 كه‌ چه‌ بسيار امت‌ها را در عصري‌ پس‌ از عصر ديگر ـ به‌سبب‌ اين‌ كه‌ انبياي‌ خود را تكذيب‌ مي‌كردند ـ نابود كرديم‌ «امتهايي‌ كه‌ آنان‌ را در زمين‌ به ‌قدري‌ تمكين‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ شما را تمكين ‌نداده‌ايم‌» يعني: ما به‌ آن‌ امت‌هاي‌ تكذيب‌ پيشه‌ كه‌ قبل‌ از شما بودند، از مال‌ دنيا و طول‌ عمر و نيرومندي‌ بدني‌، به‌ اندازه‌اي‌ اقتدار و امكانات‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ به‌ شما نداده‌ايم‌ ولي‌ با اين‌ حال‌، همگي‌ آنان‌ را نابود كرديم‌ پس‌ نابود كردن‌ شما با اين ‌ضعف‌ و بي‌اقتداريتان‌ بر ما آسانتر است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ نخستين ‌مخاطبان‌ قرآن‌ در اين‌ موردند. «و بارانهاي‌ آسمان‌ را پي‌درپي‌ بر آنان‌ فروفرستاده‌بوديم‌ و رودبارها را از زير آنان‌» يعني: از زير درختان‌ و منازل‌ آنان ‌«روان‌ ساختيم‌، آن‌گاه‌ آنان‌ را به ‌سبب‌ گناهانشان‌ هلاك‌ كرديم‌» پس‌ اقتدار و امكاناتشان‌ هيچ‌ سودي‌ به‌ حالشان‌ نكرد «و بعد از آنان‌ امتي‌ ديگر» يعني: نسلي ‌ديگر «پديد آورديم‌» تا آنان‌ را بيازماييم‌ اما آن‌ نسل‌ نيز همانند آنها عمل‌ كردند وهمانند آنها هم‌ نابود شدند پس‌ شما اي‌ اهل‌ مكه‌! و اي‌ منكران‌ در همه‌ جا و هر زمان‌! به‌ خود آييد.
اين‌ آيه‌ بيانگر سنت‌ الهي‌ در عذاب‌كردن‌ و نابودساختن‌ جوامعي‌ است‌ كه‌ غرق ‌گناه‌ و نافرماني‌ حق‌ تعالي‌ مي‌شوند. بايد دانست: از اموري‌ كه‌ مردم‌ در آن‌ بسيارزود فريب‌ مي‌خورند، اين‌ است‌ كه‌ بدكاران‌ سركش‌ و مفسدان‌ عاصي‌، يا ملحدان‌كافر را در زمين‌، مقتدر و متمكن‌ مي‌بينند... ولي‌ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ مردم‌ درقضاوت‌ خويش‌ شتاب‌ مي‌كنند، آنها آغاز يا ميانه‌ راه‌ را مي‌بينند اما به‌ پايان‌ راه‌فكر نمي‌كنند و پايان‌ راه‌ فقط آن‌گاه‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ تحقق‌ يابد! پايان‌ راه‌ ديده ‌نمي‌شود، مگر در ويرانه‌هاي‌ گذشتگان‌ و خرابه‌هاي‌ ستمگران‌. كه‌ قرآن‌ در بسياري‌ از داستان‌هاي‌ خود، ما را به‌ همين‌ وادهاي‌ ويران‌ مي‌برد تا درس‌ عبرت ‌بگيريم‌.
 
	سوره كهف آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سدّ به قدري بلند و ستبر شد كه حمله‌ورانِ يأجوج و مأجوج ) اصلاً نتوانستند از آن بالا روند ، و به هيچ وجه نتوانستند نقبي در آن ايجاد كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا اسْطَاعُوا » و « مَا اسْتَطاعُوا » : نتوانستند . در فعل اوّلي تخفيف شده ، و در فعل دومي اصل مراعات گشته است . « أَن يَظْهَرُوهُ » : بر پشت آن روند . بالاي آن روند . « نَقْباً » : سوراخ كردن و شكافتن .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9472.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:9473.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:9474.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:9475.txt">آيه  101</a><a class="text" href="w:text:9476.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:9477.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:9478.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:9479.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:9480.txt"> آيه  106</a><a class="text" href="w:text:9481.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:9482.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:9483.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:9484.txt">آيه  110</a></body></html>‏سوره كهف آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( هنگامي كه بناي سدّ به پايان رسيد ، ذوالقرنين شاكرانه ) گفت : اين ( سدّ ) از مرحمت پروردگار من است ( و پابرجا مي‌ماند تا خدا بخواهد ) و هرگاه وعده خدا فرا رسد ( و بخواهد آن را خراب كند ) آن را ويران و با زمين يكسان مي‌كند ، و وعده پروردگار من حق ( و هنگامه قيامت حتمي ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَكَّآءَ » : درهم كوبيده و با زمين يكسان شده . « وَعْدُ » : مراد هنگام پايان گرفتن جهان و فرا رسيدن قيامت است .‏
 
سوره كهف آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن روز ( كه جهان پايان مي‌گيرد و وعده آخرت فرا مي‌رسد ) ما آنان را رها مي‌سازيم تا برخي در برخي ( فرو لولند و در همديگر ) موج زنند ، و ( آن گاه براي دومين بار ) در صور دميده مي‌شود ، و ما ايشان را به گونه شگفتي ( براي حساب و كتاب در يكجا ) گرد مي‌آوريم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَئِذِ » : آن روز كه براي بار اوّل در صور دميده مي‌شود و قيامت فرا مي‌رسد ( نگا : حاقّه‌ / 13 ) . « نُفِخَ فِي الصُّورِ » : مراد دميدن در صور براي بار دوم است ( نگا : زمر / 68 ) . « صُور » : بوق . شيپور ( نگا : انعام‌ / 73 ) . « جَمْعاً » : گردآوردن عجيب و غريبي .‏
 
سوره كهف آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در آن روز ، دوزخ را به طرز شگفتي به كافران نشان مي‌دهيم ( و ايشان را در آن گرد مي‌آوريم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَرْضاً » : عرضه كردن عجيب و وحشتناكي .‏
 
سوره كهف آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافراني كه چشمانشان از ( ديدن ) آيات ( خواندني و ديدني ) من در پرده بوده و توان شنيدن ( فرمان يزدان ) را نداشته‌اند ( و از نيروي بينائي و شنوائي براي درك حقائق و رسيدن به سعادت استفاده نكرده‌اند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْر » : آيات كتابهاي يزدان ، و نشانه‌هاي خداشناسي موجود در كتاب معرفت جهان ( نگا : يوسف‌ / 105 ، طه‌ / 124 ، انبياء / 32 ) .‏
 
سوره كهف آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كافران گمان مي‌برند كه بجز من ، بندگان مرا ( نيز اگر ) سَرور و سرپرست خود گيرند ( و معبود و مسجود خويش دانند ، بديشان سود مي‌رسانند ؟ ) . ما دوزخ را براي پذيرائي از كافران آماده كرده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَ » : آيا ؟ جواب استفهام محذوف است و تقدير چنين است : أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . أَنَّ ذلِكَ نَافِعٌ لَّهُمْ وَ صَارِفٌ عَنْهُمُ الْعَذابَ ؟  « نُزُلاً » : آنچه به هنگام ورود مهمان با آن از مهمان پذيرائي كنند . محل پذيرائي ( نگا : آل‌عمران‌ / 198 ) .‏
 
سوره كهف آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به كافران ) بگو : آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه سازم‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الأَخْسَرِينَ » :  ( نگا : هود / 22 ) .‏
 
سوره كهف آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانين