ر داد ، و خيرات و بركات زيادي در آن آفريد ، و موادّ غذائي ( مختلف و جوراجور ساكنان ) زمين را به اندازه لازم مقدّر و مشخّص كرد . اينها همه ( اعمّ از خلق زمين و ايجاد كوهها و تقدير اقوات ) روي هم در چهار روز كامل به پايان آمد ، بدان گونه كه نياز نيازمندان و روزي روزي‌خواهان را برآورده كند ( و كمترين كم و زيادي در آن نباشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَوَاسِيَ » :  ( نگا : رعد / 3 ، حجر / 19 ، نحل‌ / 15 ) . « بَارَكَ » : پر خير و بركت باد . نعمتها و منافع زيادي را پديد آورد . « قَدَّرَ » : مقدّر كرد . اندازه‌گيري و پيش‌بيني نمود . « أَقْوَاتَهَا » : خوراكيها و غذاهاي مورد نياز ساكنان روي زمين ، اعمّ از انسانها و حيوانها و گياهها . « أَرْبَعَةِ أيَّامٍ » : چهار روز . منظور تتمّه چهار روز است . يا به عبارت ديگر ، دو روز براي خلق زمين ، و دو روز براي ايجاد كوهها و توليد خيرات و تقدير اقوات . نظير اين تعبير ، در زبان عربي و فارسي نيز وجود دارد . مثلاً اگر گفته شود : از اينجا تا مكّه ده روز طول مي‌كشد ، و تا مدينه پانزده روز . يعني پنج روز فاصله مكّه و مدينه است و ده روز فاصله اينجا تا مكّه . تفاسير معتبر را در اين زمينه مطالعه كردم ، جز اين ، رأي ديگري كه چنگي به دل بزند و موافق با آيات ديگر قرآن باشد پيدا نكردم . ولي اين بنده خدا را عقيده بر اين است كه : دو روز يا دو دوران مذكور در آيه 9 با دو روز يا دو دوران مذكور در آيه 12 مقارن و همزمانند . چرا كه آفرينش آسمانها ، آفرينش زمين را نيز در بر دارد . و چهار روز يا دوران مذكور در آيه 10 خاصّ زمين و مكمّل دو دوران قبلي است كه روي هم شش دوران مي‌شود . « سَوَآءً » : درست در مدّت چهار روز كامل ، بدون كم يا زياد . اقوات و موادّ غذائي درست بدان اندازه است كه مورد نياز است . مصدر و مفعول مطلق فعل محذوف ( إِسْتَوَتْ ) يا حال ( اقوات ) است . « السَّآئِلِينَ » : محتاجان و نيازمندان . درخواست‌كنندگان و طالبان . مراد انسان و حيوان و گياه است . ذكر آن به صورت جمع مذكّر سالم ، از راه تغليب است . « لِلسَّآئِلِينَ » : متعلّق به ( قَدَّرَ ) يا ( سَوَآءً ) است .‏
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس اراده آفرينش آسمان كرد ، در حالي كه دود ( گونه ، و به شكل سحابيها در گستره فضاي بي‌انتهاء پراكنده ) بود . به آسمان و زمين فرمود : چه بخواهيد و چه نخواهيد پديد آئيد ( و شكل گيريد ) . گفتند : فرمانبردارانه پديد آمديم ( و به همان صورت درآمده‌ايم كه اراده فرموده‌اي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثُمَّ » : سپس . در اينجا براي تأخير بياني است نه تأخير زماني . يعني آفرينش آسمانها قبلاً صورت گرفته است و زمين بعد از آن ( نگا : بقره‌ / 29 ، نازعات‌ / 27 - 33 ) . « إسْتَوي إِلي . . . » : قصد كرد . اراده فرمود . « دُخَانٌ » : دود . چه بسا مراد گازها و بخارها باشد كه علماء آن را سحابي مي‌گويند . « إِئْتِيَا » : پديد آئيد و شكل بگيريد . در اينجا خلق تقديري تبديل به خلق تكويني مي‌شود و هستي از قوّه به فعل در مي‌آيد . « أَتَيْنَا » : پديدار شديم . پيدا گشتيم . مراد سرعت در اطاعت است . « طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 83 ، توبه‌ / 53 ، رعد / 15 ) .‏
 
