اب بدون سبب ، يا افزايش بر لغزشها و سيّئات است . « هَضْماً » : خوردن و كاستن . كم كردن حق كسي و وفا نكردن به اداي آن واجب . مراد كاستن از حَسَنات است .‏
 
سوره طه آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همچنين قرآن را به زبان عربي فرو فرستاديم و در آن بيم دادن و ترساندن را ( به شيوه‌هاي گوناگون ) بازگو كرديم ، تا اين كه ( مردمان از كفر و معاصي ) بپرهيزند ، يا باعث يادآوري و بيداري ( و مايه پند و عبرت ) ايشان شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذلِكَ » : همچنين . عطف بر ( كَذلِكَ ) در آيه 99 است . « أَنْزَلْناهُ » : بدون مرجع قبلي ، براي اشاره به عظمت قرآن و استقرار و حضور آن در اَذهان است . « قُرْءَاناً عَرَبِيّاً » : حال اوّل و حال دوم بشمارند ؛ يا اين كه ( قُرْءَاناً ) حال و ( عَرَبِيّاً ) صفت آن است ( نگا : يوسف‌ / 2 ) . « صَرَّفْنا » : به شيوه‌هاي گوناگون و بيانات مختلف بازگو كرديم ( نگا : انعام‌ / 46 ، إسراء / 41 ) . « ذِكْراً » : پند و عبرت . بيداري و آگاهي .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9715.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:9716.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:9717.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:9718.txt"> آيه  117</a><a class="text" href="w:text:9719.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:9720.txt"> آيه  119</a><a class="text" href="w:text:9721.txt"> آيه  120</a><a class="text" href="w:text:9722.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:9723.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:9724.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:9725.txt"> آيه  124</a><a class="text" href="w:text:9726.txt"> آيه  125</a></body></html>سوره طه آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏والا مقام خدا است كه شاه حقيقي او است ( و جملگي فرماندهان و فرمانبران بدو نيازمندند ، و دائره امر و نهيش سراسر گستره هستي است . اي پيغمبر ! نازل كننده قرآن چنين خداي بلندمرتبه و توانائي است . پس به هنگام نزول قرآن ) پيش از اين كه وحي ( آيات ) قرآن به پايان برسد ، در آن عجله مكن ( و تندتند آيه‌ها را به دنبال جبرئيل تكرار منما و بر زبان مران . چرا كه هرچند قرآن مافوق طاقت و توان انسان است ، امّا خدا حافظ و نگهدار آن است و آن را در مغزت ثبت و ضبط مي‌نمايد ) . بگو : پروردگارا !  ( در پرتو قرآن ) بر دانشم بيفزا ( و از قرآن و ابعاد مختلف آن آگاهترم فرما ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَعَالَيا » : والا مقام است . از علوّ و عظمت مطلق برخوردار است . « لا تَعْجَلْ بِالْقُرْءَانِ » : مراد نهي از عجله‌اي است كه حضرت محمّد به هنگام دريافت وحي جهت فراگيري و حفظ قرآن داشت ، و بدين خاطر با شتاب به دنبال فرشته وحي جبرئيل امين ، آيات قرآني را تكرار مي فرمود ( نگا : قيامه‌ / 15 - 17 ، اعلي‌ / 6 ) . « يُقْضَيا » : به پايان رسانده شود .‏
 
