 آن‌ مي‌شدند، منع‌ نمي‌كردند» يعني‌: آن‌لعنت‌شدگان‌ بني‌ اسرائيل‌، انسانهاي‌ گنهكار و متجاوز را از تكرار گناهي‌ كه‌ انجام‌ داده‌ بودند، يا از ارتكاب‌ گناهي‌ كه‌ براي‌ انجام‌ دادن‌ آن‌ آماده‌ مي‌شدند، نهي ‌نمي‌كردند.
لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ امربه‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، از مهمترين‌ قواعد اسلام‌ و بزرگترين‌ فرايض‌ شرعي‌ آن‌ است‌. ابن‌عطيه‌ مي‌گويد: «اجماع‌ مسلمانان ‌بر اين‌ است‌ كه‌ نهي‌ از منكر بر كسي‌ كه‌ توان‌ آن‌ را دارد و در صورت‌ انجام‌ دادن ‌آن‌، از رسيدن‌ زيان‌ بر خود و بر مسلمانان‌ ايمن‌ است‌، فرض‌ مي‌باشد اما اگر بيم‌چنين‌ زياني‌ متصور بود، بايد در دلش‌ منكر را انكار نموده‌ و مرتكب‌ منكر را ترك ‌نمايد و با وي‌ آميزش‌ نكند». «چه‌ بد است‌ آنچه‌ مي‌كردند» از ترك‌ انكار آنچه‌ كه‌ انكارش‌ بر آنان‌ فرض‌ بود. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) ازرسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «همانا اولين‌ نقصي‌ كه‌ در كار بني‌اسرائيل‌ وارد آمد، از آنجا ناشي‌ شد كه‌ چون‌ مردي‌ با مرد ديگري‌ روبرو مي‌شد و وي‌ را در منكري‌ مي‌ديد، به‌ او مي‌گفت‌: اي‌ مرد! از خدا پروا كن‌ و از اين‌ منكر دست‌ بردار زيرا اين‌ كار بر تو جايز نيست‌ اما همين‌كه‌ فرداي‌ آن‌ بار ديگر با همان‌ شخص ‌ملاقات‌ مي‌كرد، ارتكاب‌ منكر از سوي‌ او، وي‌ را از اين‌ كه‌ با او در يك‌جا بخورد و بياشامد و همنشيني‌ كند، بازنمي‌داشت‌ پس‌ وقتي‌ چنين‌ كردند، خداوند دلهاي‌ بعضي‌ از آنها را به‌ بعضي‌ ديگر زد (يعني‌ در ميانشان‌ بغض‌ و دشمني‌افگند) و سپس‌ لعنت‌شان‌ كرد». همچنان‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «همانا خداوند عامه‌ مردم‌ را به‌ عمل‌ خاصه‌ آنان‌ (يعني‌ اندكي‌ از آنان‌ كه‌ مرتكب ‌منكرات‌ مي‌شوند) عذاب‌ نمي‌كند تا آن‌گاه‌ كه‌ منكر را در ميان‌ خويش‌ ببينند و با وجود آن‌ كه‌ بر انكار آن‌ قادرند، آن‌ را انكار نكنند پس‌ وقتي‌ چنين‌ كردند، خداوند (خشك‌ و تر را باهم‌ مي‌سوزاند) و خاصه‌ و عامه‌ هردو را عذاب‌مي‌كند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8911.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:8912.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:8913.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:8914.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:8915.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:8916.txt">آيه  34</a></body></html>آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن كساني كه ايمان مي‌آورند و كارهاي شايسته مي‌كنند ، خوشا به حال ايشان ، و چه جايگاه زيبائي دارند !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلَّذِينَ » : بدل از ( أَلَّذِينَ ) در آيه قبلي است و يا مبتدا و خبر آن جمله دعائي ( طُوبَيا لَهُمْ ) است . « طُوبَيا » : اسم خاصّ بهشت است . يا اين كه مصدر است و به معني نيك و زيبا است ، و يا اسم تفضيل و مؤنّث ( أَطْيَبُ ) است و به معني پاكيزه‌ترين و زيباترين . « طُوبَيا لَهُمْ » : بهشت يا زيباترين سرانجام از آن ايشان است . خوشا به حال ايشان !  « مَئَابٍ » : محلّ بازگشت . بازگشت ( نگا : آل‌عمران‌ / 14 ) .‏
