َخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بسياري‌ از آنان‌ را» يعني‌: از يهوديان‌ را «مي‌بيني‌ كه‌ با كافران» يعني‌: با مشركان‌ «دوستي‌ مي‌كنند» درحالي‌كه‌ مشركان‌ بر دين‌ استوار و حقي‌ قرار ندارند «راستي‌ چه‌ زشت‌ است‌ آنچه‌ نفس‌هاي‌ آنان‌ براي‌ آنان‌ پيش‌ فرستاده‌ است» از كارنامه‌ ننگيني‌ كه‌ با آن‌ به‌ عرصه‌گاه‌ قيامت‌ وارد مي‌شوند «آن‌ چيز خشم‌گرفتن‌ الله بر آنان‌ است‌ و آنان‌ در عذاب‌ جاودانند» يعني‌: آنها در واقع‌ براي‌ خود خشم‌خداوند(ج) در آخرت‌ را پيش‌ فرستاده‌اند پس‌ چون‌ در روز قيامت‌ برانگيخته‌ شوند، در جايگاه‌ خشم‌ الهي‌ فرود مي‌آيند و اين‌، جايگاه‌ حتمي‌ آنهاست‌.
 
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْماً عَرَبِيّاً وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه كتابهاي آسماني را براي پيغمبران پيشين فرستاديم ) قرآن را هم به عنوان داور ( در ميان مردم و داور كتابهاي گذشته ، به زبان ) عربي ( بر تو ) فرستاديم .  ( پس برابر آن با همگان اعم از اهل كتاب و ساير مشركان رفتار كن و برابر آرزوها و خواستهاي مردم راه مرو ) و اگر از آرزوها و خواستهايشان ، بعد از آن كه دانش ( وحي ) به تو رسيده است ، پيروي كني ، كسي نمي‌تواند در برابر خدا تو را ياري دهد و تو را ( از دست عذاب او ) محفوظ دارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حُكْماً » : داوري . مصدر است و مي‌تواند به معني اسم فاعل ، يعني حاكم و داور باشد . مراد اين است كه قرآن فاصل حق از باطل و بيانگر احكام راستين الهي است . « عَرَبِيّاً » : به زبان عربي كه زبان قوم پيغمبر است ( نگا : ابراهيم‌ / 4 ) . « اَلْعِلْمِ » : دانش و آگاهي . مراد وحي و دستور آسماني است . « مَا لَكَ مِنَ اللهِ . . . » : مخاطب پيغمبر و مراد امّت او است .‏
 
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( برخيها داشتن زنان و فرزندان را بر تو عيب مي‌گيرند ) و ما پيش از تو پيغمبراني را روانه كرده‌ايم و زنان و فرزنداني بديشان داده‌ايم .  ( پيغمبران جملگي انسان بوده‌اند و بنا به سرشت انساني خورده‌اند و خفته‌اند و با مردم رفت و آمد داشته و معامله كرده و ازدواج نموده‌اند ) و هيچ پيغمبري را نرسيده است كه معجزه‌اي جز با اجازه خدا بياورد ( و به مردم ارائه دهد ) . هر زماني داراي نوعي معجزه است ( كه شايسته آن و حكمت و مصلحت در آن است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٍ » : معجزه . مراد معجزاتي است كه مشركان و يهوديان پيشنهاد مي‌كردند و انجام آنها را درخواست مي‌نمودند ( نگا : إِسراء / 90 - 93 ، فرقان‌ / 7 و 8 ) أ « أَجَلٍ » : مدّت . زمان . « كِتَابٌ » : كار حتمي و امر معيّن . مصدر است و به معني اسم مفعول ، يعني ( مكتوب ) به معني محتوم است . در اينجا مراد حكم معيّن و معجزه مشخّص و كار مقدّر است . « لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ » : هر زماني معجزه مربوط به خود دارد . هر زماني داراي حكم معيّن و كار مقدّري است كه جز آن در آن انجام نمي‌گيرد ( نگا : انعام‌ / 67 ) .‏
 
آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند هرچه را كه بخواهد ( و مصلحت بداند ، از نشانه‌هاي كتاب ديدني جهاني و از آيه‌هاي كتاب خواندني آسماني ) از ميان برمي‌دارد ، و هرچه را ( از قوانين هستي و از شرائع الهي كه حكمتش اقتضاء كند و مناسب با زمان باشد ) برجاي مي‌دارد و ( جايگزين مي‌سازد . و همه اينها ) در علم خدا ثابت و مقرّر است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَمْحُو » : از ميان برمي‌دارد . زائل مي‌گرداند . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر دارد . « يُثْبِتُ » : بر جاي مي‌دارد . ثابت و استوار مي‌سازد . مراد از محو و اثبات در اينجا ، عبارت است از : 1 - تصرّفات خداوندي در نظام هستي ، از قبيل : زنده‌گرداندن و ميراندن ، پديد آوردن و نابود كردن ، كاستن و افزودن ، روياندن و پژمراندن ، نيرو دادن و نيرو زدودن ، و . . . 2 - تصرّفات خداوندي در آيات و احكام كتابهاي آسماني ، از قبيل : اقامه ديني و ازاله آئيني ، منسوخ‌كردن آيات و احكامي و لازم گرداندن مقرّرات و قوانيني ، و . . . « أُمُّ » : اصل . مركز . « الْكِتَابِ » : علم خدا . لوح محفوظ . يعني حوادث كَوْني و انساني ، و آيات و احكام آئين آسماني ، خاضع علم ثابت خدا و مشيّت تغييرناپذير او بوده كه در لوح محفوظ ضبط و منعكس است . آيه فوق را مي‌توان چنين هم معني كرد : خداوند هر قانون و شريعتي را كه بخواهد از ميان برمي‌دارد ، و هر قانون و شريعتي را كه بخواهد برجاي مي‌دارد ؛ و يا آئين پسين را جايگزين آئين پيشين مي‌گرداند ، و قوانين و شرائع اصولي همچون توحيد و نبوّت و معاد و تحريم رذائل و تحسين فضائل ، ثابت و تغييرناپذير مي‌مانند .‏
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) اگر ( تو را زنده بداريم و ) برخي از چيزهائي را به تو بنمائيم كه به آنان وعده مي‌دهيم ، و يا اين كه تو را بميرانيم ( و شكست و مصيبت كافران و پيروزي و نعمت مؤمنان را نشانت ندهيم مسأله‌اي نيست . چرا كه ) بر تو تنها ابلاغ ( رسالت ) است ، و بر ما حساب و كتاب .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَلاغُ » : تبليغ . ابلاغ رسالت ( نگا : آل‌عمران‌ / 20 ، مائده‌ / 92 و 99 ) . « الْحِسَابُ » : محاسبه . بازپرسي . « وَ إِن مَّا نُرِيَنَّكَ . . . » :  ( نگا : زخرف‌ / 41 و 42 ) .‏
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر ( اين كافران مغرور و لجوج ) نمي‌دانند كه ما به زمين مي‌آئيم ( و ) از اطراف آن مي‌كاهيم‌ ؟  ( از سرزمين اينان مي‌كاهيم و بر سرزمين آنان مي‌افزائيم ، و اقوام و تمدنها و حكومتهائي را نابود مي‌كنيم و اقوام و تمدنها و حكومتهاي ديگري را جايگزين آنها مي‌سازيم . آيا اين قانون هميشگي و ساري و جاري در همه سرزمينها و جامعه‌هاي بشري ، براي بيدار شدن مردمان كافي نيست‌ ؟ ) . خداوند فرمان مي‌راند و فرمانش هيچ گونه رادع و مانعي ندارد .  ( اصلاً چه كسي يا چه چيزي ياراي جلوگيري از اجرا فرمان او را دارد ؟ ! ) و ( از آنجا كه خدا آگاه از هر چيزي و گواهان آماده و دلائل مهيّا است ) او سريع‌الحساب است ( و در روز قيامت نيازي به طول زمان جهت رسيدگي به حساب مردمان نيست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أوَلمْ يَرَوْا » : آيا نمي‌دانند . م