هُدُوا » : راهياب و رهنمود مي‌گردند . « الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ » : سخنان زيبا و پسنديده . مراد سخنان روح‌پرور و نشاط‌آور و لبريز از صفا و صميميّت و معنويّت است . يا سخناني كه دالّ بر تقديس خدا و بيانگر اعتراف به فضل او است ( نگا : يونس‌ / 10 ، فاطر / 34 و 35 ) . « الْحَمِيدِ » : پسنديده . بايسته . « صِرَاطِ الْحَمِيدِ » : راه بايسته . مراد انجام افعال نيكو است . برخي ( الْحَميد ) را به معني خداي ستوده دانسته‌اند . در اين صورت معني چنين مي‌شود : آنان به سوي سخنان زيبائي ( كه روح را در مدارج كمال سير مي‌دهد ) رهنمود مي‌شوند ، و به راه خداي شايسته ستايش هدايت مي‌گردند ( تا بدانجا كه به آخرين درجه قرب يزداني و لذّات روحاني مي‌رسند ) . برخي معني آيه را مربوط بدين جهان دانسته و گفته‌اند : مؤمنان در اين جهان به سوي سخنان زيبا ( كه توحيد است ) رهنمود مي‌گردند ، و به سوي راه خدا ( كه اسلام است ) سوق داده مي‌شوند .‏
 
آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ آنچه‌ را كه‌ بدان‌ پند داده‌ شده‌ بودند، فراموش‌ كردند» يعني: چون ‌هشدارها و تذكرهاي‌ عبرت‌انگيز ما در يادآوري‌ مصيبتهاي‌ مالي‌ و جاني‌، هيچ ‌اثري‌ از پندپذيري‌ و دردوسوز در آنان‌ ايجاد نكرد و از اين‌ پندها روي‌ برتافتند؛ «درهاي‌ همه ‌چيز را بر آنان‌ گشوديم‌» يعني: از باب‌ «استدراج‌»، درهاي‌ نعمت‌ را با همه‌ انواع‌ آن‌ به‌ روي‌ آنان‌ باز كرديم‌ «تا چون‌ به‌ آنچه‌ داده‌ شده‌ بودند» ازنعمت‌هاي‌ گونه‌گون‌ «شاد شدند» به‌ شاد شدن‌ سرمستي‌ و ناسپاسي‌ و گردنكشي‌ و تكبر و پنداشتند كه‌ از اين ‌همه‌ رفاه‌ و نعمت‌ به‌ سبب‌ آن‌ برخوردار گشته‌اند كه‌ كفر و انكارشان‌ درست‌ و برحق‌ است‌؛ «ناگهان‌ آنان‌ را فروگرفتيم‌» به‌طور غيرمترقبه‌ و به‌گونه‌اي‌ كه‌ اصلا انتظار آن‌ را نداشتند «پس‌ يكباره‌ نوميد شدند» مبلس: كسي‌است‌ كه‌ به ‌سبب‌ شدت‌ بدبختي‌ و بدروزي‌اي‌ كه‌ بر وي‌ فرود آمده ‌است‌، غرق ‌حزن‌ و اندوه‌ گرديده‌ و از هرخيري‌ مأيوس‌ مي‌شود.
اگر به‌ تاريخ‌، نگاهي‌ گذرا داشته‌ باشيم‌، ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ واقعيت‌ زندگي ‌بشر، نمونه‌ چنين‌ امت‌هايي‌ را فراوان‌ شناخته‌ است‌؛ زيرا امت‌هاي‌ بسياري‌ را مي‌يابيم‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ آنها را در اوج‌ مدنيت‌ و رفاه‌ و نعمت‌، به‌ سراشيب ‌اضمحلال‌ و فروپاشيدگي‌ درافگنده‌ است‌ و اين‌ سنت‌ الهي‌ است‌ و سنت‌ الهي‌ را هيچ‌ دگرگوني‌اي‌ نيست‌. عقبه‌بن‌ عامر(رض)  از رسول‌ خداص روايت‌ كرده ‌است‌ كه ‌در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «چون‌ ديدي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در عين‌ فروروي‌ بنده‌ در نافرماني‌هاي‌ وي‌، به‌ او دوست‌داشتني‌هاي‌ دنيا را مي‌دهد پس‌ بدان‌ كه‌ آن ‌استدراج‌ است‌»، آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ كردند. همچنين‌ از عباده‌بن‌صامت‌(رض)  روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «چون‌ خداوند براي‌ قومي‌ بقا يا رشد و بالندگي‌ را اراده‌ داشته‌ باشد، به‌ آنان‌ وارستگي‌ و ميانه‌روي‌ در تنعمات‌ را ارزاني‌ مي‌كند و چون‌ به‌ آنان‌ اراده‌ نابودي‌ و ريشه‌كن‌ شدن‌ را داشته‌ باشد، در خيانتي‌ را بر آنان‌ مي‌گشايد». آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ و آيه ‌بعدي‌ را تلاوت‌ كردند.
 
