ا و مقام بالائي كه ستايش همگان را برانگيزد . برخي گفته‌اند مراد مقام شفاعت كبري است كه در آن رسول اكرم از پروردگار تمنّا و تقاضا مي‌نمايند كه دادگاهيِ مردمان را با لطف و كرم خود آغاز فرمايند .‏
 
سوره إسراء آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَاناً نَّصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : پروردگارا ! مرا صادقانه ( به هر كاري ) وارد كن ، و صادقانه ( از آن ) بيرون آور ،  ( و چنان كن كه خطّ اصلي من در آغاز و انجام همه‌چيز ، راستي و درستي باشد ) ، و از جانب خود قدرتي به من عطاء فرما كه ( در امر حكومت بر دوستان و اظهار حجّت در برابر دشمنان ، برايم ) يار و مددكار باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُدْخَلَ » : مصدر ميمي و به معني إدخال ، يعني وارد گرداندن است . « مُخْرَجَ » : مصدر ميمي و به معني إخراج ، يعني بيرون گرداندن است . « مُدْخَلَ صِدِقٍ وَ مُخْرَجَ صِدْقٍ » : مراد آغازيدن و پايان بخشيدن زيبا و صادقانه جملگي كارهاي دنيوي و اخروي‌است . « سُلْطَاناً » : سلطه و قدرت . دليل و حجّت .‏
 
سوره إسراء آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( مشركان را بترسان و بديشان ) بگو : حق فرا رسيده است ( كه يكتاپرستي و آئين آسماني و دادگري است ) و باطل از ميان رفته و نابود گشته است ( كه چندتا پرستي و آئين تباه و ستمگري است ) . اصولاً باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است ( و سرانجام پيروزي از آن حق و حقيقت بوده و هست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« زَهَقَ » : زائل شد و نابود گرديد . بيرون شد و رفت . « زَهُوقاً » : زائل و باطل . صيغه مبالغه و به معني چيزي است كه به طور كامل محو و نابود مي‌گردد و ميدان را هرچه زودتر خالي مي‌كند .‏
 
سوره إسراء آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( حق چگونه نيرومند و پيروز نمي‌گردد ؟ وقتي كه ) ما آياتي از قرآن را فرو مي‌فرستيم كه مايه بهبودي ( دلها از بيماريهاي ناداني و گمراهي ، و پاك‌سازي درونها از كثافات هوي و هوس و تنگ‌چشمي و آزمندي و تباهي ) و رحمت مؤمنان ( به سبب در برداشتن ايمان و رهنمودهاي پرخير و بركت يزدان ) است ، ولي بر ستمگران ( كافر ، به سبب ستيز با نور حق و داشتن روح طغيان ) جز زيان نمي‌افزايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شِفَآءٌ » : بهبودي از بيمارهاي فكري و اخلاقي فرد و جامعه . مراد مرحله پاك‌سازي يا به اصطلاح عرفاء مقام تخليه است . « رَحْمَةٌ » : رحمت يزدان به بندگان ، بر اثر شكفتن گُل ايمان در پرتو آيات قرآن . مراد مرحله نوسازي يا به اصطلاح عرفاء مقام تحليه است .‏
 
سوره مائدة آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَاباً لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِّنَ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏	
«خداي‌ سبحان» خواسته‌ عيسي‌(ع) را اجابت‌ كرد و «فرمود: من‌ فرو فرستنده ‌آن‌ بر شما هستم» و وعده‌ من‌ حق‌ است‌ و من‌ خلف‌ وعده‌ نمي‌كنم‌ «ولي‌ پس‌ از آن» يعني‌: پس‌ از فرودآوردن‌ مائده‌ «اگر كسي‌ از شما كافر شود» و انكار ورزد «پس‌ او را به‌ عذابي‌ تعذيب‌ كنم‌ كه‌ به‌ آن» يعني‌: به ‌مانند آن‌ «هيچ‌يك‌ از اهل‌ عالم‌ را عذاب‌ نكرده‌ باشم» چرا كه‌ آنها در آن‌ صورت‌، معجزه‌اي‌ را تكذيب‌ كرده‌اند كه ‌محسوس‌ است‌ و آن‌ را به‌ چشم‌ سر ديده‌اند پس‌ عذابشان‌ نيز عذابي‌ سنگين‌ و بي‌مانند خواهد بود.
جمهور مفسران‌ بر آنند كه‌ مائده‌ بر آنان‌ نازل‌ شد، برخلاف‌ قولي‌ كه‌ مي‌گويد: وقتي‌ آنها به‌ عذاب‌ تهديد شدند، گفتند: به‌ نزول‌ مائده‌ نيازي‌ نداريم‌. از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «مائده‌، بر عيسي‌(ع) و حواريون‌ نازل‌ شد و آن‌ خواني‌ آماده‌ از ماهي‌ و نان‌ بود كه‌ از آن‌ در هرجايي‌ كه‌ مي‌رفتند و در هر زماني‌ كه‌ مي‌خواستند، مي‌خوردند». ابن‌كثير بر اساس‌ روايت‌ عماربن‌ ياسر(رض) مي‌گويد: «... آنها مأمور بودند كه‌ خيانت‌ نكرده‌ و غذاي‌ امروز را براي‌ فرداذخيره‌ نكنند اما خيانت‌ نموده‌ و ذخيره‌ كردند پس‌ پروردگار به‌ كيفر آن‌، به‌ خوك‌ و بوزينه‌ مسخشان‌ كرد».
ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌است‌ كه‌ قريش‌ نيز به‌ رسول‌اكرم‌ص گفتند: از پروردگارت‌ بخواه‌ تا كوه‌ صفا را براي‌ ما طلا گرداند و آن ‌وقت‌ به‌ تو ايمان ‌مي‌آوريم‌...! رسول‌اكرمص دعا كردند و جبرئيل‌(ع) فرود آمد و گفت‌: پروردگارت‌ بر تو سلام‌ مي‌گويد و مي‌فرمايد: اگر مي‌خواهي‌، كوه‌ صفا را براي‌ آنان‌ به‌ طلا تبديل‌ مي‌كنم‌ اما اگر كسي‌ بعد از آن‌ كفر ورزيد، او را چنان‌ عذاب‌ كنم‌ كه‌ احدي‌ از جهانيان‌ را عذاب‌ نكرده‌ باشم‌. و اگرهم‌ مي‌خواهي‌، در توبه‌ و رحمت‌ را به‌روي‌ آنان‌ گشاده‌ بدارم‌ [و كوه‌ صفا را به‌ طلا تبديل‌ نكنم].رسول‌ خداص گفتند: «بلكه‌ در توبه‌ و رحمت‌ را [بركوه‌ طلا] ترجيح‌ مي‌دهم».
صاحب‌ تفسير «في‌ظلال‌ القرآن» مي‌گويد: «اين‌ گفت‌وگو ميان‌ عيسي‌(ع) و حواريون‌، ما را به‌ طبيعت‌ قوم‌ عيسي‌(ع) و برگزيده‌ترين‌هايشان‌ آشنا مي‌سازد.. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ ميان‌ آنها و اصحاب‌ رسول‌ اكرم‌ص فرقي‌ است‌ بزرگ‌ زيرا حواريون‌ با آن‌همه‌ معجزات‌ حسي‌ آشكاري‌ كه‌ از عيسي‌(ع) ديدند، باز هم ‌خواستار معجزه‌اي‌ ديگر شدند درحالي‌ كه‌ اصحاب‌ محمدص بعد از آن‌ كه‌ اسلام ‌آوردند، حتي‌ يك‌ معجزه‌ هم‌ درخواست‌ نكردند... اين‌ است‌ تفاوت‌ عظيم ‌حواريون‌ عيسي‌(ع) با حواريون‌ محمدص».
 
سوره إسراء آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوساً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( از جمله اخلاق فرد بي‌ايمان ، يكي اين است كه ) هنگامي كه به انسان ( بي‌ايمان ) نعمت مي‌بخشيم ( و او را از ثروت و قدرت و سلامت و امنيّت برخوردار مي‌سازيم ، مسرور و مغرور مي‌گردد و از طاعت و عبادت و شكر نعمت ) روگردان مي‌شود ( و در وقت رسيدن به نوا ) خويشتن را ( از بندگي ما ) به دور مي‌دارد و تكبّر مي‌ورزد .  ( انگار ما را نمي‌شناسد و به ما كاري و نيازي ندارد ) . و هنگامي كه شر و بلا گريبانگير او گرديد ( و تنگدستي و بيماري و ناامني وي را فرا گرفت ) بسيار مأيوس و نااميد مي‌گردد ( و مي‌پندارد كه ديگر درهاي رزق و روزي بر او بسته است و هرگز روي خير و خوشي نخواهد ديد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أعْرَضَ » : از شكر نعمت منصرف و از طاعت و عبادت روگردان مي‌شود . « نَأَيا بِجَانِبِهِ » : خويشتن را از ياد منعم اصلي به دور مي