و ( رو به درگاه خدا آوردند و ) گفتند : پروردگارا ! ما را از رحمت خود بهره‌مند ، و راه نجاتي برايمان فراهم فرما .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوَيا » : پناه بردند . منزل و مأواي خود كردند . داخل شدند . « الْفِتْيَةُ » : جمع فَتي ، جوانان . مراد مي‌تواند مردان كامل هم باشد . « هَيِّئْ » : آماده ساز . فراهم كن . « رَشَداً » : راهيابي . هدايت .‏
 
سوره كهف آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس ( دعاي ايشان را برآورديم و پرده‌هاي خواب را ) چندين سال بر گوشهايشان فرو افكنديم ( و در امن و امان به خواب نازشان فرو برديم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضَرَبْنَا عَلَيا ءَاذَانِهِمْ » : مراد اين است كه آنان را به خواب عميقي فرو برديم . مفعول ( ضَرَبْنا ) محذوف است كه ( حِجاباً ) مي‌باشد . « سِنِينَ » : سالها . مفعول‌فيه زماني است . « عَدَداً » : شمار دار . متعدّد . صفت ( سِنينَ ) و به معني ذاتَ عَدَدٍ ، يا مفعول مطلق فعل مقدّري است ، يعني : تعدّد عَدَداً . « سِنِينَ عَدَداً » : ساليان دراز . سالهاي سال .‏
 
سوره كهف آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس از آن ( سالهاي سال به خواب ناز فرو رفتن ، كه انگار خواب مرگ است ) ايشان را برانگيختيم ( و بيدارشان كرديم ) تا ببينيم كدام يك از آن دو گروه ( يعني آنان كه مي‌گفتند : روزي يا بخشي از يك روز خوابيده‌ايم ، و آنان كه مي‌گفتند : خير ! تنها خدا مي‌داند كه چقدر خوابيده‌ايد ) مدّت ماندن خود را حساب كرده است ( و زمان خوابيدن خويش را ضبط نموده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَعَثْنَاهُمْ » : ايشان را برانگيختيم . مراد از برانگيختن در اينجا بيدار كردن است و استعمال اين واژه ، شايد اشاره باشد به اين كه خواب طولاني آنان همچون مرگ و بيداري ايشان همچون رستاخيز پس از مرگ است . « الْحِزْبَيْنِ » : دو گروه از خود اصحاب الكهف ( نگا : كهف‌ / 19 ) . « أَحْصَيا » : حساب كرده است . ضبط نموده است . فعل ماضي است‌ ؛ نه اسم تفضيل . « أَمَداً » : مدّت معيّن . زمان مشخّص .‏
 
سوره كهف آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما داستان آنان را به گونه راستين ( بدون كم و كاست ) براي تو بازگو مي‌كنيم . ايشان جواناني بودند كه به پروردگارشان ايمان داشتند ، و ما بر ( يقين و ) هدايتشان افزوده بوديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَبَأَ » : خبر . داستان ( نگا : مائده‌ / 27 ) . « بِالْحَقِّ » : آن‌چنان كه هست . راست و درست .‏
 
سوره كهف آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به دلهايشان قدرت و شهامت داديم ، آن گاه كه بپا خاستند و ( براي تجديد ميعاد با آفريدگار خود ، در ميان مردم فرياد برآوردند و ) گفتند : پروردگار ما ، پروردگار آسمانها و زمين است . ما هرگز غير از او معبودي را نمي‌پرستيم .  ( اگر چنين بگوئيم و كسي را جز او معبود بدانيم ) در اين صورت سخني ( گزاف و ) دور از حق گفته‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَبَطْنَا عَلَيا قُلُوبِهِمْ » : دلهايشان را قدرت و شهامت بخشيديم . بديشان دل و جرأت داديم . « لَن نَّدْعُوَ » : به فرياد نمي‌خوانيم . پرستش نمي‌كنيم . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر دارد . « شَطَطاً » : سخنان دور از حق . بركنار از حقيقت .‏
 
سوره كهف آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سپس برخي از ايشان به برخي گفتند : ) اينان ، يعني قوم ما ، بجز الله معبودهائي را به خدائي گرفته‌اند !  ( چه مردمان حقيري ! چرا بايد بتهاي ساخت دست خويش را بپرستند ، مگر عقل ندارند ؟ ! ) . اي كاش ! دليل روشني بر ( خدائي ) آنها ارائه مي‌دادند !  ( مگر چنين چيزي ممكن است‌ ؟ هرگز ! آنان چه ستمكارند ! ) آخر چه كسي ستمكارتر از فردي است كه به خدا دروغ بندد ( و با افتراء انبازهائي به آفريدگار جهان نسبت دهد ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هؤُلآءِ قَوْمُنَا . . . » : استعمال اسم اشاره ( هؤُلآءِ ) در اينجا براي تحقير است .  ( قَوْمُنا ) عطف بيان است . « سُلْطَانٍ » : دليل . حجّت . « بَيِّنٍ » : واضح و آشكار .‏
 
سوره مائدة آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ براي‌ الله است» پس‌ اين‌ فرمانروايي‌ نه‌ ازآن‌ عيسي‌(ع) است‌، نه‌ از آن‌ مادرش‌، نه‌ از آن‌ ساير كساني‌ كه‌ به‌ دروغ‌ به‌ پروردگاري‌ نسبت‌ داده‌ شده‌اند و نه‌ هم‌ از ديگر مخلوقات‌ خداي‌ سبحان‌ «و» براي‌ الله است ‌«فرمانروايي‌ آنچه‌ در آنهاست» يعني‌: فرمانروايي‌ آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ از تمام‌ خلايق‌، همگي‌ تماما ملك‌ خداوند متعال‌اند، از آن‌ رو كه‌ او از داشتن‌ فرزند و پدر منزه‌ است‌ «و او بر همه‌چيز تواناست» پس‌ هرگز به‌ ياري‌ دادن‌ ياريگري‌ از آنان‌ محتاج‌ نيست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9381.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:9382.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:9383.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:9384.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:9385.txt">آيه  20</a></body></html>سوره كهف آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( برخي به برخي گفتند : ) چون از اين قوم مي‌بريد و از چيزهائي كه بجز خدا مي‌پرستند كناره‌گيري مي‌كنيد ( و حساب خود را از قوم خويش و معبودهاي دروغينشان جدا مي‌سازيد ) ، پس به غار پناهنده شويد ( و آئين خويشتن را نجات دهيد ) تا پروردگارتان رحمتش را بر شما بگستراند و وسائل رفاه و رهائي شما را از اين كار ( مشكلي ) كه در پيش داريد مهيّا و آسان سازد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إذْ » : چون كه . به سبب اين كه . به خاطر اين كه .  ( إِذْ ) در اينجا به معني لام تعليل است ( نگا : زخرف‌ / 39 ) . « فَأْوُوا » : پس پناه ببريد . منزل و مأوي سازيد . « يُهَيِّئْْ » : آسان كند . آماده سازد . « مِرْفَقاً » : اسباب زندگي . وسيله‌اي كه از آن منتفع و بهره‌مند شوند .‏
 

سوره كهف آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ ال