ا يَسْتَطِيعُونَ نصْرَ أَنفُسِهِمْ ، وَ لا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ » : نه خود را مي‌توانند كمك و ياري كنند ، و نه در برابر ما از سوي كسي بديشان كمك و ياري مي‌شود و از دست عذاب ما پناه داده مي‌شوند . نه خودشان قدرت دفاع از خود دارند ، و نه از سوي ما ياري و مدد مي‌شوند . « يُصْحَبُونَ » : پناه داده مي‌شوند . كمك مي‌گردند . از مصدر ( إصحاب ) به معني پناه دادن و در جوار خود گرفتن .‏
 
سوره أنبياء آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( در برابر كفر كافران ، در رساندن عذاب شتاب نداريم ، و ) بلكه ما اينان و پدرانشان را از انواع نعمتها بهره‌مند ساخته‌ايم ( و ايشان به جاي شكرگزاري ، به غرور و طغيان خود افزوده‌اند ) تا بدانجا كه عمر طولاني كرده‌اند ( ولي سرانجام آهسته و آرام گرفتار عقاب و عذاب ما شده و مي‌شوند ) . مگر آنان نمي‌بينند كه ( اين نعمت و ملك مي‌رود دست به دست ، و ما از نعمت و قدرت و صحّت و جاه و جلال گروهي مي‌كاهيم ، و بر ثروت و شوكت و عظمت و نعمت گروه ديگري مي‌افزائيم‌ ؟ بلي ! اين جهان و نعمتهايش پايدار نيست و ) ما از زمين ( اينان ) مي‌كاهيم ( و بر زمين آنان مي‌افزائيم ، و قدرت و دولت را ميان مردمان دست به دست مي‌گردانيم ) . آيا ( با اين حال ما غالبيم يا ) ايشان غالبند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَتَّعْنَا » : نعمت داده‌ايم . بهره‌مند و برخوردار كرده‌ايم . اين آيه اشاره به قاعده استدراج دارد ( نگا : اعراف‌ / 182 ) . « أَنَّا نَأْتِي الأرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا » : اشاره به چرخه زندگي است و مراد كاستن از دارائي و توانائي دسته‌اي ، و افزايش بر دارائي و توانائي گروهي است . در اينجا چون مقام تهديد است تنها به كاهش اشاره شده است و از افزايش سخن نرفته است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9788.txt"> آيه  45</a><a class="text" href="w:text:9789.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:9790.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:9791.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:9792.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:9793.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:9794.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:9795.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:9796.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:9797.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:9798.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:9799.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:9800.txt">آيه  57</a></body></html>سوره أنبياء آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو :  ( اي كافران ! من از پيش خود چيزي نمي‌گويم و با سخنان خود شما را بيم نمي‌دهم . بلكه ) شما را با وحي ( و كلام آسماني قرآن ) بيم مي‌دهم .  ( اگر در دل سخت شما اثر نمي‌گذارد ، به خاطر آن است كه بر اثر روي‌گرداني از حق ، انگار پرده‌هاي گناه و غرور و غفلت بر گوشهايتان فرو افتاده است و كرتان ساخته است ) و اشخاص كر هنگامي كه بيم داده مي‌شوند ، صدا و ندا را نمي‌شنوند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْوَحْيِ » : به وسيله وحي و پيام آسماني . « إِذَا مَا » : زماني كه .‏
 
