زگار هستي . با توجّه بدين معني ، جزاي شرط محذوف و از سياق پيدا است . تو پرهيزگار نيستي . چرا كه بدون اجازه به حجره عبادتگاه او درآمده است . در اين صورت ، واژه ( إِنْ ) حرف نفي و به معني ( ما ) است .‏
 
سوره مريم آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَاماً زَكِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( جبريل ) گفت :  ( مترس كه من يكي از فرشتگان يزدانم و ) پروردگارت مرا فرستاده است تا ( سبب شوم و ) به تو پسر پاكيزه‌اي ( از نظر خلق و خوي و جسم و جان ) ببخشم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« زَكِيّاً » : پاك از لحاظ ظاهري و معنوي . بزرگ شونده بر خير و صلاح .‏
 
سوره مريم آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مريم ) گفت : چگونه پسري خواهم داشت ، در حالي كه انساني ( از راه حلال ) با من نزديكي نكرده است ، و زناكار هم نبوده‌ام‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمْ يَمْسَسْنِي‌ » : به من دست نزده است . مراد نزديكي زناشوئي است . « بَغِيّاً » : زناكار . اين واژه وصف غالبي است براي زنان ، مثل عاقر و حائض .‏
 
سوره مريم آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مَّقْضِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( جبريل ) گفت : همان گونه است ( كه بيان داشتي . امّا ) پروردگار تو گفته است اين ( كار ، يعني دادن فرزند بدون پدر ) براي من آسان است .  ( انجام اين امر ) به خاطر آن است كه ( مي‌خواهيم ) او را معجزه‌اي براي مردمان كنيم ، و ( وي را براي بندگان مخلص ) رحمتي از سوي خود سازيم . ديگر كار انجام يافته است ( و جائي براي بحث و گفتگو نمانده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْراً مَّقْضِيّاً » : كاري است كه حكم آن صادر و خاتمه پذيرفته است . كار مقدّر گشته و شدني است .‏
 
سوره مريم آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَاناً قَصِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مشيّت خدا تحقّق يافت و مريم ) بدو باردار شد و با جنين ( خود عيسي ) در مكان دوردستي گوشه گرفت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِهِ » : حرف ( ب ) براي ملابسه و مصاحبه است ، يعني متلبّسه بِهِ ( نگا : مؤمنون‌ / 20 ) . « قَصِيّاً » : دور افتاده . بعيد .‏
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر آن‌ فرستاده‌ را فرشته‌اي‌ مي‌گردانيديم‌، بي‌گمان‌ او را به‌صورت‌ مردي ‌درمي‌آورديم‌» يعني: اگر هم‌ آن‌ فرستاده‌ به‌سوي‌ پيامبراكرم‌ص را فرشته‌اي ‌مي‌گردانيديم‌ كه‌ او را مشاهده‌ كنند و مورد خطابش‌ قراردهند، بي‌گمان‌ او را مردمي ‌گردانيديم‌ زيرا انسانها نمي‌توانند فرشتگان‌ را به‌ صورت‌ حقيقي‌اي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ايشان‌ را بر آن‌ آفريده‌، ببينند، مگر بعد از آن‌ كه‌ به‌شكل‌ اجسام‌ مشابه‌ با اجسام‌ بني‌آدم‌ ـ با همان‌ تراكم‌ و جسامت‌ و چگالي‌ آن‌ ـ مجسم‌ شوند چنان‌كه ‌ابن‌عباس‌(رض)  فرمود: «اگر آنها فرشته‌ را به‌ صورت‌ اصلي‌ آن‌ مي‌ديدند، قطعا مي‌مردند زيرا تاب‌ و توان‌ ديدن‌ فرشته‌ را نداشتند». حتي‌ در مقياس‌ عالم‌ ماده‌ نيز ثابت‌ شده‌است‌ كه: ميدان‌ درك‌ حواس‌ بشر محدود است‌ و چشم‌ بشر نمي‌تواند ماده‌ را در صورت‌ تلطيف‌ شده‌ آن‌، يا در حالتي‌ كه‌ داراي‌ چگالي‌ و تراكم‌ بسيار بالايي‌ باشد، ببيند، همان‌ گونه‌ كه‌ «انشتين‌» اين‌ قانون‌ را توضيح‌ داده‌است‌. پس‌ هرگاه‌ در عالم‌ ماده‌ چنين‌ باشد، در عالم‌ غيب‌ چگونه‌ خواهد بود؟ بنابراين‌، اگرخداي‌ عزوجل‌ رسول‌ خويش‌ به‌سوي‌ بشر را فرشته‌ مشاهده‌ شده‌ مورد خطابي‌ قرارمي‌داد، قطعا انسانها از او مي‌گريختند و با او انس‌ نمي‌گرفتند و رعب‌ و وحشت‌ از او سراپاي‌ وجودشان‌ را فرا مي‌گرفت‌، آن‌ وقت‌، طبيعي‌ بود كه‌ ترس‌ حاصله‌ ازاين‌ امر، آنان‌ را از سخن‌گفتن‌ با آن‌ فرشته‌ و مشاهده‌ وي‌ باز مي‌داشت‌ «و هرآينه‌ كار را بر آنچه‌ كه‌ هم‌اكنون‌ اشتباه‌ مي‌كنند، بر آنان‌ مشتبه‌ مي‌گردانيديم‌» يعني: همين ‌التباس‌ و خلطيتي‌ كه‌ هم‌اكنون‌ درآنند و مي‌گويند كه‌ پيامبر هم‌ بشري‌ مانند ماست‌، در آن‌ صورت‌ نيز اتفاق‌ مي‌افتاد زيرا وقتي‌ آنان‌ فرشته‌ را به‌ صورت‌ انساني‌ وي ‌مي‌ديدند، قطعا مي‌گفتند: اين‌ هم‌ انسان‌ است‌ و فرشته‌ نيست‌ پس‌ كار همچنان‌ بر آنان‌ مشتبه‌ و آشفته‌ باقي‌ مي‌ماند.
 
سوره مريم آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْياً مَّنسِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏درد زايمان او را به كنار تنه خرمابني كشاند ( تا هم بدان تكيه زند و هم خويشتن را از ديد مردمان پنهان دارد . انديشيد كه خانواده‌اش و خويشان و بيگانگان نسبت بدو چه خواهند گفت . اندوه و هراس سراسر وجود پاك او را فرا گرفت . گريان و نالان ) گفت : كاش ! پيش از اين مرده بودم و چيز ناقابل فراموش شده‌اي بودم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَجَآءَهَا » : وادار و ناچارش كرد . او را پناهنده كرد . فعل ماضي باب افعال است از ماده ( جآءَ ، يَجي‌ءُ ) . « الْمَخَاضُ » : درد زايمان . تكان خوردن بچّه در شكم هنگام ولادت . از ماده ( مَخْض ) است . « جِذْعِ » : تنه . ساقه . « النَّخْلَةِ » : خرمابن . درخت خرما . « نَسْياً » : چيز ناچيز و ناقابلي كه در خور توجّه نبوده و چه بسا از يادها فراموش شود . مصدر است و به معني اسم مفعول . « مَنسِيّاً » : فراموش شده . از ياد رفته . متروك .‏
 
سوره مريم آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( جبرئيل ) از پائين او ، وي را صدا زد ( و گفت كه از تنهائي و نبودن خوردني و نوشيدني ، و از اين كه مردم چه خواهند گفت ) غمگين مباش . پروردگارت پائين ( تر از ) تو چشمه‌اي پديد آورده است ( و روانش كرده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَادَاهَا » : او را صدا زد . فاعل جبرئيل است . برخي آن را عيسي مي‌دانند كه از درون شكم ، مادر خود را ندا داده است . « مِن تَحْتِهَا » : از مكان پائين و زيرين او . « تَحْتَكِ » : زيرين و پائين تو . « سَرِيّاً » : چشمه . رودخانه كوچك . پيدايش اين آب ، نخستين نشانه دالّ بر پاكي و كرامت مريم بود . از ماده ( سَري ، يَسْري ) . انسان والامقام كه مراد عيسي است . يا از ماده ( سَرا ، يَسْرُو ) . « قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً » : خداوند پائين‌تر از مكان تو چشمه‌اي يا رودخانه‌اي پديدار كرده است . خداوند از تو بزرگواري را به وجود مي‌آورد .‏
 
سوره مريم آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً ‏
 
‏