ود آور ( و در برابرشان كاملاً فروتن باش ، و براي آنان دست دعا به درگاه خدا بردار ) و بگو : پروردگارا !  ( اينك كه ضعيف و جز تو پناهي ندارند ) بديشان مرحمت فرما ، همان گونه كه آنان در كوچكي ( به ضعف و كودكي من رحم كردند و ) مرا تربيت و بزرگ نمودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِخْفِضْ » : پائين آور . بگستران . « جَنَاحَ » : بال . « جَنَاحَ الذُّلِّ » : بال خواري . يعني بالي كه خواري است ، همان گونه كه مي‌گويند : حاتِمُ الْجَواد ، يعني حاتم بسيار بخشنده . بال خواري ، كنايه از تواضع فراوان و فروتني بسيار است ( نگا : حجر / 88 ) . « مِنَ الرَّحْمَةِ » : از روي مهرباني و دلسوزي . « صَغِيراً » : در حال كوچكي . در زمان كوچكي .‏
 
سوره إسراء آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پروردگارتان ( از خودتان ) آگاه‌تر بدان چيزهائي است كه در درونتان مي‌گذرد ( و لذا مي‌داند كه اراده نيكي و يا بدي ، نسبت به والدين خود داريد ) . اگر افراد شايسته و بايسته‌اي باشيد ( و در راه خدمت بديشان لغزشي از شما سر زده باشد و در انديشه جبران آن بوده و از كرده خود پشيمان شويد ، خدا شما را مي‌بخشد ) چرا كه او در حقِ توبه‌كاران هميشه بخشنده بوده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْلَمُ » : داناتر . دانا . « صَالِحِينَ » : نيكان . شايستگان . « أوَّابِينَ » : بسيار برگشت‌كنندگانِ با توبه و استغفار به درگاه پروردگار . از ماده ( أَوْب ) به معني : رجوع .‏
 
سوره إسراء آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏حق خويشاوند را ( از قبيل : صله رحم و نيكوئي و مودّت و محبّت ) ، و حق مستمند و وامانده در راه را ( از قبيل : زكات و صدقه و احسان ) ، بپرداز ، و به هيچ وجه باد دستي مكن .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاتِ » : بده . بپرداز . « ذَا الْقُرْبَيا » : خويشاوند . نزديك . « تَبْذِيراً » : زياده‌روي در پراكندن مال . باد دستي .‏
 
