زگاران گذشته اتّفاق افتاده است ، و ) ما به يكي از آن دو ( يعني كافر ثروتمند ) دو باغ انگور داده بوديم . گرداگرد باغها را با نخلستانها احاطه كرده بوديم ، و در ميان باغها ( زمينهاي ) زراعتي قرار داده بوديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَجُلَيْنِ » : دو مرد . مراد يك فرد كافر ثروتمند ، و يك فرد مؤمن فقير است . در ضرب‌المثل هم ضرورت ندارد نام افراد مشخّص شود .  ( رَجُلَيْنِ ) بدل ( مَثَلاً ) است . « حَفَفْنَا » : دور زده بوديم . احاطه كرده بوديم .‏
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: از پروردگارت‌ براي‌ ما بخواه‌ كه‌ چگونگي‌ آن‌ گاو را بر ما روشن‌ كند. گفت: مي‌فرمايد آن‌ گاوي‌ است‌ نه‌ پير» فارض: مسن‌ و پير «و نه‌ بكر» بكر: گاو خردسالي‌است‌ كه‌ هنوز آبستن‌ نشده‌باشد «ميانسال‌ بينابين‌» در ميان‌ پيري‌ و جواني‌ است‌. وآن‌ گاوي‌ است‌ كه‌ يك‌ يا دو شكم‌ زاييده‌باشد «پس‌ آنچه‌ دستور يافته‌ايد، انجام‌دهيد» اين‌ تكرار فرمان‌ به‌ ذبح‌ گاو، توبيخي‌ برايشان‌ دربرابر سرسختي‌ و لجاجتشان ‌بود. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «اگر آنان‌ در همان‌ آغاز، فرمان‌ را انجام‌ مي‌دادند وهر گاوي‌ را ذبح‌ مي‌كردند، اين‌ كار از آنان‌ پذيرفته‌ مي‌شد، ولي‌ بر خود سخت‌گرفتند و خداي‌ عزوجل‌ هم‌ بر آنان‌ سخت‌ گرفت‌».
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:941.txt">وجه‌ تسميه‌: ﴿ سوره‌ انعام ﴾</a><a class="text" href="w:text:942.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:943.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:944.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:945.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:946.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:947.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:948.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:949.txt">آيه  8</a></body></html>سوره كهف آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هر دو باغ ( از نظر فرآورده‌هاي كشاورزي كامل بودند و درختان ) به ثمر نشسته بودند ( و كشتزارهاي داخل آن خوشه بسته بودند ) و هر دو باغ در ميوه و ثمره چيزي فروگذار نكرده بودند ، و ما در ميان آنها رودبار بزرگي ( از زمين ) برجوشانده بوديم ( كه در زير درختان جريان داشت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كِلْتَا » : هر دو . « أُكُلَ » : ميوه . ثمره . فرآورده . « لَمْ تَظْلِمْ » : نكاسته بود . فروگذار نكرده بود .‏
 
سوره كهف آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( صاحب اين دو باغ علاوه از آنها ) دارائي ديگري ( از طلا و نقره و اموال و اولاد ) داشت ( و دنيا به كام او بود و غرور ثروت او را گرفت ) پس در گفتگوئي به دوست ( مؤمن ) خود ( مغرورانه و پرخاشگرانه ) گفت : من ثروت بيشتري از تو دارم و از لحاظ نفرات ( خانواده و خويش و رفيق ) مقتدرتر از تو و فزونترم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثَمَرٌ » : حاصل . درآمد . دارائي . « كَانَ لَهُ ثَمَرٌ » : دارائي و درآمد ديگري جز اين دو باغ داشت . يا اين كه : بدين ترتيب ، صاحب اين دو باغ ، هرگونه ميوه و درآمدي در اختيار داشت .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9403.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:9404.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:9405.txt"> آيه  37</a><a class="text" href="w:text:9406.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:9407.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:9408.txt"> آيه  40</a><a class="text" href="w:text:9409.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:9410.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:9411.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:9412.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:9413.txt">آيه  45</a></body></html>سوره كهف آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در حالي كه ( به سبب عدم ايمان به خدا ) بر خويشتن ستمگر بود ،  ( همراه دوست خود ، سرمستِ غرور ) به باغش گام نهاد ( و نگاهي به درختان پرميوه و خوشه‌هاي پُردانه و زمزمه رودبار انداخت ، مستكبرانه ) گفت : من باور نمي‌كنم هرگز اين ( باغ سرسبز ) نابود شود و به فنا رود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَظُنُّ » : گمان نمي‌برم . باور ندارم . « تَبِيدَ » : نابود شود . از ميان رود . از مصدر بَيْد و به ياد ، به معني فنا و هلاك . « هذِهِ » : اين باغ . چه بسا مراد تسميه كلّ به اسم جزء بوده و مقصود اين جهان ، و مرجع ( مِنْها ) در آيه بعد هم ( جَنَّة ) يا ( حَيَاة ) باشد .‏
 
سوره كهف آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِّنْهَا مُنقَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و باور ندارم كه قيامت برپا شود . اگر هم ( به فرض قيامتي در كار باشد و ) من به سوي پروردگارم برگردانده شوم ( اين همه شخصيّت و مقام ، و اموال و اولاد ، نشانه شايستگي من است و در آنجا هم ) مسلّماً سرانجام بهتري و جايگاه خوبتري از اين ( باغ و زندگي ) خواهم يافت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّاعَةَ » : قيامت . « قَآئِمَةً » : پابرجا . برقرار . مفعول دوم است . « مُنقَلَباً » : عاقبت . جاي بازگشت .‏
 
سوره كهف آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دوست ( مؤمن ) او ، در حالي كه با وي گفتگو داشت ، بدو گفت : آيا منكر كسي شده‌اي كه ( دستگاه شگرف و سازمان پيچيده جسم ) تو را از خاك ناچيزي و سپس از نقطه بي‌ارزشي آفريده است ، و بعد از آن تو را مرد كاملي كرده است‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلَقَكَ مِن تُرابٍ . . . » : خداوند تو را از خاك درست كرد . يعني موادّ غذائي كه در زمين است ، جذب ريشه‌هاي روئيدنيها مي‌گردد ، و روئيدنيها به نوبه خود خوراك حيوانات مي‌شوند ، و انسان از روئيدنيها و گوشت و شير حيوانات استفاده مي‌كند ، و نطفه‌اش از اينها شكل مي‌گيرد ( نگا : حجّ / 5 ، روم‌ / 20 ) . يا اين كه مراد اين است كه خداوند اصل تو را - كه آدم است‌ - از خاك آفريده است ( نگا : آل‌عمران‌ / 59 ، فاطر / 11 ) . « سَوَّاكَ » : اندام تو را متعادل و هماهنگ كرد . كامل كرد تو را . « رَجُلاً » : حال است و تأويل به مشتقّ مي‌گردد . يا اين كه مفعول دوم ( سَوّي ) است . يعني : جَعَلَكَ رَجُلاً .‏
 
سوره كهف آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ولي من ( مي‌گويم : ) او ( كه مرا و همه جهان را آفريده است ) خدا است و پروردگار من است ، و من كسي را انباز پروردگارم نمي‌سازم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لكِنَّا » : امّا من . اصل آن : لكِنْ أَنَا است ، و همزه را به طور سماع حذف و نون را در نون دغم مي‌نمايند . « لكِنَّا هُوَ اللهُ رَ