 أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خدمتكارش ) گفت : به ياد داري وقتي را كه به آن صخره رفتيم ( و استراحت كرديم ) ! من ( بازگو كردن جريان عجيب زنده شدن و به درون آب شيرجه رفتن ) ماهي را از ياد بردم ( كه در آنجا جلو چشمانم روي داد ! ) . جز شيطان بازگو كردن آن را از خاطرم نبرده است .  ( بلي ! ماهي پس از زنده شدن ) به طرز شگفت‌انگيزي راه خود را در دريا پيش گرفت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوَيْنَا » : پناه برديم و اقامت گزيديم . « الصَّخْرَةِ » : سنگ بزرگ و سخت . « مَآ أَنسَانِيهُ » : آن را از يادم نبرده است . ضمير ( هُ ) مي‌بايست به صورت ( هِ ) و مكسور خوانده شود ، ولي مضموم بودن آن برابر قرائت حفص و يكي از لغات عرب است ( نگا : فتح‌ / 10 ) . « عَجَباً » : به گونه شگفت‌انگيز . راه شگفت‌انگيز . اين واژه صفت مصدر محذوف ، يعني : إِتِّخَاذاً عَجَباً ، و يا اين كه مفعول دوم ( إِتَّخَذَ ) مي‌باشد . « وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً » : ماهي به گونه شگفتي بعد از زنده شدن به دريا فرو رفت . برخي نيز گفته‌اند : خدمتكار به گونه بس استوار و سرحال براي جبران فراموشي به سوي دريا براي گرفتن ماهي يا ماهيهاي ديگري رفت .‏
 
سوره كهف آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت : اين چيزي است كه ما مي‌خواستيم ( چرا كه يكي از نشانه‌هاي پيدا كردن گمشده ما است ) پس پيجويانه از راه طي شده خود برگشتند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كُنَّا نَبْغِ » : مي‌خواستيم . فعل مضارع ( نَبْغِ ) مرفوع است و در اصل چنين است :  ( نَبْغِي ) . كتابت آن بدون ياء ، رسم‌الخطّ قرآني است . « إِرْتَدَّا » : بازگشتند . به عقب برگشتند . « قَصَصاً » : پيجوئي . ردّ پاي خود را گرفتن . مي‌تواند مفعول مطلق فعلي از لفظ خود باشد : يَقُصّانِ قَصَصاً . يا اين كه مصدر مؤوّل به وصف بوده باشد ، يعني :  ( مُقَتَصِّينَ ) . به معني :  ( مُتَتَبِّعِينَ ) .‏
 
سوره كهف آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ فَوَجَدَا عَبْداً مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس بنده‌اي از بندگان ( صالح ) ما را ( به نام خضر ) يافتند كه ما او را مشمول رحمت خود ساخته و از جانب خويش بدو علم فراواني داده بوديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَبْداً » : اين بنده خدا ( خضر ) نام داشته است و بايد پيغمبر بوده باشد . چرا كه : الف ) خداوند نسبت بدو فرموده است : ءَاتَيْناهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنا . رحمت هم به معني نبوّت آمده است ( نگا : زخرف‌ / 32 ) . ب ) علم لدني ، مقتضي وحي است : وَ عَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً . ج ) او به موسي چيزهائي آموخته است ، و پيغمبر هم جز از پيغمبر كسب علم نمي‌كند . د ) جمله : ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ، در آيه ( 82 / كهف ) دليل نبوّت است .‏
 
سوره كهف آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏موسي بدو گفت : آيا ( مي‌پذيري كه من همراه تو شوم و ) از تو پيروي كنم بدان شرط كه از آنچه مايه رشد و صلاح است و به تو آموخته شده است ، به من بياموزي‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيا » : عَلي حرف جرّ است و در اينجا بيانگر معني شرط است ( نگا : ممتحنه‌ / 12 ) . « رُشْداً » : دانشي كه موجب خير و صلاح دين و دنيا شود ( نگا : أنبياء / 51 ) . مصدر است و براي مبالغه در معني وصفي به كار رفته است . يعني : عِلْماً ذا رُشْدٍ . مفعول دوم فعل ( تُعَلِّمَني ) است .‏
 
سوره كهف آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خضر ) گفت : تو هرگز توان شكيبائي با من را نداري .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَعِيَ » : مصاحبت و همراهي با من .‏
 
سوره كهف آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و چگونه مي‌تواني در برابر چيزي كه از راز و رمز آن آگاه نيستي ، شكيبائي كني ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خُبْراً » : آگاهي . شناخت . دانش . تمييز است .‏
 
آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ الله در آسمانها و در زمين‌» يعني: اوست‌ معبود، يا مالك‌، يا متصرف ‌آسمانها و زمين‌ «نهان‌ و آشكار شما را مي‌داند و نيز آنچه‌ را كه‌ عمل‌ مي‌كنيد مي‌داند» و هيچ‌ پوشيده‌اي‌ بر او پنهان‌ نيست‌.
آيات‌ سه‌گانه‌ فوق‌، در واقع‌ چون‌ مقدمه‌اي‌ براي‌ سوره‌ «انعام‌» است‌ و به ‌مضمون‌ اصلي‌ اين‌ سوره‌ كه‌ عبارت‌ از محاجه‌ با مشركان‌ و منكران‌ معاد و پايدار ساختن‌ اصول‌ عقيده‌ در نهاد بشر است‌، اشاره‌ دارد.
	سوره كهف آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِراً وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت : به خواست خدا ، مرا شكيبا خواهي يافت ، و ( در هيچ كاري ) با فرمان تو مخالفت نخواهم كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لآ أَعْصِي‌ » : سركشي و نافرماني نمي‌كنم . « أَمْراً » : فرمان . كار .‏
 
سوره كهف آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خضر ) گفت : اگر تو همسفر من شدي ( سكوت محض باش و ) درباره چيزي ( كه انجام مي‌دهم و در نظرت ناپسند است ) از من مپرس تا خودم راجع بدان برايت سخن بگويم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُحْدِثَ » : پديدار مي‌كنم . « ذِكْراً » : ياد . بيان . « أُحْدِثَ . . . ذِكْراً » : آغاز سخن مي‌كنم . به سخن مي‌پردازم .‏
 
سوره كهف آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس ( موسي و خضر با يكديگر ) به راه افتادند ( و در ساحل دريا به سفر پرداختند ) تا اين كه سوار كشتي شدند .  ( خضر در اثناي سفر ) آن را سوراخ كرد .  ( موسي ) گفت : آيا كشتي را سوراخ كردي تا سرنشينان آن را غرق كني‌ ؟ ! واقعاً كار بسيار بدي كردي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنطَلَقا » : به راه افتادند . روان شدند . « خَرَقَهَا » : آن را سوراخ كرد . « أَهْلَهَا » : ساكنان آن . صاحبان آن . « إِمْراً » : كار بسيار زشت و شگفت‌انگيز .‏
 
سوره كهف آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خضر ) گفت : مگر نگفتم كه تو هرگز نمي‌تواني همراه من شكيبائي‌كني‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
سوره كهف آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت : مرا به خاطر فراموش كردن ( توصيه‌ات ) بازخواست مكن و در كارم ( كه يادگيري و پير