وي از تو است ) بر من سخت مگير .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تُرْهِقْنِي‌ » : بر من تحميل مكن ( نگا : كهف‌ / 80 ) . « مِنْ أََمْرِي‌ » : در كارم . مراد كار تعلّم و پيروي موسي از خضر است . « عُسْراً » : سختي . دشواري .‏
 
سوره كهف آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَاماً فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُّكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به راه خود ادامه دادند تا آن گاه كه ( از كشتي پياده شدند و در مسير خود ) به كودكي رسيدند .  ( خضر ) او را كشت !  ( موسي ) گفت : آيا انسان بيگناه و پاكي را كشتي ، بدون آن كه او كسي را كشته باشد ؟ ! واقعاً كار زشت و ناپسندي كردي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غُلاماً » : نوجوان . در اينجا مراد پسر بچّه و كودك است ( نگا : آل‌عمران‌ / 40 ) . « نَفْساً » : انسان . شخص . « زَكِيَّةً » : پاك و بي‌گناه . « بِغَيْرِ نَفْسٍ » : بدون كشتن كسي و داشتن حق قصاص . « نُكْراً » : زشت . نفرت‌انگيز .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9447.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:9448.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:9449.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:9450.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:9451.txt"> آيه  79</a><a class="text" href="w:text:9452.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:9453.txt"> آيه  81</a><a class="text" href="w:text:9454.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:9455.txt"> آيه  83</a></body></html>سوره كهف آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خضر ) گفت : مگر به تو نگفتم كه تو با من توان شكيبائي را نخواهي داشت‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
سوره كهف آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت : اگر بعد از اين ، از تو درباره چيزي پرسيدم ( و اعتراض كردم ) با من همدم مشو ، چرا كه به نظرم معذور خواهي بود ( از من جدا شوي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَعْدَهَا » : بعد از اين مرتبه . بعد از اين مسأله . « لا تُصَاحِبْني‌ » : با من مصاحبت و همدمي مكن . « قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْراً » : تو از جانب من معذوري . كار بدانجا رسيده است كه عذر مرا بخواهي .‏
 
سوره كهف آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَاراً يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏باز به راه خود ادامه دادند تا به روستائي رسيدند . از اهالي آنجا غذا خواستند ؛ ولي آنان از مهمان كردن آن دو خودداري نمودند . ايشان در ميان روستا به ديواري رسيدند كه داشت فرو مي‌ريخت .  ( خضر ) آن را تعمير و بازسازي كرد .  ( موسي ) گفت : اگر مي‌خواستي مي‌توانستي در مقابل اين كار مزدي بگيري ( و شكممان را بدان سير كني . آخر فداكاري با اين مردمان فرومايه ، حيف است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَطْعَمَا » : غذا خواستند . تقاضاي خوراك كردند . « جِدَاراً » : ديوار . « يَنقَضَّ » : فرود آيد . فرو ريزد . « أَقَامَهُ » : برجايش داشت . آن را تعمير و مرمّت كرد . « لَتَّخَذْتَ » : اين فعل از ماده ( تَخَذَ ) به معني ( أَخَذَ ) و از باب افتعال است .‏
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌» يعني: براي‌ مشركان‌ «هيچ‌ نشانه‌اي‌ از نشانه‌هاي‌ پروردگارشان ‌نمي‌آيد» همانند معجزات‌ انبيا(ع) و ساير نشانه‌هايي‌ كه‌ از قدرت‌ حيرت‌انگيز پروردگار صادر مي‌شود «مگر اين‌ كه‌ از آن‌ روي‌ بر مي‌تافتند» بي‌آن‌ كه‌ بدان ‌كمترين‌ توجه‌ و التفاتي‌ داشته‌ باشند. آري‌! آنها از نشانه‌هايي‌ روي‌ برمي‌تابند كه‌ هر كس‌ ذره‌اي‌ عقل‌ و خرد داشته‌ باشد، نمي‌تواند در اين‌ حقيقت‌ كه‌ آنها اثر فعل‌ خداي‌ سبحان‌اند، شك‌ كند، آنها بايد به‌وسيله‌ همين‌ آيات‌ و نشانه‌ها، به‌ يگانگي ‌خداوند متعال‌ راه‌ مي‌يافتند اما اسفا! كه‌ هيچ‌ نشانه‌اي‌ از اين‌ نشانه‌ها را نديدند، جز اين‌ كه‌ از آن‌ روي‌ برتافتند. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌: مشركان‌ مكه‌ به‌ رسول‌ خداص گفتند؛ دعاكن‌ تا ماه‌ دو نيم‌ شود، آن‌گاه‌ ما ايمان‌ مي‌آوريم‌! ايشان‌ دعاكردند و ماه‌ دونيم‌ شد، نيمي‌ از آن‌ به‌ جانب‌ كوه‌ حراء رفت‌ و نيمي‌ به‌ جانب‌ ديگر، چنان‌كه‌ ابن‌ مسعود(رض)  مي‌گويد: «من‌ كوه‌ حراء را در ميان‌ دو نيمه‌ ماه‌ ديدم‌». اما آنها با وجود مشاهده‌ اين‌ معجزه‌ ايمان‌ نياوردند و گفتند: اين‌ سحري‌ است‌ آشكار!
 
سوره كهف آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خضر ) گفت : اينك وقت جدائي من و تو است . من تو را از حكمت و راز كارهائي كه در برابر آنها نتوانستي‌شكيبائي كني آگاه مي‌سازم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فِرَاقُ » : جدائي . از يكديگر جدا شدن و دور گشتن . « تَأْوِيلِ » : تبيين و توجيه . بيان حكمت و راز كار .‏
 
سوره كهف آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و امّا آن كشتي متعلّق به گروهي از مستمندان بود كه ( با آن ) در دريا كار مي‌كردند و من خواستم آن را معيوب كنم ( و موقّتاً از كار بيفتد چرا كه ) سر راه آنان پادشاه ستمگري بود كه همه كشتيها ( ي سالم ) را غصب مي‌كرد و مي‌برد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّفِينَةُ » : كشتي . « مَسَاكِينَ » : كساني كه درآمد و دارائي ايشان جوابگوي نيازهاي آنان نباشد . شايد هم مراد كساني باشد كه نسبت به ديگران از نظر قدرت ضعيف و ناتوان باشند . « وَرَآءَ » : پشت سر . جلو و سر راه ( نگا : ابراهيم‌ / 16 ) . « غَصْباً » : مفعول مطلق ، يا اين كه تأويل به مشتقّ مي‌گردد و حال است .‏
 
سوره كهف آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَاناً وَكُفْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و امّا آن كودك ( كه او را كشتم ) پدر و مادرش باايمان بودند ( و اگر زنده مي‌ماند ) مي‌ترسيديم كه سركشي و كفر را بدانان تحميل كند ( و ايشان را از راه ببرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُرْهِقَهُمَا » : بر ايشان تحميل كند . به طغيان و كفرشان كشاند ( نگا : كهف‌ / 73 ) .‏
 
سوره كهف آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْراً مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما خواستيم كه پروردگارشان به جاي او فرزند پاكتر و پرمحبّت‌تري بديشان عطاء فرمايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أ