 غرق رحمت خود كرديم ، چرا كه ايشان از زمره شايستگان و بايستگان ( بندگان ما ) بودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا » : آنان را غرق رحمت خود كرديم . ايشان را به بهشت وارد كرديم .‏
 
سوره أنبياء آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( ياد كن داستان يونس ملقب به ) ذوالنون را در آن هنگام كه ( بر قوم نافرمان خود خشم گرفت و ايشان را به عذاب خدا تهديد كرد و بدون دريافت پيام آسماني ، از ميانشان ) خشمناك بيرون رفت و گمان برد كه ( با زنداني كردن و ديگر چيزها ) بر او سخت و تنگ نمي‌گيريم .  ( سوار كشتي شد و كشتي به تلاطم افتاد و به قيد قرعه مسافران و كشتيبانان او را به دريا انداختند و نهنگي او را بلعيد . ) در ميان تاريكيها ( ي سه‌گانه شب و دريا و شكم نهنگ ) فرياد برآورد كه ( كريما و رحيما ! ) پروردگاري جز تو نيست و تو پاك و منزّهي ( از هرگونه كم و كاستي ، و فراتر از هر آن چيزي هستي كه نسبت به تو بر دلمان مي‌گذرد و تصوّر مي‌كنيم . خداوندا بر اثر مبادرت به كوچ بدون اجازه حضرت باري ) من از جمله ستمكاران شده‌ام ( مرا درياب ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَا النُّونِ » : ماهيدار . صاحب ماهي . مراد يونس است .  ( نون ) به معني ماهي بزرگ است و مراد نهنگ يا وال است . « مُغَاضِباً » : خشمگين . خشمناك . خشم يونس بر قوم خود بدين سبب بود كه تبليغ و پندهايش در ايشان تأثير نداشت . اين بود كه خشمگين گرديد و خودسرانه آنان را ترك و به عذاب خدا بيم داد . پس از رفتن او مردمان از كرده خود پشيمان شدند و توبه كردند و دنبالش گشتند و او را نيافتند . وي سوار كشتي شد و راه دريا را در پيش گرفت . در راه ، كشتي متلاطم گرديد . نظر سرنشينان اين بود كه براي سبك‌شدن كشتي ، يكي را به قيد قرعه به دريا اندازند . چند بار قرعه كشيدند و هر دفعه نام او بيرون مي‌آمد . سرانجام وي را به دريا انداختند و ماهي بزرگ به نام نهنگ يا وال او را بلعيد ، و بر اثر دعا خدا او را زنده نگاه داشت و نجاتش داد . بلي ! هركس صادقانه به درگاه يزدان تلگراف دعا زند ، هرچه زودتر پاسخ خود را دريافت مي‌كند . « لَن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ » : بر او سخت و تنگ نمي‌گيريم و وي را به خاطر ترك محلّ خدمت مورد مؤاخذه و تنبيه قرار نمي‌دهيم ، چرا كه ناشكيبائي را اشتباه و لغزش نمي‌دانست . « الظُّلُمَات‌ » : تاريكيهاي شب و دل دريا و اندرون شكم ماهي .‏
 
سوره أنبياء آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دعاي او را پذيرفتيم و وي را از غم رها كرديم ، و ما همين گونه مؤمنان را نجات مي‌دهيم ( و در برابر دعاي خالصانه ، آنان را از گرفتاريها مي‌رهانيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذلِكَ » : اين گونه . به همين شكل . « نُنْجِي‌ » : نجات مي‌دهيم و مي‌رهانيم .‏
 
سوره أنبياء آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و زكريّا را ( ياد كن ) بدان گاه كه پروردگار خود را به فرياد خواند ( و گفت : ) پروردگارا ! مرا تنها مگذار ( و فرزندي به من عطاء كن كه در زندگي يار و ياور من و پس از مرگ برنامه تبليغ را پيگيري كند . البتّه اگر هم فرزندي وارث من نشد باكي نيست ، چرا كه ) تو بهترين وارثاني ( و باقي پس از فناي مردماني ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَرْداً » : يكه و تنها ( نگا : مريم‌ / 80 و 95 ) . بدون فرزند و وارث ( نگا : مريم‌ / 2 - 15 ) .‏
 
سوره أنبياء آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما دعاي او را برآورده ساختيم و ( با وجود كبر سن ، فرزندي به نام ) يحيي را بدو بخشيديم ، و ( براي حصول اين مقصود ) همسر ( نازاي ) او را برايش بايسته ( و در خور زاد و ولد ) كرديم ، آنان در انجام كارهاي نيك بر يكديگر سرعت مي‌گرفتند ، و در حالي كه چيزي مي‌خواستند يا از چيزي مي‌ترسيدند ما را به فرياد مي‌خواندند ،  ( و در وقت نيازمندي و بي‌نيازي ، و بيماري و سلامت ، و خوشي و ناخوشي ، رو به آستانه ما مي‌كردند و ميان خوف و رجا مي‌زيستند ) و همواره خاشع و خاضع ما مي‌بودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ » : همسرش را براي او بايسته زاد و ولد كرديم . همسرش را برايش زن خوب و پارسائي نموديم . « رَغَباً وَ رَهَباً » : اين دو واژه مصدرند و مي‌توانند حال ، يا مفعولٌ‌له ، و يا مفعولٌ‌فيه باشند . يعني : راغبانه و خائفانه . به خاطر عشق به طاعت و ترس از عقوبت . در زمان رغبت و هنگام رهبت . « كَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ » : همواره از ما مي‌ترسيدند ؛ نه از كس ديگري . پيوسته فرمانبردار و مطيع ما مي‌بودند و تنها براي ما كرنش مي‌بردند . مرجع ضمير ( هم ) و ( و ) مي‌تواند زكريّا و همسرش و يحيي بوده ، يا پيغمبران مذكور در آيات پيشين باشد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9838.txt"> آيه  91</a><a class="text" href="w:text:9839.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:9840.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:9841.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:9842.txt"> آيه  95</a><a class="text" href="w:text:9843.txt"> آيه  96</a><a class="text" href="w:text:9844.txt"> آيه  97</a><a class="text" href="w:text:9845.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:9846.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:9847.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:9848.txt">آيه  101</a></body></html>سوره أنبياء آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( همراه با قصّه اين پيغمبران و خوبان ، ياد كن سرگذشت مريم ، ) زني را كه ( ازدواج نكرد و ) دامان خويش را ( از آلودگي به بي‌عفّتي ) كاملاً پاك نگاه داشت ، و ما از روح متعلّق به خود در وي دميديم ، و او و فرزندش ( مسيح ) را نشانه بزرگي براي جهانيان قرار داديم .  ( چرا كه زني را بدون شوهر حامله كرديم و پسري را بدون پدر ديده به جهان گشوديم ، و تغيير اسباب و مسبّبات را به عنوان دليلي بر قدرت خدايانه خود به مردمان نموديم و متوجّهشان كرديم كه آفريننده قوانين و سنن حاكم بر جهان ، هر وقت كه بخواهد مي‌تواند قوانين و سنن را دگرگون كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَحْصَنَتْ » : مصون و محفوظ داشت . « فَرْجَهَا » : عورت خود را . كنايه از پاكدامني و عفّت است . « أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا » : خود را از آميزش با مرد ، چه از راه حلال و چه از راه حرام ، به دور داشت ، خويشتن را از آلودگي به بي‌عفّتي مصون و محفوظ كرد و عفيف و پاكدامن زيست . « نَفَخْنَا » : مراد از نفخ و دميدن ، پديد آوردن رازي از رازهاي الهي