 . فعل امر ( وَقَعَ ) است .‏
 
سوره مائدة آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند شما را به‌ سوگندهاي‌ لغو بازخواست‌ نمي‌كند» يعني‌: سوگندهاي‌ لغو، بازپرسي‌ و مؤاخذه‌اي‌ ندارند و پرداخت‌ كفاره‌ هم‌ در آنها واجب‌ نيست‌. سوگند لغو: در مذهب‌ شافعي: اين‌ است‌ كه‌ شخص‌ در اثناي‌ سخنش‌ بگويد: نه‌ والله! آري‌ والله!، بي‌آن‌ كه‌ از آن‌ قصد قسم‌ خوردن‌ را داشته‌باشد، كه‌ اين‌ نوع‌ ازسوگندهاي‌ بيهوده‌، اغلب‌ به‌طريق‌ عادت‌ از انسان‌ صادر مي‌شود. اما از نظر جمهور فقها: سوگند لغو آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ در خبردادن‌ از گذشته‌ يا از حال‌، گمان‌ خويش‌ را بر مبناي‌ وقوع‌ مفاد آن‌ خبر قرار داده‌ و بر وقوع‌ آن‌ امر پنداري ‌سوگند بخورد؛ درحالي‌كه‌ واقعيت‌ امر برخلاف‌ آن‌ باشد. بيان‌ حكم‌ سوگند لغو درسوره‌ «بقره» نيز گذشت‌. «ولي‌ شمارا به‌سبب‌ محكم ‌كردن‌ سوگندها به‌قصد مؤاخذه‌ مي‌كند» يعني‌: شما را به‌ سوگندهاي‌ محكم‌ و منعقده‌اي‌ كه‌ از روي‌ قصد و اراده‌ ياد مي‌كنيد، مؤاخذه‌ مي‌كند، در صورتي‌ كه‌ اين‌ سوگندها را بشكنيد.
پس‌ سوگندها عموما بر دو نوع‌ اند: 
1ـ سوگندهاي‌ لغو. 2ـ سوگندهاي‌ محكم‌ و از روي‌ اراده‌. اما در اين‌جا نوع‌ سومي‌ از سوگند است‌ كه‌ آن‌ را «يمين‌ غموس» مي‌نامند. سوگند غموس‌ در نزد احناف‌ عبارت‌ است‌ از: سوگندخوردن‌ قصدي‌ بر وقوع‌ امري‌ در گذشته‌ يا حال‌ كه ‌واقع‌ نشده‌ است‌. احناف‌ برآنند كه‌ سوگند «غموس» كفاره‌اي‌ ندارد زيرا سزاي ‌آن‌ فروغلتيدن‌ و غوطه‌ور شدن‌ در جهنم‌ است‌ چنان‌كه‌ از نام‌ آن‌ پيداست‌. «پس‌كفاره‌ آن» يعني‌: كفاره‌ سوگند منعقده‌، از كسي‌ كه‌ با اراده‌ و آگاهانه‌ سوگند مي‌خورد و سوگند خود را مي‌شكند: «طعام‌ دادن‌ ده‌ مسكين‌ است‌ از جنس‌ ميانه ‌آنچه‌ كه‌ خانواده‌ خود را مي‌خورانيد» يعني‌: آن‌ ده‌ مسكين‌ را از ميانگين‌ آنچه‌ كه‌ عادتا به‌ كسان‌ و خانواده‌ خود مي‌خورانيد، اطعام‌ كنيد و طعام ‌دادن‌ ايشان‌ ازغذاهاي‌ اعلا بر شما واجب‌ نيست‌، همان‌گونه‌ كه‌ خوراندن‌ به‌ مسكين‌ از طعام‌ ادني ‌و پست‌ نيز جايز نمي‌باشد و اطعام‌ آنها تا سرحد سيركردن‌ آنهاست‌. احناف ‌مي‌گويند: اطعام‌ به‌طور اعلي‌؛ سه‌ نوبت‌ غذا دادن‌ با نان‌خورش‌، اطعام‌ به‌طور ادني‌؛ يك‌بار غذادادن‌ از خرما يا جو و اطعام‌ به ‌طور اوسط؛ دو نوبت‌ غذادادن‌ در نهار و شام‌ است‌. عمر و عائشه‌ رضي‌الله عنهما گفته‌اند: براي‌ هر يك‌ از ده ‌مسكين‌، نيم‌ صاع‌ از گندم‌ يا خرما بپردازد. رأي‌ احناف‌ نيز همين‌ است‌. اما شافعي‌مي‌گويد: براي‌ هر مسكين‌ يك‌ «مد»[8] بپردازد. «يا» كفاره‌ سوگند قصدي ‌«پوشانيدن‌ آنان‌ است» يعني‌: پوشانيدن‌ لباسي‌ به‌ آن‌ ده‌ مسكين‌ است‌ كه‌ بدنشان‌ رابپوشاند، هرچند يك‌ قواره‌ لباس‌ باشد. به‌ قولي‌: مراد از (كسوت‌)، آن‌ مقدار ازلباس‌ است‌ كه‌ با پوشيدن‌ آن‌، خواندن‌ نماز جايز باشد. ولي‌ احناف‌ برآنند كه‌ حد ادناي‌ لباس‌، لباسي‌است‌ كه‌ تمام‌ بدن‌ را بپوشاند، از اين‌ جهت‌، دادن‌ فقط يك ‌ازار و عمامه‌ كافي‌ نيست‌. «يا» كفاره‌ سوگند قصدي‌ «آزاد كردن‌ برده‌اي‌ است» ازقيد بردگي‌. شافعي‌ شرط كرده ‌است‌ كه‌ آن‌ برده‌ بايد مؤمن‌ باشد اما احناف‌، مؤمن‌بودن‌ وي‌ را شرط نكرده‌اند. بنابراين‌، كسي‌ كه‌ سوگند مي‌خورد و باز سوگند مي‌شكند، در ميان‌ سه‌ كار ياد شده‌ مخير است‌ و هر يك‌ از آنها را كه‌ مي‌خواهد، مي‌تواند انجام‌ دهد.
