ِن دُونِهِ مِن وَالٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏انسان داراي فرشتگاني است كه به ( نوبت عوض مي‌شوند و ) پياپي از روبرو و از پشت سر ( و از همه جوانب ديگر ، او را مي‌پايند و ) به فرمان خدا از او مراقبت مي‌نمايند . خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي‌دهد ( و ايشان را از بدبختي به خوشبختي ، از ناداني به دانائي ، از ذلّت به عزّت ، از نوكري به سروري ، و . . . و بالعكس نمي‌كشاند ) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند ، و ( اين سنّت جاري در اسباب و مسبّبات ظاهري است ، ولي ) هنگامي كه خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ كس و هيچ‌چيزي نمي‌تواند آن را ( از ايشان ) برگرداند ، و هيچ كس غير خدا نمي‌تواند ياور و مددكار آنان شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُعَقِّبَاتٌ » : جمع مُعَقِّبَة ، گروه ملائكه و جماعت فرشتگان . حرف ( ة ) براي مبالغه است . فرشتگاني كه آدمي را مي‌پايند و كردار و گفتار او را ضبط مي‌نمايند و از مصائب و بلايا و اشياء و اشخاصي كه خدا بخواهد وي را حفظ مي‌كنند . از آنجا كه فرشتگان مانند افراد كشيكچي عوض مي‌شوند و به دنبال يكديگر مي‌آيند و اعمال انسان را تعقيب مي‌نمايند و او را نيز مي‌پايند ، آنان را ( مُعَقِّبات ) گفته‌اند ( نگا : يونس‌ / 21 ، زخرف‌ / 80 ، ق / 17 و 18 ، انفطار / 10 و 11 و 12 ) . « مِنْ أَمْرِ اللهِ » : به خاطر فرمان خدا . به فرمان خدا . حرف ( مِنْ ) به معني ( ب ) است ( نگا : غافر / 15 ) . « سُوءًا » : بلا و بدي . هلاك و عذاب . « مَرَدَّ » : برگرداندن . برگرداننده . مصدر ميمي است و مي‌تواند به معني ( رَدّ ) و يا به معني اسم فاعل ( رادّ ) باشد . « فَلا مَرَدَّ لَهُ » : برگرداندن آن ممكن نيست . كسي و چيزي نمي‌تواند آن را برگرداند و دفع كند . « مِن دُونِهِ » : بغير از خدا . « والٍ » : ياور . سرپرست و عهده‌دار امور .‏
 
آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( قدرت خدا در گستره هستي پديدار ، و آثار آن در همه‌جا آشكار است ) . او است كه آذرخش آسمان را به شما مي‌نمايد كه هم باعث بيم و هم مايه اميد شما مي‌گردد ، و نيز ابرهاي سنگين بار را ( با تبخير آبهاي تلخ و شيرين اقيانوسها و درياها و رودبارها ) پديد مي‌آورد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَرْقَ » : آذرخش آسمان كه بر اثر برخورد دو توده ابر ، بارهاي الكتريكي متفاوت مثبت و منفي به وجود مي‌آيد ، همان گونه كه از برخورد سر دو سيم برق ، جرقّه توليد مي‌شود و به اصطلاح تخليه الكتريكي صورت مي‌گيرد . « خَوْفاً وَ طَمَعاً » : بيم و اميد . بيم از آتش‌سوزيها و بارانهاي نابهنگام و جريان سيلابها و جزغاله شدن به سبب صاعقه و ديگر خطرات ، و اميد به فوائد و بركات فراواني كه باعث آن مي‌گردد . از قبيل : آبياري زمينها . سمپاشي با آب اكسيژنه حاصل از آن ، و تغذيه گياهان توسّط كود ناشي از برخورد برق با هواي آسمان و غيره . اين دو واژه مي‌تواند مفعول سوم ( يُري ) ، يا حال از ( كُمْ ) و به معني : خَآئِفينَ وَ طَامِعِين ، و يا حال ( الْبَرَِْ ) باشند . « يُنشِئُ » : پديد مي‌آورد . « السَّحَابَ » : جمع ( سَحابَة ) است ، ابرها . « ثِقَالَ » : جمع ( ثَقيلَة ) ، سنگين‌بار از آبهاي فراواني كه در خود دارند ( نگا : اعراف‌ / 57 ) .‏
