سي‌ و محمد عليهماالسلام‌ را «و گروهي‌ را مي‌كشيد؟» مراد، بيان‌حال‌ گذشته‌ است‌؛ يعني: گروهي‌ را كشتيد، چون‌ يحيي‌ و زكريا عليهماالسلام‌ را. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «خداوند (ج)از كشتن‌ انبيا توسط يهود به‌ صيغه‌ ماضي‌ تعبير نكرد زيرا مراد حق‌ تعالي‌ اين‌ است‌ كه‌ يهوديان‌ عصر رسالت‌ نيز در صدد كشتن‌پيامبر اسلام‌ هستند، چنانچه‌ آنان‌ به‌ وسيله‌ زهر و جادو در پي‌ قتل‌ آن‌ حضرتص بر آمدند. شاهد اين‌ مدعا حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص در بيماري‌ وفاتشان‌ است‌ كه‌ گفتند: ما زالت‌ اكله‌ خيبر تعادني‌ فهذا اوان‌ انقطاع‌ ابهري‌: پيوسته‌ و هنوز هم، آن‌خوردن‌ خيبر (از گوسفند آلوده‌ به‌ زهر) مرا آزار مي‌دهد، پس‌ اين‌ زمان‌؛ زمان‌قطع‌شدن‌ وريد گردن‌ من‌ است‌».
 

آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ فرزندان‌ آدم‌! زنهار تا شيطان‌ شما را گمراه‌ نسازد چنان‌كه‌ پدر و مادر شما را از بهشت‌ بيرون‌ راند» يعني‌: برحذر باشيد از اين‌ كه‌ شيطان‌ شما را بفريبد و از طاعت‌ الهي‌ به‌ بيراهه‌ برد؛ آن‌گاه‌ از تنتان‌ لباس‌ حسي، يا از روح‌ و قلبتان‌ لباس‌ تقوا را بيرون‌ كشد و در نتيجه، شما را از ورود به‌ بهشت‌ محروم‌ كند. يا برهنگي‌ را در برابر ديد كساني‌ كه‌ نظركردن‌ به‌ عورتتان‌ بر آنان‌ حلال‌ نيست، در چشم‌ و دلتان‌ بيارايد؛ زيرا شيطان‌ را در اين‌ ميدان‌ يد طولايي‌ است‌ ـ همان‌گونه‌ كه‌ پدر و مادرتان‌ را فريفت‌ «و لباسشان‌ را از آنان‌ بركند تا عورتهايشان‌ را بر آنان‌ نمايان‌ كند» بدين‌سان ‌ايشان‌ را در معصيتي‌ درافگند كه‌ مجازات‌ آن‌ نمايان‌ گشتن‌ عورت‌هايي‌ بود كه‌ ازديدشان‌ پنهان‌ بود «هرآينه‌ شيطان‌ و قبيله‌اش‌ شما را از آنجا كه‌ آنها را نمي‌بينيد، مي‌بينند» لذا خود را از اين‌ كه‌ شيطان‌ شما را عريان‌ ببيند، نگهداريد زيرا حق‌ تعالي ‌شما را از نمايان ‌ساختن‌ عورتهايتان‌ نهي‌ كرده‌ است‌.
ترديدي‌ نيست‌ كه‌ هر كس‌ ـ همانند شيطان‌ ـ فرزندان‌ آدم‌ را از آنجايي‌ ببيند كه‌ آنان‌ او را نمي‌بينند، بي‌گمان‌ چنين‌ كسي‌ داراي‌ نيرنگ‌ بس‌ بزرگي‌ است‌ پس ‌شايسته‌ آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ در قبال‌ چنين‌ دشمن‌ بزرگي، نهايت‌ خودداري‌ وپاسداري‌ را از حريم‌ ارزشهاي‌ خويش‌ بنمايد. چنان‌كه‌ احاديث‌ وارده‌ در اين‌ باب ‌نيز، مؤكد اين‌ معني‌است‌. ذوالنون‌ مصري‌ مي‌گويد: «اگر شيطان‌ تو را از جايي‌ مي‌بيند كه‌ تو او را نمي‌بيني‌؛ پس‌ تو هم‌ از كسي‌ ياري‌ بخواه‌ كه‌ شيطان‌ را از جايي ‌مي‌بيند كه‌ او وي‌ را نمي‌بيند. آن‌ كس‌؛ همان‌ كريم‌ پرده‌پوش‌ و رحيم‌ آمرزگار است». (قبيله‌): يعني‌ قبيله‌ شيطان‌. مراد از قبيله‌ شيطان، ياران‌ و لشكريان‌ و نسل‌وتبار وي‌ از شياطين‌اند «همانا ما شياطين‌ را اولياي‌ نامؤمنان‌ گردانده‌ايم» يعني‌: ما شياطين‌ را بر كافران‌ ياور و توجيه‌كننده‌ و مربي‌ و مسلط ساخته‌ايم‌.
