ِّي‌ » :  ( لكِن ) مخفّف و مهمّل ،  ( أَنَا ) مبتدا ،  ( هُوَ ) مبتداي دوم ،  ( اللهُ ) خبر مبتداي دوم ،  ( رَبِّي ) صفت آن ، مبتداي دوم و خبرش ، خبر مبتداي اوّل ، و عائد ضمير ( ي ) است .‏
 
سوره كهف آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَوَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كاش ! وقتي كه وارد باغ مي‌شدي ( و اين همه نعمت و مرحمت ، و آثار قدرت و عظمت را مي‌ديدي ) مي‌گفتي : ماشاءَاللهُ !  ( اين نعمت از فضل و لطف خدا است ، و آنچه خدا بخواهد شدني است ! ) هيچ قوّت و قدرتي جز از ناحيه خدا نيست ( و اگر مدد و توفيق او نباشد ، توانائي عبادت و پرستش را نخواهيم داشت . اي رفيق ناسپاس ) اگر مي‌بيني كه از نظر اموال و اولاد از تو كمترم ،  ( امّا . . . ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا شَآءَ اللهُ » : اين جمله محذوفي دارد و تقدير چنين است : هذا مَا شَآءَ اللهُ ، يعني : اين چيزي است كه خدا خواسته است . يا اين كه : مَا شَآءَ اللهُ كائِنٌ ، يعني : هرچه خدا بخواهد ، همان مي‌شود .‏
 
سوره كهف آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَاناً مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه بسا پروردگارم بهتر از باغ تو را ( در دنيا يا آخرت ) به من بدهد ، و خدا از آسمان بلاي مقدّري براي باغ تو فرو بفرستد و اين باغ به سرزمين لخت و همواري تبديل شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حُسْبَاناً » : مصدر است و به معني اسم مفعول ، يعني محسوب است و مراد از آن هر نوع بلا و عذاب مقدّر است . هلاك و نابودي . يا اين كه جمع ( حُسْبَانَة ) به معني صاعِقَة است . « صَعيداً » : سرزمين . خاك روي زمين . « زَلَقاً » : مصدر است و در معني اسم فاعل به كار رفته است ، به معني : صاف و صوف . لخت . لغزنده . گِل و لاي .‏
 
سوره كهف آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْراً فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه آب اين باغ ( در اعماق زمين ) فرو رود ، به گونه‌اي كه هرگز نتواني آن را پيجوئي كني ( چه رسد به اين كه آن را بيابي و به سطح زمين برگرداني ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَوْراً » : فرو رفتن . در اينجا براي مبالغه ، مصدر به معني اسم فاعل يعني ( غائِر ) به كار رفته است كه به معني فرو رونده است .‏
 
﴿ سوره‌ انعام ﴾
مکي‌ است‌ و داراي‌ (165) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ در آيات‌ (139، 138) اين‌ سوره‌، از (انعام: چارپايان‌) سخن‌ رفته‌ است‌، آن‌ را «انعام‌» ناميدند.
فضيلت‌ آن: در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عمرك از رسول‌ خداص آمده‌ است‌كه‌ فرمودند: «سوره‌ انعام‌ تماما يكباره‌ بر من‌ نازل‌ شد درحالي‌ كه‌ هفتادهزار فرشته ‌با بانگ‌ تسبيح‌ و تحميد آن‌ را همراهي‌ مي‌كردند». علماي‌ اسلام‌ مي‌گويند: اين‌سوره‌ صف ‌آراي‌ محاجه‌ و مبارزه‌ با مشركان‌ و تكذيب‌كنندگان‌ معاد است‌ و به‌پايدارساختن‌ اصول‌ عقيده‌ و ايمان‌ در بنياد انديشه‌ و خرد و ضمير انسان‌ توجه‌ دارد.
شش‌ آيه‌ از اين‌ سوره‌ مدني‌ است‌.
 