«پس‌ هركه‌ اينها را نيافت‌، بر اوست‌ كه‌ سه‌ روز روزه‌ بگيرد» يعني‌: هر كس‌ يكي ‌از سه‌ چيز يادشده‌ را نيافت‌، روزه ‌گرفتن‌ سه‌ روز پياپي‌، كفاره‌ وي‌ است‌. و اين ‌رأي‌ جمهور فقهاست‌. اما مالكي‌ها مي‌گويند: گرفتن‌ سه‌ روز روزه‌ به‌طور متفرق ‌نيز درست‌ است‌. «اين‌ است‌ كفاره‌ سوگندهاي‌ شما هنگامي‌كه‌ سوگند خورديد» و بعداز آن‌ سوگند شكسته‌ و حانث‌ گرديديد زيرا دادن‌ كفاره‌ قبل‌ ازسوگندشكني‌ ـ چنان‌كه‌ احناف‌ گفته‌اند ـ جايز نيست‌ «و سوگندهاي‌ خود را نگاه ‌داريد» اين‌ عبارت‌ به‌ سه‌ معني‌ است‌:
1 ـ سوگندهاي‌ خود را نگاه‌داريد و به‌ سوگندخوردن‌ شتاب‌ نورزيد.
2 ـ سوگندهايي‌ را كه‌ خورده‌ايد نگاه‌داريد و به‌ شكستن‌ آنها نشتابيد.
3 ـ چنانچه‌ سوگندهاي‌ خود را شكستيد، در پرداخت‌ كفاره‌ سهل‌انگاري‌ نكنيد.
«اين‌گونه‌ خداوند براي‌ شما آيات‌ خود را بيان‌ مي‌كند» با اين‌چنين‌ بيان‌ روشني‌ «باشد كه‌ شكر كنيد» اين‌ نعمتهايي‌ را كه‌ او بر شما منت‌ نهاده‌است‌، چون‌ نعمت ‌بيان‌ شريعت‌ و روشن‌ساختن‌ احكام‌ خود.
 
[8] صاع‌: عبارت‌ از (2751) گرم، و مد: يك‌چهارم‌ صاع‌ است‌.آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرشتگان همه جملگي سجده كردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَجْمَعُونَ » : تأكيد دوم است .‏
 
آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر اهريمن كه خودداري كرد ( و خويشتن را بزرگتر از آن ديد ) كه از زمره سجده‌كنندگان باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِبْليسَ » :  ( نگا : بقره‌ / 34 ، اعراف‌ / 11 ، كهف‌ / 50 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9023.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:9024.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:9025.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:9026.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:9027.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:9028.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:9029.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:9030.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:9031.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:9032.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:9033.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:9034.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:9035.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:9036.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:9037.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:9038.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:9039.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:9040.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:9041.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:9042.txt">آيه  51</a></body></html>آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خداوند بدو ) گفت : اي اهريمن ! تو را چه شده است 