َّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُّرْشِداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( دهانه غار رو به شمال گشوده شده بود و چون در نيمكره شمالي قرار داشت ، نور آفتاب مستقيماً به درون آن نمي‌تابيد . تو اي مخاطب ! وقتي كه به خورشيد نگاه مي‌كردي ) خورشيد را مي‌ديدي كه به هنگام طلوع به طرف راست غارشان مي‌گرائيد ( كه سوي مغرب است ) و به هنگام غروب به طرف چپشان مي‌گرائيد ( كه سوي مشرِق است ) ، و خودشان در محلّ وسيع غار قرار داشتند ( كه وسط غار و فراخناي آن است ، و ايشان از تابش مستقيم آفتاب در امان بودند ) . اين ( چيزي كه گذشت ) از نشانه‌هاي ( قدرت ) خدا است . خدا هر كه را راهنمائي كند ، راهياب ( واقعي ) او است ، و هركه را گمراه نمايد ، هرگز سرپرست و راهنمائي براي وي نخواهي يافت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَزَاوَرُ » : مي‌گرايد . ميل مي‌كند . فعل مضارع است و اصل آن ( تَتَزَاوَرُ ) است . « ذَاتَ الْيَمِينِ » : طرف راست . مفعول‌فيه است . « تَقْرِضُ » : عدول مي‌كند . « ذَاتَ الشِّمَالِ » : طرف چپ . مفعول‌فيه است . « فَجْوَةٍ » : فراخنا . محلّ وسيع . در اينجا مراد وسط غار است .‏
 
 سوره كهف آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظاً وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَاراً وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مخاطب ! اگر چنين مي‌شد كه بديشان بنگري ) در حالي كه ايشان خفته بودند ، آنان را بيدار مي‌انگاشتي . ما آنان را به راست و چپ مي‌گردانديم ( و زيرورو مي‌كرديم ، تا اندامهايشان سالم بماند ) و سگ ايشان بر آستانه ( غار ) دستهاي خود را ( به حالت نگهباني ) دراز كشيده بود . اگر بديشان مي‌نگريستي از آنان مي‌گريختي و سرتاپاي تو از ترس و وحشت پر مي‌شد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَيْقَاظ‌ » : جمع يَقِظ و يَقْظان ، بيداران . « رُقُودٌ » : جمع راقِد ، خفتگان . « بَاسِطٌ » : بازكننده . گشاينده . « وَصِيد » : آستانه . بيرون . « بِالْوَصيدِ » : در آستانه . در بيرون . « إِطَّلَعْتَ » : مي‌ديدي اطّلاع مي‌يافتي . « رُعْباً » : خوف و هراس . مفعول به دوم يا تمييز است .‏
سوره كهف آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَاماً فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه 309 سال آنان را خوابانديم ) ايشان را ( از خواب طولاني مرگ مانند ) برانگيختيم ( و بيدارشان كرديم ) تا از يكديگر ( مدّت خواب خود را ) بپرسند . يكي از آنان گفت :  ( فكر مي‌كنيد ) چه مدّتي ( در خواب ) مانده‌ايد ؟  ( دسته‌اي ) گفتند : روزي يا بخشي از روز ( در خواب ) بوده‌ايم .  ( گروه ديگري ) گفتند : پروردگارتان بهتر ( از همه ) مي‌داند كه چقدر ( در خواب بوده‌ايد و در اينجا ) مانده‌ايد .  ( يكي پيشنهاد كرد و گفت : ) سكه نقره‌اي را كه با خود داريد به كسي از نفرات خود بدهيد و او را روانه شهر كنيد ، تا ( برود و ) ببيند كدامين ( فروشنده ) ايشان غذاي پاك‌تري دارد ، روزي و طعامي از آن برايتان بياورد . امّا بايد نهايت دقّت را به خرج دهد و هيچ كس را از حال شما آگاه نسازد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِيَتَسَآءَلُوا » : تا از همديگر بپرسند . در نتيجه از يكديگر سؤال كنند . « وَرِقِ » : درهمهاي نقره‌اي . نقره . « أَيُّهَا » : مرجع ( ها ) مي‌تواند ( الْمَدينَةِ ) باشد و جنبه مجازي داشته باشد ؛ مانند : وَاسْأَلِ الْقَريَة . يا اين كه ( أَهْل ) يا ( أَطْعمة ) محذوف باشد و حذف مضاف شده باشد . « أَزْكي‌ » : پاكتر از نظر معنوي و مادي . بيشتر و بهتر . « طَعَاماً » : تمييز است . « مِنْهُ » : مرجع ( هُ ) طعام است . « لِيَتَلَطَّفْ » : بايد كمال دقّت را در پنهان كاري به خرج دهد .‏
 
سوره كهف آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قطعاً اگر آنان ( از شما آگاه و ) بر شما دست يابند ، شما را سنگسار مي‌كنند ، و يا اين كه به آئين ( بت‌پرستي ) خود برمي‌گردانند ، و ( در آن صورت ، در دنيا و آخرت ) هرگز رستگار نمي‌گرديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِن يَظْهَرُوا » : اگر غالب شوند . اگر چيره گردند ( نگا : توبه‌ / 8 ) . « يَرْجُمُوكُمْ » : شما را سنگسار مي‌كنند . شما را سنگ‌باران مي‌كنند ( نگا : هود / 91 ) . « مِلَّة‌ » : دين . آئين .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9387.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:9388.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:9389.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:9390.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:9391.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:9392.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:9393.txt">آيه  27</a></body></html>سوره كهف آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَاناً رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه آنان را به خواب طولاني فرو برديم ، و از آن خواب عميق بيدارشان نموديم ، مردمان شهر را ) هم متوجّه حالشان كرديم ،  ( بدان گاه كه ميان خود درباره رستاخيز كشمكش داشتند ) تا بدانند كه وعده خدا ( درباره رستاخيز و زندگي دوباره ) حق است ، و اين كه بدون شكّ قيامت فرا مي‌رسد .  ( در نتيجه ديدن ايشان ، اهل شهر به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردند . سپس خداوند اصحاب كهف را به هنگام ديدار مردم از ايشان ، در ميان غار مي‌راند . مردمان درباره ايشان دو گروه شدند : بعضي از آنان ) گفتند : بر ( درِ غار ) ايشان ديواري درست كنيد ( تا كسي به غار نرود . چرا كه نمي‌دانيم آنان مرده‌اند يا دوباره به خواب عميق فرو رفته‌اند ) و پروردگارشان آگاه‌تر از ( هر كسي به ) وضع ايشان است . برخي ديگر كه اكثريّت داشتند ، گفتند : بر ( درِ غار ) ايشان پرستشگاهي مي‌سازيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْثَرْنا » : ديگران را متوجّه ساختيم . مطلع و باخبر كرديم . « السَّاعَةَ » : قيامت . « إذْ » : آن گاه . ظرف است و متعلّق است به فعل ( أَعْثَرْنا ) . « يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » : مردمان درباره زندگي دوباره ، بين خود كشمكش داشتند . برخي زنده شدن را محال مي‌ديدند . برخي مي‌گفتند : روح و جسم زنده مي‌گردد . بعضي هم مي‌گفتند : فقط روح زنده مي‌شو