دل و داد . مصدر است و براي مبالغه صفت واقع شده و به معني « الْعَادِلَة‌ » : است . « لِيَوْمِ » : در روز . واژه ( لِ ) به معني ( في ) است . « شَيْئاً » : مفعول مطلق است . « مِثْقَالَ » : به اندازه سنگيني . خبر ( كانَ ) است و اسم آن ( الْعَمَلُ ) يا ( الظُّلْمُ ) محذوف است . « خَرْدَلٍ » : دانه خردل . عربها در كوچكي و ريزي به دانه خردل مَثَل مي‌زنند . « أتَيْنَا بِهَا » : آن را حاضر و آماده مي‌سازيم . « حَاسِبِينَ » : حسابرسان . حسابگران . تمييز است .‏
 
سوره أنبياء آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاء وَذِكْراً لِّلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به موسي و هارون ( كتاب جامعي به نام تورات ) داديم ( كه ) جداسازنده ( حق از باطل بود ) و نوري ( بود كه در ظلمات جهل و ضلالت در پرتو آن به سوي خير و هدايت حركت مي‌شد ) و پند و اندرز پرهيزگاران ( بشمار مي‌آمد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْفُرْقَانَ » : جداسازنده حق و باطل . « ضِيَآءً » : نور . « ذِكْراً » : پند و اندرز . پنددهنده و اندرزگو . عطف ( ضِيَآءً ) و ( نُوراً ) و ( ذِكْراً ) بر همديگر ، از قبيل عطف صفت بر موصوف خود است ( نگا : احزاب‌ / 12 ) .‏
 
سوره أنبياء آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان كساني كه از پروردگارشان در غيب و نهان مي‌ترسند و از ( شدائد و دادگاهي روز ) قيامت در هول و هراس بسر مي‌برند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْغَيْبِ » : در نهان از چشم مردمان ، و در وقت خلوت با خود .‏
 
سوره أنبياء آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين ( قرآن ) پنددهنده پرخير و بركتي است كه ( يادآور خوبيها و نيكيها و همه چيزهائي است كه برايتان مفيد و سودمند باشد و ) آن را ( برايتان ) نازل كرده‌ايم ( همان گونه كه تورات را بر موسي و هارون نازل كرده بوديم ) . آيا شما ( عربها كه اهل بلاغت و فصاحت بوده و افتخار و شهرتتان در گروِ قرآن است ) آن را منكر مي‌شويد و ناشناخته‌اش مي‌گيريد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْرٌ » : قرآن ( نگا : حجر / 6 و 9 ) . پنددهنده ( نگا : انبياء / 36 ) .‏
 
سوره أنبياء آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما ( وسيله ) هدايت و راهيابي را پيشتر ( از موسي و هارون ) در اختيار ابراهيم گذارده بوديم و از ( احوال و فضائل ) او براي ( حمل رسالت ) آگاهي داشتيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رُشْد » : هدايت راهيابي به خير و صلاح دنيا و آخرت . « مِن قَبْلُ » : از قبل . پيش از موسي و هارون .‏
 
سوره أنبياء آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن گاه كه به پدرش و قوم خود گفت : اين مجسّمه‌هائي كه شما دائماً به عبادتشان مشغوليد چيستند ( و چه ارزشي دارند ؟ چرا بايد چيزهائي را بپرستيد كه خودتان آنها را ساخته و پرداخته كرده‌ايد ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« التَّمَاثِيلُ » : جمع تِمثال ، مجسّمه‌ها و تنديسها . « لَها » : بر آنها . حرف ( ل ) به معني ( عَلَيا ) است . « عَاكِفُونَ » : مداومان بر طاعت و عبادت و تعظيم و تكريم .‏
 
