كار و بار ( جهان ) را ( زير نظر مي‌دارد و با حساب و كتاب دقيقي ) مي‌گرداند و او ( نشانه‌هاي ديدني را در پهنه كتاب هستي بر مي‌شمرد و ) آيه‌ها ( ي خواندني كتاب قرآن ) را بيان مي‌دارد ، تا اين كه يقين حاصل كنيد كه ( در سراي ديگر ) پروردگارتان را ملاقات خواهيد كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَفَعَ » : برپا داشت . برافراشت . مراد پديد آوردن و آفريدن است . « عَمَدٍ » : اسم جمع است و واحد آن را ( عَمُود ) و ( عِماد ) ذكر كرده‌اند . برخي هم آن را جمع مي‌دانند و مفرد را ( عَمُود ) و ( عِماد ) مي‌شمارند ( نگا : هُمَزَه‌ / 9 ) . « تَرَوْنَها » : مرجع ضمير ( ها ) واژه ( السَّمَاوَاتِ ) يا ( عَمَدٍ ) است . اين جمله مي‌تواند صفت ( عَمَد ) يا حال ( السَّمَاوَاتِ ) باشد . « بَغَيرٍ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا » : آسمانها را مي‌بينيد كه خداوند آنها را بدون ستون آفريده است . آسمانها را آفريده و با ستونهاي نامرئيِ قوّه جاذبه به هم پيوند داده است . يعني داراي ستون بوده ولي ستونها را نمي‌بينيد . « إِسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ » :  ( نگا : بقره‌ / 29 ، اعراف‌ / 54 ، يونس‌ / 3 ) /  « سَخَّرَ » : مسخر گرداند . فرمانبردار كرد . « أَجَلٍ مُّسَمّيً » : سر رسيد معيّن و مدّت مشخّص . مراد فرا رسيدن هنگامه رستاخيز است . « يُدَبِّرُ » : مي‌گرداند . مي‌چرخاند . « يُفَصِّلُ » : شرح مي‌دهد . بيان مي‌دارد ( نگا : انعام‌ / 55 و 97 ، يونس‌ / 5 ) .‏
 
آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَاراً وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و او آن كسي است كه زمين را گسترانيده و در آن كوهها و جويبارها قرار داده است ، و از هرگونه ثمر و ميوه‌اي ، جفت نر و ماده‌اي در آن آفريده است . شب را بر روز مي‌پوشاند ( و برعكس روز را بر پرده شب مي‌گرداند ) . بي‌گمان در اين ( آفرينش شگرف و فرمانروائي سترگ و نمايش شگفت هستي ) نشانه‌هائي ( واضح و آشكار بر قدرت آفريدگار ) است ، براي آنان كه مي‌انديشند ( و سرسري از كنار عجائب و غرائب نمي‌گذرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَدَّ » : گسترانيده است . « رَوَاسِيَ » : جمع راسي و راسِيَة ، كوههاي ثابت و استوار . « زَوْجَيْنِ » : دو صِنف . دو نوع . « إِثْنَيْنِ » : دو تا . مراد نر و ماده است ( نگا : هود / 40 ، يس‌ / 36 ، رحمن‌ / 52 ، نجم‌ / 45 ) . « يُغْشِي‌ » :  ( نگا : اعراف‌ / 54 ) .‏
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در روي زمين ، قطعه زمينهائي در كنار هم قرار دارد ( كه خاك هر يك بايسته محصولي و جنس هركدام شايسته منظوري است ) و تاكستانها و كشتزارها و نخلستانهاي يك پايه و دو پايه در آن موجود است كه هر چند با يك نوع آب سيراب مي‌گردند ، امّا برخي را از لحاظ طعم بر برخي ديگر برتري مي‌دهيم . بي‌گمان در اين ( اختلاف استعداد خاكها و جوراجوري درختها و گياهها و دگرگونيهاي ميوه‌ها و طعم آنها ) نشانه‌هائي ( بر قدرت خدا ) براي كساني است كه عقل خويش را به كار مي‌گيرند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قِطَعٌ » : جمع قِطعة ، بخشها و پاره‌ها . « مُتَجَاوِرَاتٌ » : كنار هم . نزديك به هم . « قِطَعٌ مُتَجَاوِراتٌ » : مراد قطعه‌هاي مختلف و متفاوت زمين است . « زَرْعٌ » : كشت . مصدر است و در اينجا به معني كشتزارها است . « صِنْوانٌ » : جمع صِنْو ، همگون . يك‌پايه . « غَيْرُ صِنْوانٍ » : مختلف . دوپايه . « صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ » : درختاني كه بيخ جداگانه دارند و مستقلّ از درختان همنوع خود هستند . يا اين كه : درختان همگون و همسان ، و درختان مختلف و متفاوت . اين معاني در صورتي است كه واژه ( صِنْوان ) را تنها صفت ( نَخيل ) بدانيم . امّا اگر ( صِنْوان ) را به سبب عطف ، صفت ( نَخيل ) و ( زَرْع ) و ( جنّات ) بشمار آوريم ، يا اين كه آن را خبر مبتداي محذوف ، مانند ( كلّ ) بدانيم معني ( صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ ) عبارت خواهد بود از : درختان يك‌پايه و درختان دوپايه مصطلح در گياه‌شناسي . بدين معني كه : برخي از درختان و گياهان ، ماده نرينه در يك درخت يا بوته ، و ماده مادينه در يك درخت يا بوته ديگري است ، و آنها را يك‌پايه مي‌گويند ، مانند درخت خرما . برخي از درختان و گياهان هم ، ماده نرينه و ماده مادينه هر دو بر يك درخت يا بوته است كه بيشتر درختان و گياهان بدين صورت بوده و آنها را دوپايه مي‌نامند . حال ممكن است نرينه و مادينه در يك گل باشند ، مانند بوته پنبه ، و يا اين كه هر يك در گل جداگانه‌اي باشند ، از قبيل بوته كدو . « يُسْقي‌ » : آبياري مي‌گردند . نائب فاعل ضمير ( هُوَ ) است كه به كلّ واحدي از ( قِطَعٌ ، جنّاتٌ ، زَرْعٌ ، نَخيلٌ ) برمي‌گردد . « الأُكُلِ » : آنچه خورده مي‌شود . دانه و ميوه ( انعام‌ / 14 ، سبأ / 16 ) .‏
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَاباً أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! از چيزي ) اگر بايد در شگفت بماني ، شگفت‌انگيز ( ترين چيز ) سخن ايشان است كه مي‌گويند : آيا هنگامي كه خاك شديم ، آيا دوباره ( زنده مي‌گرديم و ) آفرينش تازه‌اي پيدا مي‌كنيم ؟ آنان كسانيند كه به پروردگارشان ايمان ندارند ، و غلّها و زنجيرها به گردنهايشان مي‌افتد و دوزخيانند و در آتش جاودانه مي‌مانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِن تَعْجَبْ . . . » : اگر بايد از چيزي در شگفت شد ، شگفت‌انگيزترين چيز سخن ايشان است كه . « خَلْقٍ جَديدٍ » : آفرينش تازه . حيات دوباره . آفريده نو . « الأغْلالُ » : جمع غُلّ ، طوق آهنين ( نگا : اعراف‌ / 157 ) . « الأغْلالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ » : اشاره به وضع اسفناك آنان در جهنّم است ( نگا : غافر / 71 ، حاقّه‌ / 30 و 32 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8885.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:8886.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:8887.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:8888.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:8889.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:8890.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:8891.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:8892.txt">آيه  13</a></body></html>آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاَتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! گمراهي ، مشركان را بدانجا كشانده است كه آنان تمسخركنان ) از تو بخواهند ك