سوره كهف آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سرانجام پيش‌بيني فرد مؤمن تحقّق پذيرفت و بلاي ناگهاني در رسيد و همه محصولات و ) ميوه‌هاي او را در آغوش كشيد ( و باغ سرسبز و آبادان ، به زمين لخت و ويران تبديل گرديد ) . در حالي كه باغ بر داربستها و چوب‌بندها فرو تپيده بود ، صاحب باغ بر هزينه‌هائي كه صرف آن كرده بود ، دست تحسّر به هم مي‌ماليد و مي‌گفت : كاشكي كسي را انباز پروردگارم نمي‌كردم !  ( و خداي را به يگانگي مي‌پرستيدم و كفر نمي‌ورزيدم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اُحِيطَ » : احاطه گرديد . « اُحيطَ بِثَمَرِهِ » : محصولات و ميوه‌هايش با بلا احاطه گرديد . محصولات نابود شد . « خاوِيَةٌ » : فرو افتاده و فرو تپيده . « عُرُوش‌ » : جمع عَرْش ، سقفها . در اينجا مراد داربستها و چوب‌بندها و چفته‌هاي زير درختان ميوه است . « خَاوِيَةٌ عَلَيا عُرُوشِهَا » :  ( نگا : بقره‌ / 259 ) .‏
 
سوره كهف آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( او در برابر اين همه مصيبت و بلا ، تنهاي تنها بود ) و دسته و گروهي را جز خدا نداشت كه او را ياري دهند ، و خود نيز نتوانست خويشتن را كمك كند ( و جلو بلا را بگيرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن دُونِ اللهِ » : بجز خدا . در مقابل خدا . « مُنتَصِراً » : دفع كننده و بازدارنده . انتقام گيرنده . غالب و چيره . يادآوري : معني آيه مي‌تواند چنين هم باشد : صاحب باغ كساني را نداشت كه در برابر خشم خدا او را كمك كنند ، و وي هم قادر به دفع بلا نبود .‏
 
سوره كهف آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَاباً وَخَيْرٌ عُقْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن مقام و در آن حال ( كه بلا و مصيبت و شدّت و محنت سر مي‌رسد ) ياري و كمك ، ويژه معبود راستين است ( و تنها خدا فريادرس روز مصيبت و دفع‌كننده بلا است ) . او بهترين پاداش را ( براي مطيعان خود ) دارد ، و بهترين سرانجام را ( براي آنان ) فراهم مي‌سازد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هُنَالِكَ » : آنجا . در آن مقام و در آن حال . « الْوَلايَةُ » : كمك و ياري . دستگيري و مددكاري . « عُقْباً » : عاقبت . سرانجام .‏
 
سوره كهف آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) براي آنان ( كه به دارائي دنيا مي‌نازند و به اولاد و اموال مي‌بالند ) مثال زندگي دنيا را بيان كن كه همچون آبي است كه از ( ابر ) آسمان فرو مي‌فرستيم . سپس گياهان زمين از آن ( سيراب مي‌گردند و به سبب آن رشد و نمو مي‌كنند و ) تنگاتنگ و تودرتو مي‌شوند .  ( عطر گل و ريحان با آواز پرندگان درهم مي‌آميزد و رقص گلزار و چمنزار در مي‌گيرد . ولي اين صحنه دل‌انگيز ديري نمي‌پايد و باد خزان وزان مي‌گردد ، و گياهان سرسبز و خندان ، زرد رنگ و ) سپس خشك و پرپر مي‌شوند و بادها آنها را ( در اينجا و آنجا ) پخش و پراكنده مي‌سازند !  ( آري ! داشتن را نداشتن ، و بهار زندگي را خزان در پي است ، پس چه جاي نازيدن به وي است . اين خدا است كه نعمت و حيات مي‌دهد و هر وقت كه بخواهد نعمت و حيات را بازپس مي‌گيرد ) و خدا بر هر چيزي توانا بوده ( و هست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّمَآءِ » : سوي بالا . مراد ابر آسمان است ( نگا : نور / 43 ، واقعه