ass="text" href="w:text:11708.txt">آيه  46</a></body></html>آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و از نشانه‌هاي ( قدرت ) خدا اين است كه تو زمين را خشك و برهوت مي‌بيني ، امّا هنگامي كه ( قطره‌هاي حيات‌بخش ) آب بر آن فرو مي‌فرستيم ، به جنبش درمي‌آيد و آماسيده مي‌گردد ( و بعدها به صورت گل و گياه و سبزه موج مي‌زند ) . آن كس كه اين زمين خشك و برهوت را زنده مي‌كند ، هم او مردگان را نيز ( در قيامت ) زنده مي‌گرداند . چرا كه او بر هر چيزي توانا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَاشِعَةً » : خشك و برهوت . ساكن و بدون حركت . « إهْتَزَّتْ » : به جنبش درمي‌آيد و تكان مي‌خورد . « رَبَتْ » : بالا مي‌آيد و آماسيده مي‌گردد . « إهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ . . . » :  ( نگا : حجّ‌ / 5 ) . وقتي كه آب به عناصر و ذرّات خاك مي‌رسد ، در داخل آب حل مي‌گردند و جذب دانه‌ها يا ريشه‌هاي گياهان مي‌شوند و به سلولها و بافتها و اندامهاي زنده‌اي تبديل شده و رشد مي‌كنند و افزايش مي‌يابند . « مُحْيي‌ » : زنده كننده ( نگا : روم‌ / 50 ) . در رسم‌الخطّ قرآني با يك ياء نوشته شده است .‏
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه آيات ما را مورد طعن قرار مي‌دهند و به تحريف ( حقائق و معاني ) آن دست مي‌يازند ، بر ما پوشيده نخواهند بود ( و كيفرشان را خواهيم داد . ) آيا كسي كه به آتش دوزخ انداخته مي‌شود بهتر است يا كسي كه ( در سايه ايمان ) در نهايت امن و امان ، روز قيامت ( به عرصه محشر ) مي‌آيد ؟ هر كاري كه مي‌خواهيد بكنيد ، او مي‌بيند هر آنچه را كه انجام مي‌دهيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُلْحِدُونَ » : مورد طعن قرار مي‌دهند . تحريف مي‌كنند . « ءَايَاتِ » : مراد آيات تكويني كتاب منظور جهان ، يا آيات تشريعي مذكور در كتابهاي آسماني به ويژه قرآن است . « يُلْحِدُونَ فِي ءَايَاتِنَا » : آيات ما را تحريف مي‌كنند . آيات ما را مورد طعن قرار مي‌دهند . مراد منحرف ساختن مردم با مغالطه و سفسطه از دلائل خداشناسي و نشانه‌هاي قدرت الهي ، و يا تحريف حقائق و معاني و تغيير عبارات و الفاظ كتابهاي آسماني است . « ءَامِناً » : در امن و امان . مطمئنّ و بي‌دغدغه ، حال است .‏
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه قرآن را انكار مي‌كنند بدان گاه كه به ايشان مي‌رسد ،  ( بر ما پوشيده نمي‌مانند و سزاي آن را مي‌بينند ) . قرآن كتاب ارزشمند و بي‌نظيري است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّ الَّذِينَ . . . » : خبر آن محذوف است . از قبيل : لايُخْفَوْنَ عَلَيْنا . . . لا يَغِيبُ عَنَّآ أَمْرُهُمْ وَ مَا يَقْصِدُونَ . « الذِّكْرِ » : قرآن ( نگا : حجر / 9 ، نحل‌ / 44 ) . « عَزِيزٌ » : ارزشمند . بي‌نظير . چيره و شكست‌ناپذير .‏
