفحة (249) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:8884.xml">صفحة (250) (آیه 6) </a><a class="folder" href="w:html:8893.xml">صفحة (251) (آیه 14)</a><a class="folder" href="w:html:8899.xml">صفحة (252) (آیه 19) </a><a class="folder" href="w:html:8910.xml">صفحة (253) (آیه 29)</a><a class="folder" href="w:html:8917.xml">صفحة (254) (آیه 35) </a><a class="folder" href="w:html:8926.xml">صفحة (255) (آیه 43)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8879.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:8880.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:8881.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:8882.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:8883.txt">آيه  5</a></body></html>سوره رعد
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏الف . لام . ميم . را . اينها ، آيه‌هائي از كتاب ( قرآن ) است . و چيزي كه از سوي پروردگارت ( در سراسر اين قرآن ) بر تو نازل شده است حق است ، وليكن بسياري از مردم ( با وجود روشني امر ، به سبب دشمني با حق به بيراهه مي‌روند و بدان ) نمي‌گروند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« المر »  ( نگا : بقره‌ / 1 ) . « تِلْكَ » : آن . در اينجا به معني اين است ، و اشاره به آيات موجود در سوره است . به كار بردن اسم اشاره بعيد به جاي قريب ، بيانگر عظمت و رفعت مشاراليه است . اين واژه مبتدا و ( آيات ) خبر آن است . « الَّذي‌ » : مبتدا است و خبر آن ( اُنزِلَ إِلَيْكَ . . . ) يا ( الْحَقُّ ) است . « الْحَقُّ » : خبر ( الَّذي ) ، يا خبر مبتداي محذوف است . « لكِنَّ أَكْثَرَ . . . » :  ( نگا : يوسف‌ / 103 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:889.txt"> آيه  77</a><a class="text" href="w:text:890.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:891.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:892.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:893.txt"> آيه  81</a><a class="text" href="w:text:894.txt">آيه  82</a></body></html>آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا همان كسي است كه آسمانها را چنان كه مي‌بينيد ، بدون ستون برپا داشت ، سپس ( به دنبال آفرينش اين آسمانهاي بي‌ستون ) به فرمانروائي جهان هستي پرداخت ، و خورشيد و ماه ( و همه كرات و ستارگان ديگر ) را فرمانبردار ( خود و خدمتگزار شما ) ساخت . هر كدام تا مدّت مشخّصي ( و به خاطر هدف معيّني ) به حركت خود ادامه مي‌دهند . خداوند 