، به‌ پيروي‌ از شرع ‌خداي‌ عزوجل‌ و پايبندي‌ و تمسك‌ به‌ دين‌ و اخلاق‌ و فضيلت‌ وابسته‌ است ‌چنان‌كه‌ مرگ‌ و بدبختي‌ آن‌ امت، به‌ روگرداني‌ از دين‌ و انتشار مفاسد و منكرات‌ و مظالم‌ وابسته‌ مي‌باشد و اين‌ مرگ‌ نيز ميعاد معيني‌ دارد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11681.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:11682.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:11683.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:11684.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:11685.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:11686.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:11687.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:11688.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:11689.txt">آيه  29</a></body></html>آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان به پوستهاي خود مي‌گويند : چرا بر ضدّ ما شهادت داديد ؟ پاسخ مي‌دهند : خداوندي ما را به گفتار درآورده است كه همه چيز را گويا نموده است ، و همو در آغاز شما را ( از عدم ) آفريده است و ( در پايان زندگي و بعد از ممات ، دوباره جامه حيات به تنتان كرده و براي حساب و كتاب ) به سوي او برگردانده شده‌ايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » : خدا همه چيز را به گفتار انداخته است . يعني امروز همه موجودات عالم سخن مي‌گويند و اسرار را بازگو مي‌كنند . چرا كه پرده‌ها از رازها به كنار رفته است ( نگا :  / 22 ، طارق / 9 ) . نه‌تنها در قيامت در دنيا هم همه ذرّات عالم به تسبيح و تقديس خدا مشغول و مأموران رازبگوي خدايند ، و هر ذرّه‌اي صفحه‌اي گويا از تاريخ هستي است . امّا هر يك داراي قلمي ديگر و زباني ديگرند . امّا چگونه‌ ؟ شما انسانيد و نمي‌دانيد . « وَ هُوَ خَلَقَكُمْ . . . » : دنباله سخن جلود ، و يا مستأنفه است و فرموده آفريدگار جلود است .‏
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيراً مِّمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شما اگر گناهانتان را پنهان مي‌كرديد نه از اين جهت بود كه از شهادت گوشها و چشمها و پوستهايتان بر ضدّ خودتان بيم داشته باشيد ( چرا كه اصلاً باور نمي‌كرديد روزي اينها به سخن درآيند و بر ضدّ كسي گواهي دهند ) . بلكه گمان مي‌برديد خدا بسياري از اعمالي را كه ( مخفيانه ) انجام مي‌دهيد نمي‌داند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَن يَشْهَدَ » : از ترس اين كه شهادت دهد . از اين كه گواهي دهد . مفعول‌له است . در اصل : مَخَافَةَ أَن يَشْهَدَ . مِنْ أَن يَشْهَدَ . عَنْ أَن يَشْهَدَ .‏
 
آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين گمان بدي كه درباره پروردگارتان داشته‌ايد شما را به هلاكت انداخته است ، و لذا از زمره زيانكاران شده‌ايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذلِكُمْ » : مبتدا است . « ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ » : بدل از مبتدا است . « أَرْدَاكُمْ » : شما را به هلاكت انداخته و نابود نموده است . خبر مبتدا است ، يا اين كه ( ظَنُّكُمْ ) و ( أَرْدَاكُمْ ) مي‌تواند خبر اوّل و دوم مبتدا باشد .‏