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هيچ گونه باطلي ، از هيچ جهتي و نظري ، متوجّه قرآن نمي‌گردد .  ( نه غلطي و تناقضي در الفاظ و مفاهيم آن است ، و نه علوم راستين و اكتشافات درست پيشينيان و پسينيان مخالف با آن ، و نه دست تحريف به دامان بلندش مي‌رسد . چرا كه ) قرآن فرو فرستاده يزدان است كه با حكمت و ستوده است ( و افعالش از روي حكمت است ، و شايسته حمد و ستايش بسيار است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَاطِلُ » : نقطه مقابل حق . مراد : نسخ ، كم و زياد شدن ، غلط از آب درآمدن ، تناقض مطالب و مفاهيم ، و بالاخره همه چيزهاي نادرست و خلاف حقيقت و واقعيّت است . « مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ » : كنايه از همه جانبه بودن است . يعني از همه جهات خدا قرآن را حفظ مي‌كند ( نگا : حجر / 9 ) و از هيچ سو و هيچ طرف و ناحيه ، بطلان و فساد متوجّه آن نگشته و نمي‌گردد . « تَنزِيلٌ »  ( نگا : شعراء / 192 ، يس‌ / 5 ، فصّلت‌ / 2 ) .‏
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از طرف ( كافران و منافقان و جاهلان ) چيزي به تو گفته نمي‌شود ، مگر همان چيزهائي كه قبلاً به پيغمبران پيش از تو گفته شده است .  ( و چنين نسبتهاي ناروائي و سخنان نازيبائي بديشان داده شده است . خلاصه نه دعوت تو به سوي يكتاپرستي مطلب تازه‌اي است ، و نه تهمت و تكذيب مردمان بي‌دين و بي‌ايمان ) . مسلّماً پروردگار تو داراي آمرزش فراوان ( در حق مؤمنان ) و داراي مجازات دردناك ( در حق كافران ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا يُقَالُ لَكَ إِلاّ مَا . . . » : مراد نسبتهاي ناروائي همچون : ساحر ، شاعر ، مجنون ، كاهن ، مفتري ، و دشنامها و سخنان زشت ديگر است ( نگا : مائده‌ / 70 ، يس‌ / 30 ، ذاريات‌ / 39 و 52 ، نحل‌ / 101 ) .‏
 
آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چنان كه قرآن را به زباني جز زبان عربي فرو مي‌فرستاديم ، حتماً مي‌گفتند : اگر آيات آن ( به عربي ) توضيح و تبيين مي‌گرديد ( چه مي‌شد ؟ در اين صورت ما آن را روشن و گويا فهم مي‌كرديم . و مي‌گفتند : ) آيا ( كتاب ) غير عربي و ( پيغمبر ) عربي‌ ؟ بگو : قرآن براي مؤمنان مايه راهنمائي و بهبودي است .  ( ايشان را از راههاي گمراهي و سرگشتگي مي‌رهاند ، و از بيماريهاي شكّ و گمان نجات مي‌بخشد ) و امّا براي غيرمؤمنان ، كري گوشهاي ايشان و كوري ( چشمان ) آنان است .  ( انگار ) آنان كسانيند كه از دور صدا زده مي‌شوند ( اين است كه با وجود چشم باز و گوش باز ، مناديگر را چنان كه بايد نمي‌بيننند ، و ندائي را كه معلوم و مفهوم باشد نمي‌شنوند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْجَمِيٌّ » : غير عربي ( نگا : نحل‌ / 103 ، شعراء / 198 ) . « لَوْ لا » : اين واژه براي طلب حصول مابعد خود است .  ( نگا : كهف‌ / 39 ) . « فُصِّلَتْ » : بيان و روشن مي‌گرديد . توضيح و تبيين مي‌شد . « أَأَعْجَمِيٌّ ؟ » : آيا غير عربي است‌ ؟  « أَأَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ ؟ » : آيا قرآن به زبان غيرعربي براي پيغمبر عربي زبان آمده است‌ ؟ مراد اين است كه كافران و مشركان بيماردل هميشه كارشان ايراد گرفتن و بهانه تراشيدن بود . قرآن كه عربي است ، سحر و ا