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «جزاين‌ نيست‌ كه‌ پروردگارم‌ فواحش‌ را حرام ‌كرده ‌است» فواحش‌: گناهان‌ بسيار زشت‌ و ناشايست‌ است‌ «آنچه‌ آشكار باشد از آن ‌و آنچه‌ پوشيده‌ باشد» يعني‌: چه‌ اين‌ فواحش‌ به‌گونه‌ علني‌ انجام‌ بگيرد و چه‌ به‌طور پنهاني‌ «و گناه‌ را حرام‌ كرده ‌است» و اين‌ معني، شامل‌ هرگونه‌ معصيتي‌ است‌ كه‌ سبب‌ عذاب‌ الهي‌ گردد «و» حرام‌ كرده‌است‌ «تعدي‌ ناحق‌ را» يعني‌: ستم‌ و كبر و گردنكشي‌اي‌ بر مردم‌ را كه‌ از حد و حق‌ متجاوز است‌ «و اين‌ كه‌ چيزي‌ را با خدا شريك‌ مقرر كنيد كه‌ او هيچ‌ دليلي‌ بر حقانيت‌ آن‌ نازل‌ نكرده ‌است» البته‌ روشن‌ است‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ بر اين‌ امر كه‌ ديگري‌ با او شريك‌ گردانيده‌ شود؛ هرگز حجت‌ و برهاني‌ نازل‌ نمي‌كند پس‌ اين‌ تعبير، به‌ منظور رد پندار مشركاني‌ به‌كار گرفته‌ شده ‌كه‌ ادعا كردند؛ به‌ فرمان‌ خدا(ج)  شرك‌ آورده‌اند «و» حرام‌ كرده ‌است‌ بر شما «اين‌ كه‌ چيزي‌ را كه‌ نمي‌دانيد» حقيقت‌ آن‌ را و اين‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را گفته ‌باشد؛ «به‌ خدا نسبت‌ دهيد» مانند حلالها و حرامهايي‌ كه‌ مشركان‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ نسبت‌ مي‌دادند در حالي‌ كه‌ خداوند(ج)  هرگز بدانها فرمان‌ نداده‌ است‌.
	 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11671.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:11672.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:11673.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:11674.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:11675.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:11676.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:11677.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:11678.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:11679.txt">آيه  20</a></body></html>آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظاً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن گاه آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رساند ، و در هر آسماني فرمان لازمه‌اش را صادر ( و نظام و تدبير خاصّي مقرّر ) فرمود ( و مخلوقات و موجودات متناسب با آنجا را آفريد ) . آسمان نزديك را با چراغهاي بزرگي ( از ستارگان درخشان و تابان ) بياراستيم و ( آن را كاملاً از آفات و استراق سمع شياطين ) محفوظ داشتيم . اين ( امور مذكوره ، اعم از آفرينش جهان هستي و دوران شكل‌گيري و نظم دقيق ، برجوشيده از ) برنامه‌ريزي خداوند بسيار توانا و بس آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَضَاهُنَّ » : فعل ( قَضي ) به معني : به انجام رسانيد . به پايان برد . ضمير ( هُنَّ ) به سماء برمي‌گردد كه متضمّن معني سماوات است . يا به ( سماوات ) بعد از خود برمي‌گردد . در صورت اوّل ( سَبْعَ ) حال ( هُنَّ ) و در صورت دوم تمييز و مفسّر آن است ( نگا : روح المعاني ، بيضاوي ، ابن جُزَيّ ) . « أَمْرَهَا » : كار و بار مربوط به آن را . مخلوقات و موجودات و نظم و نظام آن را . « السَّمَآءَ الدُّنْيَا »  ( نگا : صافّات‌ / 6 ) . « مَصَابِيحَ » : چراغها . مراد كواكب است ( نگا : صافّات‌ / 6 ) . « حِفْظاً » : نگاهداري . مفعول مطلق فعل محذوف ( حَفِظْنَا ) است كه عطف بر فعل ( زَيَّنَّا ) است . در اصل چنين‌است : وَ حَفِظْنَاحِفْظاً 