د . ايشان را به خود مشغول كند .‏
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما هيچ شهر و روستائي را نابود نكرده‌ايم مگر ( پس از انقضاي ) مدّت معيّني ( كه ) داشته است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَرْيَةٍ » : شهر . آبادي . مراد ساكنان آنجا نيز مي‌تواند باشد . « كِتَابٌ » : به معني مكتوب است ، يعني : واجب و مقدّر ( نگا : آل‌عمران‌ / 145 ) .‏
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هيچ ملّتي بر ( مدّت معيّن و سررسيد ) اجل خود پيشي نمي‌گيرد و از آن عقب نمي‌افتد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُمَّةٍ » : دسته . گروه . ملّت . « مِنْ أُمَّةٍ » : حرف ( مِنْ ) زائد و ( أُمَّةٍ ) فاعل است .‏
 
آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( تمسخركنان ) مي‌گويند : اي كسي كه ( گمان مي‌بري از آسمان ) قرآن بر تو نازل گشته است ، تو حتماً ديوانه‌اي !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الذِّكْرُ » : مصدر است و به معني اسم فاعل ، يعني ( مذكّر ) است . يعني : كتاب يادآور و اندرزگو كه قرآن است ( نگا : آل‌عمران‌ / 58 ، نحل‌ / 43 و 44 ) . « نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ » : مراد تمسخر و استهزاء است ( نگا : منافقون / 1و 7 ) .‏
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تو اگر از زمره راستگوياني ، چرا ( به جاي آوردن قرآن ) فرشتگان را به پيش ما نمي‌آوري ( تا بر پيغمبري تو گواهي دهند ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَوْ ما » : چرا كه نه . واژه‌اي است كه بر طلب حصول ما بعد خود دلالت دارد . مانند ( لَوْ لا ) است در ( منافقون‌ / 10 ) .‏
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذاً مُّنظَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما فرشتگان را جز به حق و به همراه حق نازل نمي‌كنيم و هنگامي كه نازل شوند ( اگر بدانان ايمان نياورند ) ديگر بديشان مهلت داده نمي‌شود ( و فوراً عذاب الهي گريبانگيرشان مي‌گردد و مجال ماندن نخواهند داشت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْحَقِّ » : به حق . همراه با حق ثابتي كه قابل انكار نيست . به همراه عذاب . « مُنظَرِينَ » : مهلت داده‌شدگان .‏
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و خود ما پاسدار آن مي‌باشيم ( و تا روز رستاخيز آن را از دستبرد دشمنان و از هرگونه تغيير و تبديل زمان محفوظ و مصون مي‌داريم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنّا نَحْنُ . . . » : اين آيه دست كم با چهار تأكيد لفظي بيانگر مصون ماندن قرآن از تحريف است .‏
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما پيش از تو ( پيغمبراني را ) به ميان گروهها و دسته‌هاي پيشين روانه كرده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شِيَعِ » : جمع شيعه ، گروهها و دسته‌هاي پيرو يك راه و رسم ( نگا : أنعام‌ / 65 ) . « شِيَعِ الأوَّلِينَ » : اضافه موصوف به صفت است .‏
 
  آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«جمله‌ ستايش‌ها شايسته‌ خداوند است‌» حمد: ثنا و سپاس‌ زباني‌ است‌ كه‌ جهت ‌تفضيل‌ و برتري‌ دادن‌ گفته‌ مي‌شود. فرق‌ در ميان‌ «حمد» و «شكر» يكي‌ در اين ‌است‌ كه‌ حمد فقط به‌ زبان‌ است‌، اما شكر هم‌ به‌زبان‌، هم‌ به‌ قلب‌ و هم‌ به‌ ساير اعضامي‌باشد. ديگر اين‌ كه‌ شكر فقط در برابر نعمت‌ است‌، ولي‌ حمد به‌ جهت‌ كمال‌محمود مي‌باشد؛ هر چند در برابر نعمتي‌ نباشد. و از آنجا كه‌ هيچ‌ موجودي‌ درذات‌، صفات‌ و اسماء از خداي‌ عزوجل‌ كاملتر نيست‌ و هيچ‌ نعمتي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ مستقيما يا به‌ واسطه‌، به‌ آن‌ ذات‌ متعال‌ برتر برمي‌گردد، پس‌ در حقيقت‌تمامي‌ حمدها و شكرها سزاوار اوست‌ و تنها او مالك‌ هر حمد و شكري‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «أفضل‌ الذكر لا إله‌ إلا الله‌، وأفضل‌ الدعاء الحمد لله‌: بهترين‌ ذكرها لا اله‌ الا الله‌ و بهترين‌ دعاها الحمد لله‌ است‌». آري همه‌ ستايشها از آن‌ خداوندي‌ است: «كه‌ رب‌ عالميان‌ است» رب‌: به‌ معني‌ پروردگار، مالك‌، سرور، سالار، مصلح‌، مدبر و معبود؛ اسمي‌ از اسماي‌ خداوند متعال‌ است‌ و برغيروي‌ ـ جز با قيد و اضافت‌ ـ اطلاق‌ نمي‌شود؛ مثل‌ اين‌ كه‌ بگويي‌: «هذا الرجل‌ رب ‌المنزل‌: اين‌ مرد رب‌ (صاحب‌) منزل‌ است‌». « عالمين» جمع‌ عالم‌؛ عبارت‌ از هر موجودي‌ غير از خداوند متعال‌ است. بعضي‌ برآنند كه‌ عالم‌ مجموعه‌ موجودات‌ عاقل‌ است‌ كه‌ شامل‌ چهار نوع‌ انس، جن، فرشتگان‌ و شياطين ‌مي‌شوند. بر اساس‌ اين‌ تعريف‌؛ به‌ حيوانات‌ و چهارپايان‌، عالم‌ گفته‌ نمي‌شود.

 
آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه :
«سپس‌ شما» اي‌ يهوديان‌! «بعد از آن‌» دادن‌ پيمان‌ «اعراض‌ كرديد» يعني: از پيماني‌ كه‌ از شما گرفته‌ شد، روي‌ گردانديد «و اگر فضل‌ خدا و رحمت‌ او بر شمانبود» به‌ اين‌ كه‌ شما را مورد لطف‌ و رحمت‌ خويش‌ قرار داد و توبه‌ كرديد «مسلما از زيانكاران‌» يعني: از بازندگان‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ «بوديد».
 

سوره مائدة آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از ابن‌ عباس‌(رض) دربيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌است‌: گروهي‌ ازصحابه‌ ـ كه‌ عثمان ‌بن‌ مظعون‌(رض) يكي‌ از ايشان‌ بود ـ گفتند: آلت‌هاي‌ تناسلي‌خود را قطع‌ مي‌كنيم‌ و شهوات‌ دنيا را ترك‌ نموده‌ فقط به‌ عبادت‌ و نيايش‌حق‌ تعالي‌ مشغول‌ مي‌شويم‌ و همانند راهبان‌ به‌ منظور عبرت‌گرفتن‌ و عبادت‌، در زمين‌ به‌ سير و سفر مي‌پردازيم‌! چون‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ خداص رسيد، آن‌ حضرتص به‌دنبال‌ ايشان‌ فرستاده‌ و شنيده‌هاي‌ خود را در اين‌ باره‌ با آنها در ميان ‌گذاشتند. آنان‌ خبر رسيده‌ را تصديق‌ كردند و گفتند: آري‌! چنين‌ گفتيم‌ و قصد چنين‌ كاري‌ را داريم‌! رسول‌ خداص فرمودند: «ولي‌ من‌ روزه‌ مي‌گيرم‌ ومي‌خورم‌، نماز مي‌خوانم‌ و مي‌خوابم‌ و با زنان‌ ازدواج‌ مي‌كنم‌ پس‌ هر كس‌ به‌سنت‌ من‌ چنگ‌ زند، او از من‌ است‌ و هر كس‌ به‌ سنت‌ من‌ چنگ‌ نزند، او از من‌نيست». همان‌ بود كه‌ درباره‌ اين‌ گروه‌ از صحابه‌ نازل‌ شد:
«اي‌ مؤمنان‌! طيباتي‌ را كه‌ الله براي‌ شما حلال‌ ساخته‌ است