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر آنان شكيبائي كنند ( يا نكنند ، يكسان است و ) آتش دوزخ جايگاه ايشان است ( و راه نجاتي از آن ندارند ) . اگر هم تقاضاي رضايت و درخواست عفو ( الهي ) كنند ( به جائي نمي‌رسد و پذيرفته نمي‌شود ) و مورد عفو قرار نمي‌گيرند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إن يَصْبِرُوا . . . » : شبيه اين آيه در معني ( نگا : ابراهيم‌ / 21 ، طور / 16 ) . « مَثْويً » : محلّ اقامت .  ( نگا : آل‌عمران‌ / 151 ، نحل‌ / 29 ، عنكبوت‌ / 68 ) . « إِن يَسْتَعْتِبُوا » : اگر طلب رضايت و گذشت كنند ( نگا : نحل‌ / 84 ، روم‌ / 57 ، جاثيه‌ / 35 ) . « الْمُعْتَبِينَ » : اجابت‌شدگان . كساني كه درخواستشان پذيرفته گردد . خوشنودشدگان . برخي ( يَسْتَعْتِبُوا ) را به معني درخواست ( عُتْبي ) يعني برگشت به دنيا ، و ( الْمُعْتَبِينَ ) را به معني برگشت داده‌شدگان به دنيا گرفته‌اند . در اين صورت معني آيه چنين است : اگر كافران بر آتش شكيبائي كنند يا نكنند يكسان است و دوزخ جايگاه ايشان است ، و اگر طلب رجعت و برگشت به دنيا كنند ، درخواست ايشان پذيرفته نمي‌گردد و به دنيا برگردانده نمي‌شوند .‏
 
آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَيَّنُوا لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما براي آنان همنشينان ( زشت‌سيرتي از جنّ و انس ) ترتيب داده‌ايم ( و اين دوستان تبهكار ، ايشان را از هر سو احاطه مي‌كنند و افكارشان را مي‌دزدند و چنان بر آنان چيره مي‌شوند ) كه كار دنيا و آخرت را در نظرشان مي‌آرايند ( و اقدام به محرّمات و ترك عبادات را و همچنين عقاب و عذاب دوزخ را برايشان سهل و ساده جلوه‌گر مي‌نمايند . تا بدانجا كه به آساني به گرداب فساد فرو مي‌روند ) و فرمان عذاب الهي درباره آنان ثابت و صادر مي‌شود و به سرنوشت اقوام گمراهي از جنّ و انسي گرفتار مي‌گردند كه پيش از ايشان بوده‌اند ( و همچون ايشان كرده‌اند . جملگي ) اينان و آنان مسلّماً زيانبار شده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَيَّضْنَا » : آماده كرده‌ايم و تهيّه نموده‌ايم . ترتيب داده‌ايم ( نگا : مريم‌ / 83 و 84 ، زخرف‌ / 36 و 37 ) . « قُرَنَآءَ » : جمع قَرين ، همدم . دوست ، مراد شياطين انس و جنّ است ( نگا : نساء / 38 ، صافّات‌ / 51 ) . « مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ » : آنچه پيش رو دارند . مراد محرّمات و ضلالات و لذّات و شهوات و زرق و برق دنيا است . « مَا خَلْفَهُمْ » : آنچه پشت سر دارند . مراد امور اخروي است ، از قبيل زندگي دوباره و حساب و كتاب و عقاب و عذاب . البتّه مي‌توان ( مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) را مربوط به امور اخروي ، و ( مَا خَلْفَهُمْ ) را مربوط به امور دنيوي دانست ( نگا : بقره‌ / 255 ، طه‌ / 110 ، انبياء / 28 ، حجّ‌ / 76 ) . جمله ( مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ ) ممكن است اشاره به احاطه همه‌جانبه شياطين انس و جنّ و تزيين آنان هم باشد . « حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ » : فرمان عذاب درباره آنان لازم و ثابت گرديد و گرفتار عقاب و عذاب شدند ( نگا : اسراء / 16 ، قصص‌ / 63 ، نمل‌ / 82 ) . « فِي أُمَمٍ » : در ميان ملّتهائي كه . همراه با ملّتهائي كه . جار و مجرور مي‌تواند حال ( هم ) و متعلّق به ( كَآئِنِينَ ) محذوف بوده و تقدير چنين باشد ، كَآئِنِينَ فِي أُمَمٍ . تنوين ( أُمَمٍ ) دالّ بر تكثي