د ، آيا آنان يكسانند ؟  ( مگر مشركان كه در بند شهوات و خرافات و بندگي بتان گرفتارند ، با مؤمنان كه رها از بند شهوات و خرافات بوده و سر بندگي جز به آستان يزدان فرود نمي‌آرند ، برابرند ؟ مؤمنان كه اهل منطق و استدلالند در اين‌باره مي‌انديشند و مي‌گويند : ) سپاس خدا را سزا است ( كه ما را بنده خود كرد ؛ نه بنده بندگان خود . واقعاً مشركان گمراه و سرگردانند ) و بلكه بيشتر آنان ( فرق حق و باطل را ) نمي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَبْداً » : بدل از ( مَثَلاً ) است . « هَلْ يَسْتَوُونَ » : آيا يكسان و برابرند ؟ اغلب تفاسير مراد از عبد مملوّك را بتان ، و مؤمن آزاده را يزدان مي‌دانند و مي‌گويند بت بي‌جان كي برابر با خالق مقتدر جهان است . و برخي هم مثال فوق را تشبيهي براي مؤمن و كافر مي‌شمارند . « أَلْحَمْدُ لِلّهِ » : خدا را سپاس كه يكتاپرستي را نصيب دوستان ، و خرافه‌پرستي را بهره دشمنان كرد . همه ستودنها و ستايشها تنها سزاوار خدا است‌ ؛ نه سزاوار بتها و جمادها .‏
 
سوره نحل آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و خداوند دو مرد را مثل مي‌زند كه يكي از آنان گنگ مادرزاد است و بر انجام چيزي توانائي ندارد و سربار صاحب خود بوده و به هرجا او را بفرستد نفعي نخواهد داشت . آيا او ( كه گنگ و ناتوان و سربار و بيفائده است ) برابر با كسي است كه ( زبان‌آور و كاركن و نان‌آور و سراپا خير و بركت است و مرتّباً ديگران را ) به عدل و داد مي‌خواند و در جاده صاف و راست قرار دارد ( و داراي روش پسنديده و برنامه درست در زندگي است‌ ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَبْكَمُ » : گنگ مادرزاد ( نگا : مفردات راغب اصفهاني ) . « كَلٌّ » : سربار . كسي كه در زندگي تنبل و بيكار بوده و ريزه‌خوار خوان ديگران باشد . « هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ . . . » : مراد بت‌پرست و خداپرست است ، يا اين كه مراد مقايسه بتهاي ناتوان با خداوند قادر مطلق و متصرّف در امور جهان است‌ ؛ چرا كه بتها گنگ و ناتوان و سربار پرستنده خود مي‌باشند و خداوند سميع و عليم و دعوت‌كننده مردمان به سوي خوبيها و نيكيها است و پرستندگان خود را به راه راستي رهبري مي‌كند كه منتهي به سعادت در دنيا و خوشبختي در آخرت است .‏
 
