مراهي و سرگشتگي . بيهوده‌كاري و پوچگرائي .‏
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنچه در آسمانها و زمين است - خواه ناخواه‌ - خداي را سجده مي‌برد ( و در برابر عظمت او سر تسليم و تكريم فرود مي‌آورد ) ، همچنين سايه‌هاي آنها ( كه همچون خود آنها از نظم و نظام دقيق و فرمانبرداري شگفت برخوردارند ) بامدادان و شامگاهان در مقابلش به سجده مي‌افتند ( و پيوسته در برابر اراده باري كرنش مي‌برند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَسْجُدُ » : سجده مي‌كند . كرنش مي‌برد . در اينجا مراد اطاعت و فرمانبرداري از اراده و خواست حضرت باري است ( نگا : آل‌عمران‌ / 83 ) . « مَنْ » : كساني كه . واژه ( مَنْ ) براي ذوي‌العقول ، يعني انسانها و فرشتگان و پريان به كار مي‌رود ، وليكن در اينجا از راه تغليب شامل غير ذوي‌العقول نيز مي‌باشد و به معني ( آنچه ) است ( نگا : نحل‌ / 49 ) . « طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » : خواه ناخواه . يعني همه‌كس و همه‌چيز در برابر فرمان خدا خاضع و فرمانبردار مي‌باشند ، ولي خضوع و فرمانبرداري دسته‌اي تكويني است ، و خضوع و فرمانبرداري دسته‌اي تكويني و تشريعي است . مؤمنان از روي ميل و رغبت در پيشگاه پروردگار به سجده مي‌افتند ، امّا غير مؤمنان هرچند حاضر به چنين سجده‌اي نيستند ، تمام ذرّات وجودشان از نظر قوانين آفرينش خواه ناخواه تسليم فرمان خدا است . اين دو واژه مصدر و حال مي‌باشند ( نگا : آل‌عمران‌ / 83 ) . « ظِلالُهُمْ » : سايه‌هاي آنان . مراد اين است كه سايه‌هاي اشياء نيز از نظم و نظام شگفتي برخوردار است و علاوه از فوائد ظاهري ، مي‌توان از سايه‌ها براي اندازه‌گيري خود اشياء سود جست و نيز همچون ساعت ، زمان را بدانها سنجيد . « الْغُدُوِّ » : جمع غَداة ، بامدادان . « الآصَال‌ » : جمع أَصيل ، شامگاهان ( نگا : اعراف‌ / 205 ) . « بِالْغُدُوِّ وَ الآصَالِ » : مراد هميشه و پيوسته است .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعاً وَلاَ ضَرّاً قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي محمّد ! به مشركان ) بگو : چه كسي پروردگار آسمانها و زمين است‌ ؟  ( و آنها را مي‌گرداند و مي‌پايد ؟ جواب درست را براي آنان بيان كن و ) بگو : الله . بگو : آيا جز خدا اولياء ( و معبودهائي ) براي خود برگزيده‌ايد ( و بدانها تمسّك جسته‌ايد ) كه براي خودشان ( چه رسد به شما ) سودي و زياني ندارند ؟ بگو : آيا كور ( كه شمائيد ) و بينا ( كه مؤمنانند ) برابرند ؟ يا اين كه تاريكيها ( كه پرستشهاي كوركورانه شما است ) و نور ( كه هدايت خدا و ارمغان مؤمنان است ) يكسان است‌ ؟ يا اين كه ( شدّت گمراهي آنان را بدانجا كشانده است كه ) براي خدا انبازهائي قائل مي‌شوند كه ( به گمان ايشان ) آنها همچون خدا دست به آفرينش يازيده‌اند ( و آفريده‌هائي همچون آفريده‌هاي خدا دارند ) و اين است كه كار آفرينش ( و تشخيص آفريده‌هاي ايشان از آفريده‌هاي خدا ) بر آنان مشتبه و مختلط گشته است‌ ؟  ( كه چنين نيست ) . بگو : خدا آفريننده همه چيز است و او يكتا و توانا ( بر انجام آفرينش و چرخش هستي ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أوْلِيَآءَ » : جمع وَليّ ، سرپرستان . مراد معبودهاي دروغين است . « أَمْ » : بلكه آيا ؟ استفهام انكاري است . « أَمْ جَعَلُوا لِلّهِ شُرَكَآءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ » : اين عبارت مي‌تواند جنبه تهكّم و ريشخند را داشته باشد . يعني : بلكه آنان براي خدا انبازهائي قرار داده‌اند كه چه بسا همچون خدا دست به آفرينش يازيده‌اند و اين است كه جدائي آنها از خدا برايشان دشوار شده است‌ ؟ ! يا اين كه استفهام انكاري باشد كه ترجمه آن در معني آيه مذكور است . « خَلَقُوا كَخَلْقِهِ » : آيا همچون خدا دست به كار آفرينش زده‌اند و مخلوقاتي را آفريده‌اند ؟ آيا مخلوقاتي همچون مخلوقات خدا را پديدار كرده‌اند ؟  « فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ » : به سبب آن ، آفريده‌ها براي آنان يكسان و مشتبه گشته است . لذا آفرينش خدا و آفرينش چنين معبودهائي ، ايشان را دچار مشكل و اشتباه ساخته است . « الْقَهَّارُ » : بسيار چيره و توانا . بسيار غالب و قاهر .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رَّابِياً وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند از ( ابرهاي ) آسمان ، آب فرو مي‌باراند و دره‌ها و رودخانه‌ها هر يك به اندازه گنجايش خويش ( براي رويش گياهان و بهره‌وري درختان ، از آب آن ) در خود مي‌گنجانند ، و روي اين سيلابها ، كفهاي زياد و بيسودي قرار مي‌گيرد ، همچنين است آنچه از طلا و نقره و غيره جهت تهيّه زينت‌آلات روي آتش ذوب مي‌نمايند ، كفهائي همانند كفهاي آب بر مي‌آورد ،  - پروردگار براي حق و باطل چنين مثالي مي‌زند - امّا كفها ،  ( بيسود و بيهوده بوده و هرچه زودتر ) دور انداخته مي‌شود ، ولي آنچه براي مردم نافع است در زمين ماندگار مي‌گردد . خداوند اين چنين مثالي مي‌زند .  ( عقائد باطل ، همسان كف و خس و خاشاك روي آب و بالاي فلزات است كه هرچه زودتر از ميان مي‌رود ، ولي اديان حقيقي آسماني ، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار مي‌باشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سالَتْ » : جاري شد . « أَوْدِيَةٌ » : جمع وادي ، درّه‌ها . مراد رودخانه و جويبارهاي ميان كوهها است . « بِقَدَرِهَا » : به اندازه گنجايش خود . « زَبَداً » : كف . « رَابِياً » : برآمده . در بالا قرار گرفته . « إِبْتِغَآءَ » : به خاطر . از براي . مفعولٌ‌له است . « حِلْيَةٍ » : زيور . « جُفَآءً » : دور انداختني . مصدر ماده ( جَفْأ ) به معني اسم مفعول ، يعني مَجْفُوء است كه به معني مطرود و پرت شده مي‌باشد .‏
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( انسانها در مسير زندگي دو گروهند : دسته‌اي به راه يزدان مي