 سرگذشت اصحاب كهف ، تنها بايد وحي الهي باشد . چرا كه سخنان خدا حقائق تغيير ناپذيري است و ) كسي نمي‌تواند سخنان او را تغيير ( و احكام آن را دگرگون ) كند ، و هرگز پناهي جز او نخواهي يافت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُبَدِّلَ » : تغيير دهنده . تبديل كننده . « لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ » : هيچ كس و هيچ‌چيزي سخنان خدا را نمي‌تواند دگرگون كند . احكام قرآن ، چون كلام يزدان است ، بر اثر كشفيات فنون و پيشرفتهاي علوم ، دستخوش بطلان و مغلوب زمان نمي‌شود . « مُلْتَحَداً » : پناهگاه . ملجأ . محلّي كه انسان خويشتن را در آن متحصن كند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9395.txt"> آيه  28</a><a class="text" href="w:text:9396.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:9397.txt"> آيه  30</a><a class="text" href="w:text:9398.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:9399.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:9400.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:9401.txt"> آيه  34</a></body></html>سوره كهف آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏با كساني باش كه صبحگاهان و شامگاهان خداي خود را مي‌پرستند و به فرياد مي‌خوانند ،  ( و تنها رضاي ) ذات او را مي‌طلبند ، و چشمانت از ايشان ( به سوي ثروتمندان و قدرتمندان مستكبر ) براي جستن زينت حيات دنيوي برنگردد ، و از كسي فرمان مبر كه ( به خاطر دنيا دوستي و آرزو پرستي ) دل او را از ياد خود غافل ساخته‌ايم ، و او به دنبال آرزوي خود روان گشته است ( و پيوسته فرمان يزدان را ترك گفته است ) و كار و بارش ( همه ) افراط و تفريط بوده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِصْبِرْ نَفْسَكَ » : خويشتن را بدار . خود را نگاه دار . مراد بودن و بسر بردن است . « غَدَاةِ‌ » : صبحگاهان . بامدادان . « عَشِيِّ » : شامگاهان . شبانگاهان . مراد همه اوقات است ( نگا : انعام‌ / 52 و 53 ) . « لا تَعْدُ » : دور مگردان . منصرف مكن . از ماده ( عدو ) . « لا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ » : چشمانت از ايشان برنگردد . مراد اين است كه چشم از ايشان برمگير . واژه ( عَيْنَاكَ ) فاعل است . « أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ » : دل او را غافل كرده‌ايم . دلش را غافل ديده‌ايم . « فُرُطاً » : افراط و اسراف . ظلم و تعدّي ( نگا : قاموس ) . تفريط و تضييع ( نگا : روح‌المعاني ) .‏
 
سوره كهف آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : حق ( همان چيزي است كه ) از سوي پروردگارتان ( آمده ) است ( و من آن را با خود آورده‌ام و برنامه من و همه مؤمنان است ) پس هركس كه مي‌خواهد ( بدان ) ايمان بياورد و هركس مي‌خواهد ( بدان ) كافر شود . ما براي ستمگران آتشي را آماده كرده‌ايم كه ( از هر طرف ايشان را احاطه مي‌كند و ) سراپرده آن ، آنان را در بر مي‌گيرد ، و اگر ( در آن آتش سوزان ) فرياد برآورند ( كه آب ) ، با آبي همچون فلز گداخته به فريادشان رسند كه چهره‌ها را بريان مي‌كند ! چه بد نوشابه‌اي ! و چه زشت منزلي !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُرَادِقُ » : معرّب سراپرده است ، به معني خيمه و بارگاه و چادري است كه بر فراز صحن خانه كشند . « إِن يَسْتَغِيثُوا » : اگر فرياد برآورند . اگر كمك بخواهند . « يُغَاثُوا » : به فريادشان رسيده شود . كمك كرده شوند . « مُهْل‌ » : هر نوع فلز گداخته ( نگا : دخان‌ / 45 ، معارج‌ / 8 ) . دُرْدِ ته‌نشين شده روغن كه معمولاً چيز آلوده و كثيف و بد طعمي است‌ ؛ و در اينجا مراد كيم و خونابه دوزخيان است ( نگا : ابراهيم‌ / 16 و 17 ) . « مُرْتَفَقاً » : محلّ اجتماع و گردهمآئي . منزل . جائي كه براي حسرت و يا آسايش آرنج را بدان تكيه دهند يا زيرِ گونه بگذارند ، كه در صورت دوم يعني اگر براي آسايش باشد ، در اينجا جنبه ريشخند دارد ؛ مثل ( نُزُلٌ ) در آيه 93 سوره واقعه . منصوب است چون تمييز است .‏
 
سوره كهف آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه ايمان آورده‌اند ( به خدا و دين حقي كه به تو وحي شده است ) و كارهاي شايسته كرده‌اند ( پاداششان در پيشگاه آفريدگارشان محفوظ است ) . ما پاداش كسي را هدر نمي‌دهيم كه كار نيكو كرده باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّ الَّذينَ . . . » : خبر ( إِنَّ ) ،  ( أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهاَ الأنْهارُ ) در آيه بعدي است و ( إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ) جمله معترضه است ، يا اين كه ( إِنَّا لا نُضِيعُ . . . ) جايگزين خبر است .‏
 
سوره كهف آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَاباً خُضْراً مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه بهشت جاويدان از آن ايشان است‌ ؛ بهشتي كه در زير ( كاخها و درختان ) آن جويبارها روان است . آنان در آنجا با دستبندهاي طلا آراسته مي‌شوند ، و جامه‌هاي سبز ( فاخري از انواع مختلف ) حرير نازك و ضخيم مي‌پوشند ، در حالي كه بر تختها و مبلمانها تكيه زده‌اند .  ( وه كه اين چيز موعود ) چه پاداش خوبي است ! و ( به‌به اين باغها و تختها ) چه منزل و مَقَرّ زيبايي است !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَدْنٍ » : جاي ماندگاري . جاويدانگي . « يُحَلَّوْنَ » : زينت مي‌شوند . آراسته مي‌گردند . فعل مجهول است و از ماده ( حلي ) . « أَسَاوِرَ » : جمع سِوار ، دستبند . برخي آن را جمع أَسْوِرَة مي‌دانند كه مفرد آن سِوار است . يعني أَساوِر را جمع‌الجمع بشمار مي‌آورند . « مِنْ أَساوِرَ مِن ذَهَبٍ » : واژه ( مِنْ ) نخستين زائد يا ابتدائيّه است ، و ( مِنْ ) دوم بيانيّه مي‌باشد . « ذَهَبٍ » : طلا . زر . « خُضْراً » : جمع أَخْضَر ، سبز رنگ . « سُندُسٍ » : حرير لطيف و نازك . « إِسْتَبْرَقٍ » : حرير ضخيم و برّاق . « مُتَّكِئِينَ » : تكيه‌زنندگان . « أَرَآئِكَ » : جمع أَريكَة ، تخت‌ها . مبلمان‌ها . « مُرْتَفَقاً » : منزل . مجلس . مقرّ .‏
 
سوره كهف آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) براي آنان مثالي بيان كن ، مَثَل دو مرد ( كافر ثروتمندي و فقير مؤمني ) را كه ( در ر