سوره مائدة آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله هيچ‌ بحيره‌ و سائبه‌ و وصيله‌ و حامي‌اي‌ را مشروع‌ نگردانيده‌ است» بحيره‌: ماده‌شتري‌ بود كه‌ اهل‌ جاهليت‌ گوش‌ آن‌ را مي‌شگافتند و شير آن‌ را به‌ بتان ‌اختصاص‌ مي‌دادند پس‌ كسي‌ حق‌ دوشيدن‌ آن‌ را براي‌ خود نداشت‌ و شگافتن‌ گوش‌ آن‌ نشانه‌اي‌ بر اين‌ امر بود. سائبه‌: ماده‌شتري‌ بود كه‌ نذر بتان‌ مي‌كردند ورهايش‌ مي‌ساختند، يا شتر نري‌ بود كه‌ كسي‌ به‌ اين‌ نيت‌ مشروط نذر بتان‌ مي‌كردكه‌ اگر مثلا خداوند(ج) او را از بيماري‌اي‌ به‌سلامت‌ برهاند، يا او را از سفر به‌ منزل‌ و مأوايش‌ برگرداند، در اين‌ صورت‌ آن‌ شتر را آزاد بگذارد كه‌ در هر جايي ‌مي‌خواهد به‌ چرا و آب‌ برود و كسي‌ بر آن‌ سوار نشود. وصيله‌: ماده ‌شتري‌ بود كه ‌اگر دوشكم‌ مادينه‌ مي‌زاييد، به‌ خودشان‌ تعلق‌ مي‌گرفت‌ اما اگر نرينه‌اي‌ مي‌زاييد، به‌ بتان‌ اختصاص‌ مي‌يافت‌. حامي‌: شتر نري‌ بود كه‌ چون‌ از پشت‌ وي‌ ده‌ فرزند به‌وجود مي‌آمد، مي‌گفتند: حالا ديگر پشتش‌ داغ‌ شده‌ پس‌ رهايش‌ مي‌كردند وديگر نه‌ كسي‌ بر آن‌ سوار مي‌شد، نه‌ او را از آب‌ و علفي‌ باز مي‌داشتند. اينها اموري‌ چند بود كه‌ اهل‌ جاهليت‌ آنها را اختراع‌ كرده‌ و در آنها به‌ روش ‌پيشينيانشان‌ تمسك‌ مي‌جستند. «ولي‌ كافران‌ بر الله دروغ‌ مي‌بندند» زيرا آنها اين‌چيزها را به ‌انگيزه‌ تدين‌ و تعبد بر خود حرام‌ كرده‌ و اين‌ تحريم‌ را به‌ خداي‌ سبحان ‌نسبت‌ مي‌دادند؛ درحالي‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را حرام‌ نكرده‌ بود «و بيشترشان‌ تعقل‌ نمي‌كنند» زيرا افعال‌ و ديدگاه‌ آنان‌ از عقل‌ و فهم‌ نشأت‌ نمي‌گيرد. چنان‌كه‌ آيه‌ بعدي‌، نمونه‌ ديگري‌ از جهل‌ و بي‌خردي‌ آنان‌ را اين‌ گونه‌ معرفي‌ مي‌كند:
 
سوره نحل آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏غيب آسمانها و زمين را خدا مي‌داند و بس ، كار ( برپائي ) قيامت ( و زنده‌گرداندن مردمان در آن ، براي خدا ساده و آسان است و از لحاظ سرعت و سهولت ، درست ) به اندازه چشم برهم زدن و يا كوتاه‌تر از آن است . بي‌گمان خدا بر هر چيزي توانا است ( چرا كه قدرت بي‌انتهاء است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمْحِ » : چشم برهم زدن . « لَمْحِ الْبَصَرِ » : مثلي است كه براي كوتاهي زمان زده مي‌شود . « أَقْرَبُ » : نزديكتر . در اينجا مراد كوتاه‌تر و كمتر است .‏
 
سوره نحل آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند شما را از شكمهاي مادرانتان بيرون آورد در حالي كه چيزي ( از جهان دور و بر خود ) نمي‌دانستيد ، و او به شما گوش و چشم و دل داد تا ( به وسيله آنها بشنويد و ببينيد و بفهميد و نعمتهايش را ) سپاسگزاري كنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّمْعَ » : حسّ شنوائي . گوش . « الأبْصَارَ » : جمع بَصَر ، حسّ بينائي . چشم . « الأفْئِدَةَ » : جمع فؤاد . دل . مراد ادراك و تمييز است .‏
 
سوره نحل آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَرَوْاْ إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاء مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر پرندگان را نمي‌بينند كه در فضاي آسمان رام و فرمانبردارند و كسي جز خدا آنها را نگاه نمي‌دارد ( و خواصّ فيزيكي خاصّ را در اندام پرندگان و قابليّت پرواز را در فضا ايجاد نمي‌سازد ) . واقعاً در اين ( امكان پرواز به هوا و جولان در فضا ) نشانه‌هائي ( از عظمت و قدرت خدا ) براي كساني است كه ( به چيزهائي كه پيغمبران به ارمغان آورده‌اند ) ايمان دارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الطَّيْرِ » : پرنده . پرندگان . لفظي است كه بر يك و بيشتر دلالت مي‌كند . « مُسَخَّرَاتٍ » : رام . فرمانبردار ( نگا : بق