علامه‌ «الوسي» در تفسير «روح‌ المعاني»، در ذيل‌ اين‌ آيه‌ تحقيقي‌ را پيرامون ‌امكان‌ ديدن‌ جن‌ بيان‌ كرده‌ و از آن‌ چنين‌ نتيجه‌ مي‌گيرد: آيه‌ كريمه‌ قضيه‌ مطلق‌ وهميشگي‌اي‌ را بيان‌ نمي‌كند بنابراين، نفي‌ ديدن‌ جن‌ برحسب‌ عادت‌ است‌ و ديدن‌آن‌ براي‌ بشر امكان‌ دارد چنان‌كه‌ در احاديث‌ و اخبار و آثار آمده‌ است‌.
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولاً كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيش از اين ، يوسف آيه‌هاي روشن و دلائل آشكاري را براي شما آورده بود ، امّا شما پيوسته درباره آنچه آورده بود و ارائه داده بود شكّ و ترديد مي‌كرديد ( و به دنبال او راه نمي‌افتاديد ) تا زماني كه از دنيا رفت ، گفتيد : خداوند بعد از او ديگر پيغمبري را برانگيخته نخواهد كرد . اين چنين خداوند اشخاص متجاوز و متردّد را گمراه و سرگشته مي‌سازد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَيِّنَاتِ » : آيه‌هاي كتاب آسماني . دلائل و براهين و معجزات . « فَمَازِلْتُمْ فِي شَكٍّ » : پيوسته در شكّ و ترديد بسر مي‌برديد . « هَلَكَ » : فوت كرد . « مُرْتَابٌ » : متشكّك و متردّد در دين .‏
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه بدون هيچ دليلي كه ( از عقل يا نقل در دست ) داشته باشند ، در برابر آيات الهي ( موضعگيري مي‌كنند و ) به ستيز و كشمكش مي‌پردازند .  ( چنين جدال بي‌اساس و نادرستي با آيات الهي ) موجب خشم عظيم خدا و كساني خواهد شد كه ايمان آورده باشند . اين گونه خداوند بر هر دلي كه خود بزرگ‌بين و زورگو باشد ، مهر مي‌نهد ( و حسّ تشخيص را از آن مي‌گيرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الَّذِينَ » : منصوب و بدل از ( مَنْ ) است ، و يا مرفوع و خبر مبتداي محذوف است و در اصل چنين است : هُمُ الَّذِينَ . يا مبتدا است و جمله ( كَبُرَ مَقْتاً ) خبر آن است . « سُلْطَانٍ » : حجّت و برهان . « كَبُرَ مَقْتاً » : فاعل ( كَبُرَ ) ضمير مستتري است كه به جدال مفهوم از ( يُجَادِلُونَ ) برمي‌گردد . و يا به ( مَنْ ) . يعني : كَبُرَ مَقْتُهُ . « يَطْبَعُ » : مهر مي‌نهد ( نگا : اعراف‌ / 101 ، روم‌ / 59 ) . « قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ » : اضافه موصوف به صفت خود است .‏
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرعون ( از قتل موسي موقّتاً دست كشيد ، ولي بر مركب غرور سوار شد و ) گفت : اي هامان ! براي من بناي مرتفعي بساز ، شايد من به وسائلي دست يابم ( كه با آنها به سوي خداي موسي بالا روم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَرْحاً » : كاخ عظيم . بناي مرتفع ( نگا : نمل‌ / 44 ، قصص‌ / 38 ) . « الأسْبَاب‌ » : وسائل ( نگا : بقره‌ / 166 ، ص‌ / 10 ) . راههاي شناخت و دستيابي به چيزي .‏
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِباً وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