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و رعد ( مانند همه‌چيز فرمانبردار يزدان است و با صدائي كه از آن مي‌شنويد ، با زبان حال ) ، و فرشتگان از هيبت و عظمت يزدان ،  ( به زبان قال ) ، حمد و ثناي خدا را مي‌گويند ، و خدا صاعقه‌ها را روان مي‌سازد و هركس را كه بخواهد بدانها گرفتار مي‌كند . در حالي كه ( كافران اين همه نشانه‌هاي دالّ بر وجود خدا را در گوشه و كنار جهان مشاهده مي‌كنند ، خوب نمي‌انديشند و ) آنان درباره خدا ( و توانائي او در امر زنده‌گرداندن و جزا دادن ) به مجادله مي‌پردازند ، و خدا داراي قدرتي بي‌انتهاء و كيفري سخت و دردناك است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرَّعْدُ » : رعد . صدائي كه از برخورد دو توده ابر ، با بار الكتريكي متفاوت به وجود مي‌آيد . « يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ » :  ( نگا : إسراء / 44 ، نور / 41 ، حشر / 24 ) . « الصَّوَاعِقَ » : جمع صاعِقَة ، آذرخش . آتشي كه بر اثر رعد و برق شديد پديد مي‌آيد . « الِْمحَالِ » : اگر مصدر باب مفاعله بشمار آيد ، به معني مُكايَدَه ، يعني چاره‌جوئي و چاره‌سازي است ، و اگر اسم باشد ، به معني قوّت و قدرت است . اصل آن ( محلّ ) به معني حيله و نيرنگ است . برخي هم آن را از ( حَوْل ) و هم‌ريشه با ( حيلَة ) مي‌دانند ، و قوّت و نقمت معني مي‌كنند .  ( نگا : اعراف‌ / 183 ، طارق / 15 و 16 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8894.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:8895.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:8896.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:8897.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:8898.txt">آيه  18</a></body></html>آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه شايسته نيايش و دعا است . كساني كه جز او ديگران را به ياري مي‌خوانند ، به هيچ وجه دعاهايشان را اجابت نمي‌نمايند و كمترين نيازشان را برآورده نمي‌كنند . آنان ( كه غير خدا را به فرياد مي‌خوانند ، و به جاي آفريدگار ، از آفريدگان برآوردن نيازهايشان را درخواست مي‌نمايند ) به كسي مي‌مانند كه ( بركنار آبي دور از دسترس نشسته باشد و ) كف دستهايش را باز و به سوي آب دراز كرده باشد ( و آن آب را به سوي خود بخوانَد ) تا آب به دهان او برسد ، و هرگز آب به دهانش نرسد . دعاي كافران ( و پرستش ايشان ) جز سرگشتگي و بيهوده‌كاري نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَعْوَةُ الْحَقِّ » : نيايش راستين . پرستش حقيقي . اضافه موصوف به صفت است . « لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ » : شايسته نيايش و بايسته پرستش خدا است . سزاوار تقاضاي نياز ، و درخور طلب اجابتِ دعا خدا است . « أَلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ » : كساني كه جز خدا را به فرياد مي‌خوانند و جز او را پرستش مي‌كنند . « لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ » : اصلاً دعاهايشان را نمي‌شنوند و به فريادشان نمي‌رسند . نيازي از نيازهايشان را برآورده نمي‌سازند و كاري برايشان نمي‌كنند . « إِلاّ » : مگر . يعني اجابت دعا و برآوردن نياز توسّط پرستش شوندگان و به ياري خواندگان ، چيزي جز همانند پاسخ و اجابت آب در برابر درخواست چنان فردي نيست . « مَا هُوَ بِبَالِغِهِ » : او به آب دسترسي پيدا نمي‌كند . آب به او يا به دهانش نمي‌رسد . « دُعَآءُ » : دعا . پرستش . « ضَلالٍ » : گ