سوره أنبياء آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر گوشه ناچيزي از عذاب پروردگارت ( كه از آن بيم داده مي‌شوند ) بديشان برسد ( به فرياد مي‌آيند و ) خواهند گفت : واي بر ما ! ما ستمگر بوده‌ايم ( و با معاصي و كفر بر خود و ديگران ظلم نموده‌ايم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَسَّتْهُمْ » : بديشان رسيد . دامنگيرشان شد . « نَفْحَةٌ » : وزشي . بوئي . مراد كمي و اندكي است .‏
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر رويگرداني‌ آنان‌ بر تو گران‌ مي‌آيد» آري‌! رويگرداني‌ قوم‌ رسول‌ خداص از اجابت‌ دعوت‌ حق‌ بر ايشان‌ سخت‌ گران‌ مي‌آمد و آن‌ را بسيار بزرگ‌ انگاشته ‌بر آن‌ سخت‌ اندوهگين‌ مي‌شدند پس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ آن‌ حضرت‌ص روشن‌ساخت‌ كه‌ آنچه‌ از رويگرداني‌ كفار از دعوت‌ حق‌ مي‌بينند، خواه‌ناخواه روي ‌دادني‌ است‌، بدان‌ جهت‌ كه‌ اين‌ كار در علم‌ او سبقت‌ گرفته ‌است‌ لذا اصلاح ‌حالشان‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ او بدان‌ اذن‌ دهد، از توان‌ آن‌ حضرت‌ص خارج‌ است‌.آري‌! اگر رويگرداني‌ آنان‌ بر تو گران‌ مي‌آيد؛ «پس‌ اگر مي‌تواني‌ كه‌ نقبي‌ در زمين ‌بجويي‌» تا از آن‌ نقب‌ براي‌ آنان‌ نشانه‌ و معجزه‌اي‌ بياوري‌ «يا نردباني‌ درآسمان‌» بجويي‌ «تا براي‌ آنان‌ معجزه‌اي‌ بياوري‌» چنين‌ كن‌! ولي‌ چنين‌ نتواني‌ كرد پس‌ حزن‌ و اندوه‌ را كنار بگذار. آري‌! خداي‌ سبحان‌ در اين‌ امر كه‌ به‌پيامبرش‌ص معجزه‌ حسي‌ دائمي‌ نداد، حكمت‌ روشني‌ قرار داده‌ است‌ زيرا اگر اوبه‌ پيامبرش‌ معجزه‌اي‌ مي‌داد كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ كفار را به‌ ايمان آوردن‌ ناچار سازد، در آن‌ صورت‌، براي‌ «تكليف‌» كه‌ مدار آن‌ بر ابتلا و امتحان‌ بندگان‌ است‌، هيچ‌ معني‌ و موضوعيتي‌ باقي‌ نمي‌ماند، به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ فرمود: «و اگر خدا مي‌خواست‌، قطعا آنان‌ را بر هدايت‌ گرد مي‌آورد» به‌ شيوه‌ اجبار و اكراه‌ ولي‌ او اين‌كار را نخواست‌ بلكه‌ موضوع‌ را به‌ انتخاب‌ خود آنان‌ وا گذاشت‌ ـ و از آن‌ خداست‌ حكمت‌ بالغه‌ «پس‌ از جاهلان‌ نباش‌» زيرا شدت‌ اشتياقت‌ به‌ اجابت‌ كفار و سختي‌ اندوهت‌ بر اعراض‌ آنان‌ ـ قبل‌ از آن‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ ايمانشان‌ اذن‌ دهد ـ از كاركرد اهل‌ جهل‌ است‌ و تو قطعا از آنان‌ نيستي‌. يا: از كساني‌ نباش‌ كه ‌اين‌ حقيقت‌ را نمي‌دانند و حكمت‌هاي‌ بزرگ‌ حق‌ تعالي‌ را در اين‌ كار درنمي‌يابند.
 
سوره أنبياء آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ما ترازوي عدل و داد را در روز قيامت خواهيم نهاد ، و اصلاً به هيچ كسي كمترين ستمي نمي‌شود ، و اگر به اندازه دانه خردلي ( كار نيك يا بدي انجام گرفته ) باشد ، آن را حاضر و آماده مي‌سازيم ( و سزا و جزاي آن را مي‌دهيم ) و بسنده خواهد بود كه ما حسابرس و حسابگر ( اعمال و اقوال شما انسانها ) باشيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمَوَازِينَ » : جمع ميزان ، ترازو . نوع و كيفيّت آن بر ما مجهول است . « الْقِسْطَ » : 