سوره أنبياء آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پاسخ دادند و ) گفتند : ما پدران ( و نياكان ) خويش را ديده‌ايم كه اينها را پرستش مي‌كرده‌اند ( و ما از روش و آئين گذشتگانمان دست برنمي‌داريم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَجَدْنَا » : ديده‌ايم و يافته‌ايم . « ءَابَآءَ » : پدران . مراد نياكان و گذشتگان است .‏
 
سوره أنبياء آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ابراهيم گفت : قطعاً شما و پدرانتان در گمراهي آشكاري بوده و هستيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُبِينٍ » : واضح . روشن و آشكار .‏
 
سوره أنبياء آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : آيا واقعاً ( معتقدي ) آنچه را به ما مي‌گوئي حقيقت دارد ، يا اين كه ( با ما شوخي مي‌كني و ) جزو افراد ملعبه‌باز و شوخي كننده هستي‌ ؟ !  ( مگر مي‌شود گذشتگان ما در اين كار گمراه بوده باشند ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اللاّعِبِينَ » : شوخي و مزاح‌كنندگان .‏
 
سوره أنبياء آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( ابراهيم بديشان ) گفت :  ( من اهل شوخي و مزاح نيستم و آنچه مي‌گويم جدي است . اينها خدايان شما نيستند و ) بلكه پروردگار شما ، پروردگار آسمانها و زمين است . همان پروردگاري كه آنها را آفريده است و من بر اين چيزي كه گفتم از زمره گواهاني هستم كه آگاهند و با دليل و برهان گفته خود را ثابت مي‌نمايند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَطَرَهُنَّ » : آنها را خلق كرده است . بدون مُدِل و نمونه قبلي آنها را آفريده است . « الشَّاهِدِينَ » : گواهان . در اينجا مراد كساني است كه مسأله‌اي براي آنان واضح و آشكار است و براي اثبات آن دليل و برهان كامل دارند . تنها چيزي را خواهند گفت كه مي‌بينند و مي‌دانند .‏
 
آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌u «وي‌» يعني: خداوند متعال‌ «مي‌فرمايد: درحقيقت‌ آن ‌ماده‌گاوي‌ است‌ كه‌ نه‌ ذلول‌ است‌» ذلول: گاوي‌ است‌ كه‌ كار، آن‌ را ضعيف‌ و رنجورنگردانيده‌ «تا زمين‌ را شيار كند» براي‌ كشت‌ «و نه‌ كشتزار را آبياري‌ كند» يعني: ازحيوانات‌ آبكش‌ نيز نيست‌ كه‌ در كشيدن‌ آب‌ كشاورزي‌ به‌كار گرفته‌ شود «تندرست‌» بي‌عيب‌ و «يكرنگ‌ است‌» كه‌ جز زرد خالص، هيچ‌ لكه‌ و رگه‌اي‌ ازرنگ‌ ديگري‌ بر پوست‌ آن‌ نيست‌. «گفتند: اينك‌ سخن‌ درست‌ آوردي‌» يعني: هم‌اكنون‌ اوصاف‌ آن‌ را براي‌ ما به‌ خوبي‌ روشن‌ ساختي‌ و حقيقتي‌ را براي‌ ما بيان‌كردي‌ كه‌ مي‌بايد دربرابر آن‌ درنگ‌ كرد. «پس‌ آن‌ را سر بريدند». نقل‌ است‌ كه‌گاو موصوف‌ به‌ اين‌ صفات‌ را برابر با پركردن‌ پوست‌ آن‌ از زر خالص‌ به‌ دست ‌آوردند و با ذبح‌ آن، فرماني‌ را اجرا كردند كه‌ در اصل‌ آسان‌ و گشاده‌ بود، اما آنان‌ خود نحوه‌ اجراي‌ آن‌ را بر خويشتن‌ تنگ‌ و مشكل‌ ساختند. اين‌ سخنشان‌ كه: (اينك‌ سخن‌ درست‌ آوردي) نيز درواقع‌ از روي‌ تعنت‌ و سركشي‌ بود زيرا موسي‌(ع)  از همان‌ اول، فرمان‌ الهي‌ را ب