سوره طه آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آغاز كار ، ما به آدم فرمان داديم ( كه از ميوه درخت ممنوع نخورد ) . امّا او ترك فرمان كرد و ( از آن خورد ، و در اوائل كار ) از او تصميم درستي و اراده استواري مشاهده نكرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَهِدْنَا إلَيا ءَادَمَ » : به آدم فرمان داديم . مراد از عهد در اينجا سفارش و فرمان است . چنين توصيه و امري هم راجع بود به نخوردن از ميوه درخت ممنوع ( نگا : بقره‌ / 35 ) . « مِن قَبْلُ » : در اوائل كار . پيشاپيش . قبل از زمان حال در روزگاران گذشته . « نَسِيَ » : ترك كرد . مراد از نسيان در اينجا فراموش كردن مطلق نيست . زيرا بر فراموشي مطلق عتاب و ملامتي وجود ندارد . از سوي ديگر ، شيطان كه نخوردن از ميوه درخت را برابر فرموده آيه 20 سوره اعراف به ياد آدم آورده بود . لذا مراد ترك فرمان يا دست‌كم فراموشكاريي است كه به سبب كم توجّهي حاصل مي‌گردد ( نگا : طه‌ / 126 ) . « عَزْماً » : تصميم و اراده استواري كه انسان را در برابر وسوسه‌هاي اهريمن نگاه دارد .‏
 
سوره طه آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! بيان دار ) آن گاه را كه به فرشتگان دستور داديم : براي آدم سجده ( تعظيم و تكريم ) ببريد ، پس ( همگي اطاعت كردند و ) سجده بردند مگر ابليس كه سر باز زد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أسْجُدُوا » :  ( نگا : بقره‌ / 34 ) .‏
 
سوره طه آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن وقت گفتيم : اي آدم ! اين دشمن تو و همسر تو است ، پس ( بپائيد به دام وسوسه خود شما را گرفتار نسازد و ) از بهشت بيرونتان نكند كه به رنج و زحمت خواهي افتاد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَشْقَيا » : تو به درد و رنج خواهي افتاد . از شقاوتِ به معني زحمت و مشقّت است ( نگا : طه‌ / 2 ) . روي سخن متوجّه آدم و حوّاء است ، ولي علّت مفرد آمدن فعل بدان خاطر است كه عهد و پيمان در آغاز متوجّه آدم بوده و نقطه پايان هم متوجّه او شده است . از سوي ديگر ، درد و رنج مرد كه رئيس اهل و عيال خود است ، متضمّن درد و رنج اهل و عيال نيز مي‌باشد .‏
 
سوره طه آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بر ما است كه خواسته‌هاي زندگي تو را در بهشت فراهم سازيم و ) تو در آن نه گرسنه مي‌شوي و نه برهنه مي‌گردي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّ لَكَ » : براي تو هست . مراد تضمين روزي از سوي خداوند است .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه‌؛ بلكه‌ آنچه‌ را پيش‌ از اين‌ نهان‌ مي‌داشتند، بر آنان‌ آشكار شده‌ است‌» يعني: چون‌ عقايد و اعمال‌ نابكارشان‌ برآنان‌ آشكار شد و دانستند كه‌ حتما به‌ سبب‌ شركشان‌ نابود مي‌شوند، از روي‌ استيصال‌ و درماندگي‌، به‌ آرزوها و وعده‌هاي ‌دروغين‌ روي‌ آوردند. يا: حقيقت‌ باوري‌ كه‌ در دنيا به‌ راستگويي‌ محمدص داشتند اما آن‌ را پنهان‌ كرده‌ و در محافل‌ و مجامع‌ خود ايشان‌ را تكذيب ‌مي‌كردند، بر آنان‌ در آخرت‌ آشكار شد. يا: كفر و شرك‌شان‌ كه‌ آن‌ را درآخرت‌ با اين‌ سخن‌ پنهان‌ مي‌كردند: (به‌ خدا ـ پروردگار ما ـ سوگند كه‌ ما مشرك‌ نبوديم‌) «انعام/‌23»، در آخرت‌ با گواهي ‌دادن‌ اعضا و اندامهايشان‌، بر آنان‌ آشكار شد. پس‌ آيه ‌كريمه‌ سه‌ وجه‌ تفسيري‌ دارد. «و اگر بازگردانده‌ هم ‌بشوند» به‌سوي‌ دنيا، آن ‌طور كه‌ آرزو كردند «قطعا برمي‌گردند به‌» انجام‌ دادن ‌«آنچه‌ از آن‌ نهي‌ شده‌ بودند» از امور ناروايي‌ كه