سوره إسراء آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بي‌گمان باد دستان دوستان اهريمنانند ( و گوش به وسوسه‌هاي ايشان مي‌دارند و در انجام بديها همسان و همگامند ) و اهريمنان بسيار ناسپاس ( نعمتهاي ) پروردگار خود هستند ( و تمام توان خويش را در فساد و نافرماني از خدا مي‌گذرانند . باد دستي هم فساد و نافرماني‌است ، از آن خويشتن را برحذر داريد تا همچون اهريمنان بشمار نيائيد و با ايشان در آخرت به دوزخ نيفتيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُبَذِّرِينَ » : باد دستان . « إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ » : برادران اهريمنان . دوستان و همدمان اهريمنان در انجام تباهيها و بزهكاريها و همنشينان ايشان در دوزخ ( نگا : فصّلت‌ / 25 ، زخرف‌ / 36 - 39 ) . « الشَّيْطَان‌ » : اسم جنس است ( نگا : تفسير قرطبي ، تفسيرالسراج المنير ) . « كَفُوراً » : بسيار ناسپاس ( نگا : هود / 9 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9270.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:9271.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:9272.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:9273.txt"> آيه  31</a><a class="text" href="w:text:9274.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:9275.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:9276.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:9277.txt"> آيه  35</a><a class="text" href="w:text:9278.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:9279.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:9280.txt"> آيه  38</a></body></html>سوره مائدة آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ خداوند گفت‌: اي‌ عيسي‌ پسرم‌ مريم‌! نعمت‌ مرا بر خود و بر مادرت ‌به‌ياد آور» ابن‌كثير مي‌گويد: «يادآوري‌ اين‌ نعمت‌ به‌ عيسي‌(ع) بعد از بالابردن‌ وي ‌به‌سوي‌ آسمان‌ بود. يا اين‌ يادآوري‌ به‌ وي‌ در روز قيامت‌ است‌ و تعبير از آن‌ به‌صيغه‌ ماضي‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ بر وقوع‌ حتمي‌ آن‌ دلالت‌ كند». هدف‌ از يادآوري‌ نعمت‌ براو و بر مادرش‌، همانا آشنا ساختن‌ امت‌ها به‌ كرامت‌، علو مقام ‌و رفعت‌ شأني‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌دو را بدان‌ مفتخر، معزز و ممتاز گردانيد چنان‌كه‌ اين‌ يادآوري‌، دربرگيرنده‌ توبيخ‌ كساني‌ نيز هست‌ كه‌ آن‌ دو را به‌ خدايي‌ گرفتند زيرا آنان‌ در واقع‌ از اين‌ حقيقت‌ غفلت‌ كرده‌اند كه‌ اين‌ انعام‌ها بر عيسي‌ و مادرش‌ همه‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ بوده‌ و آن‌دو، بندگاني‌ از زمره‌ بندگان‌ وي‌اند كه‌ از اين‌ نعمت‌هايش‌ برخوردار شده‌اند پس‌ عيسي‌ و مريم‌ هيچ‌ صلاحيت‌ وقدرتي‌، افزون‌ برآنچه‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ آنها عنايت‌ كرده‌، ندارند. آري‌! نعمت‌ مرا بر خود و بر مادرت‌ به‌ياد آور «آن‌گاه‌ كه‌ تو را تأييد كردم» يعني‌: نيرو دادم‌ «به‌ روح‌القدس» يعني‌: روح‌ پاكي‌ كه‌ خداوند(ج) عيسي‌(ع) را به‌ آن ‌مخصوص‌ گردانيد. به‌ قولي‌: روح‌القدس‌، جبرئيل‌(ع) است‌. يعني‌: تو را به‌وسيله ‌جبرئيل‌ تأييد و تقويت‌ كردم‌ «با مردمان‌ در گهواره» به‌ اعجاز «سخن‌مي‌گفتي» در حال‌ كودكي‌ «و در ميانسالي» نيز سخن‌ مي‌گفتي‌، و سخن‌ گفتنت‌ در هر دو حالت‌، هيچ‌ تفاوتي‌ باهم‌ نداشت‌ «و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ تو كتاب‌ را آموختم» يعني‌: خط و سواد، يا مطلق‌ كتاب‌ ـ يعني‌ جنس‌ آن‌ را «و حكمت» يعني‌: سخن‌ محكم ‌و استوار را «و تورات» يعني‌: كتاب‌ موسي‌(ع) را «و انجيل‌ را» يعني‌: كتابي‌ را كه ‌بر خودت‌ وحي‌ كردم‌ «و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ اذن‌ من‌ از گل‌ به‌شكل‌ پرنده‌ مي‌ساختي‌، آن‌گاه‌ در آن‌ مي‌دميدي‌ پس‌ به‌اذن‌ من‌ پرنده‌اي‌ مي‌شد» متحرك‌ و زنده‌، مانند ساير پرندگان‌ «و كور مادرزاد و پيس‌ را به‌اذن‌ من‌ شفا مي‌دادي‌ و آن‌گاه‌ كه‌ مردگان‌ را بيرون ‌مي‌آوردي» زنده‌ از قبرهايشان‌ و اين‌ براي‌ تو معجزه‌اي‌ بزرگ‌ بود؛ «به ‌اذن ‌من» همه‌ اينها به‌ حكم‌ و فرمان‌ الهي‌ بود و عيسي‌(ع) در همه‌ اينها هيچ‌ نقشي‌ جز اين‌ نداشت‌ كه‌ فقط از امر الهي‌ پيروي‌ كند «و هنگامي‌ كه‌ بازداشتم» يعن