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بدين گونه شگرف تو را به ميان ملّتي فرستاده‌ايم كه ملّتهاي فراواني پيش از آنان آمده‌اند و رفته‌اند ، تا آنچه را كه به تو وحي كرده‌ايم بر آنان - هر چند كه منكر خداوند مهربانند - بخواني . بگو او پروردگار من است . جز او خدائي نيست . بر او توكّل كرده‌ام ، و بازگشت من به سوي او است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذلِكَ أَرْسَلْنَاكَ » : اين گونه شگرف و بدين صورت سترگ كه در شأن تو است ، تو را روانه كرده‌ايم . مگر نه اين است كه خاتم پيغمبراني و پيغمبر همه جهانياني‌ ؟ !  « كَذَالِكَ » : اين گونه و بدين ويژگي خاصّي كه در ارسال تو منظور بوده است . همان گونه كه پيغمبران پيشين به ميان اقوام خود فرستاده شده‌اند ، تو نيز به ميان اين مردمان فرستاده شده‌اي . « وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ » : در حالي كه آنان به خداي مهربان اعتقاد ندارند . اين جمله حال ضمير ( هُمْ ) در ( عَلَيْهِمْ ) است . يعني تو قرآن را براي آنان مي‌خواني و آنان بر كفر خود مي‌افزايند . « مَتَابِ » : اصل آن ( مَتابي ) است . يعني بازگشت من .‏
 
آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعاً أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاءُ اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر ( به فرض به جاي اين قرآن ) ، قرآني باشد كه كوهها بدان به حركت درآيد ، يا زمين به وسيله آن شكافته گردد ، و يا بدان مردگان ( زنده و ) به سخن درآورده شوند ،  ( باز هم بعضيها به سبب عناد با حق ، بدان نمي‌گروند و بر راه خدا نمي‌روند . وظيفه تو تبليغ است و ايمان آوردن يا ايمان نياوردن آنان در دست تو نيست ) بلكه همه كارها در دست خدا است . آيا مسلمانان ( هنوز منتظرند كه پدران و پسران و برادران و همسران و دوستان مشرك ايشان ايمان بياورند ؟ ) مگر نمي‌دانند كه اگر خدا مي‌خواست همه مردمان را هدايت مي‌داد ؟ ! پيوسته كافران ( در زندگي اين جهان ) به سبب كاري كه مي‌كنند دچار بلا و مصيبت كوبنده مي‌گردند ، و يا اين كه بلا و مصيبت كوبنده بر دور و برق آنان فرود مي‌آيد ( و ايشان را تهديد مي‌نمايد ) تا وعده خدا فرا رسد ( كه قيامت است و پروردگار سزا و جزاي قطعي ايشان را بديشان نمايد ) . بي‌گمان خداوند خلاف وعده نمي‌كند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ لَوْ . . . » : جواب ( لَوْ ) محذوف است كه ( مَا ءَامَنُوا بِهِ ) است ( نگا : انعام‌ / 27 ) . « قُرْءَاناً » : قرآني . كتابي خواندني . « أَفَلَمْ يَيْأَسْ » : آيا ندانسته‌اند ؟ استعمال ( يَئِسَ ) به معني ( عَلِمَ ) را برخي حقيقي دانسته‌اند ، و بعضي آن را مجازي بشمار آورده‌اند و گفته‌اند : مأيوس شدن ، متضمّن علم و آگاهي است . « قَارِعَة » : بلاي كوبنده و مصيبت ويرانگر . « تَحُلُّ » : وارد مي‌شود . فرا مي‌رسد . « تَحُلُّ قَرِيباً مِّن دَارِهِمْ » : نزديك به خانه و كاشانه و سرزمين ايشان رخ مي‌دهد و وارد مي‌گردد . « حَتَّيا يَأْتِيَ وَعْدُ اللهِ » : اگر آيه تنها راجع به صدر اسلام باشد ، مراد وعده غلبه مسلمانان بر قريشيان مشرك و