سوره حج آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بي‌گمان كساني كه كفر مي‌ورزند و ( مردمان را ) از راه خدا ( كه دين اسلام است ) و ( مؤمنان را ) از ( ورود به ) مسجدالحرام باز مي‌دارند كه ( مكّه است و ما ) آن را براي همه مردمان ، اعم از كساني كه در آنجا زندگي مي‌كنند و يا از نقاط ديگر بدان وارد مي‌شوند ، يكسان ( حرم امن و امان و محلّ مراسم حجّ و عمره ) نموده‌ايم ، همچنين كساني كه با توسّل به ظلم ( از حدّ اعتدال خارج مي‌شوند و ) در آن سرزمين مرتكب خلاف مي‌گردند ، عذاب دردناكي بديشان مي‌چشانيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ » : مراد مكّه است كه به سبب اهمّيّت فراوان مسجدالحرام ، از مكّه بدان تعبير شده است . « سَوَآءً » : برابر و يكسان . مفعول دوم است . « الْعَاكِفُ » : ساكن . مقيم . فاعل ( سَوَآءً ) مي‌باشد . « الْبَادِ » : از باديه آينده . مراد زُوّار و حجّاجي است كه از اطراف و اكناف به مكّه مي‌آيند . اصل آن ( الْبادي ) است . « بِإلْحَادٍ » : إلحاد به معني انحراف از حد اعتدال است . مفعول‌به است و حرف ( ب ) در اوّل آن زائد است ( نگا : مريم‌ / 25 ) . « بِظُلْمٍ » : ستمگرانه . به سبب ظلم . « مَن يُرِدْ فِيهِ بِإلْحَادٍ بِظُلْمٍ » : هركس در آنجا از روي ستم مرتكب كج‌روي و انحراف شود . هركس در آنجا منحرفانه و ستمگرانه مرتكب هرگونه گناهي شود . مفعول فعل ( يُرِدْ ) يا محذوف است كه ( شَيْئاً ) است ، و حرف ( ب ) براي ملابسه مي‌باشد ، يا اين كه اين حرف زائد است و إلحاد مفعول است .  ( بِظُلْمٍ ) حال يا بدل ( بِإلْحادٍ ) بوده و جنبه تأكيد را دارد .‏
 
سوره حج آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به خاطر بياور ) زماني را كه محلّ خانه كعبه را براي ابراهيم آماده ساختيم و ( پايه‌هاي قديمي ) آن را بدو نموديم ( و دستور داديم به بازسازي آن بپردازد . هنگامي كه خانه كعبه آماده شد ، به ابراهيم خطاب كرديم كه اين خانه را كانون توحيد كن و ) چيزي را انباز من منماي و خانه‌ام را براي طواف‌كنندگان و قيام‌كنندگان و ركوع برندگان و سجده برندگان ( از وجود بتان و مظاهر شرك و از هرگونه آلودگي ظاهري و معنوي ديگر ) تمييز و پاكيزه گردان .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَوَّأْنَا » : آماده‌ساختيم . وارد كرديم . شناسانديم . « بَوَّأْنا لإِبْرَاهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ » : جاي كعبه را براي ابراهيم آماده ساختيم . مكان قديمي كعبه را به ابراهيم نشان داديم . ابراهيم را به محلّ كعبه رسانديم . « شَيْئاً » : مفعول‌به يا مفعول مطلق است . « الطَّآئِفِينَ » : طواف كنندگان دور كعبه . « الْقَآئِمِينَ » : ايستادگان در نماز . « الرُّكَّعِ » : ركوع برندگان در نماز . « السُّجُودِ » : سجده‌برندگان در نماز . اين سه واژه اشاره دارند به سه ركن از اركان مهمّ نماز كه قيام و ركوع و سجود است ، و لذا ذكر آنها كنا