‌گرداند . كم و ناچيز مي‌نمايد ( نگا : رعد / 26 ، اسراء / 30 ، قصص‌ / 82 ) .‏
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند آئيني را براي شما ( مؤمنان ) بيان داشته و روشن نموده است كه آن را به نوح توصيه كرده است و ما آن را به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموده‌ايم ( به همه آنان سفارش كرده‌ايم كه اصول ) دين را پابرجا داريد و در آن تفرّقه نكنيد و اختلاف نورزيد . اين چيزي كه شما مشركان را بدان مي‌خوانيد ( كه پابرجا داشتن اصول و اركان دين است ) بر مشركان سخت گران مي‌آيد . خداوند هر كه را بخواهد براي اين دين برمي‌گزيند و هر كه ( از دشمنانگي با دين دست بكشد و ) به سوي آن برگردد ، بدان رهنمودش مي‌گرداند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَرَعَ » : بيان داشته است . روشن نموده است . « الَّذِي‌ » : ذكر چنين موصولي اشاره به اهمّيّت دين اسلام دارد كه جامع همه اصول و اركان اديان آسماني است . چرا كه ( الَّذِي ) در ميان موصولات اصل ، و آئين اسلام نيز در ميان اديان خدا اصل است . « يَجْتَبِي إِلَيْهِ » : براي تبليغ دين به عنوان پيغمبر برمي‌گزيند . براي گزينش دين خود انتخاب مي‌نمايد ، مرجع ضمير ( ه ) خدا يا دين خدا است . « يَهْدي إِلَيْهِ » : به سوي خود يا آئين خود هدايت مي‌كند . مرجع ضمير ( ه ) باز هم خدا يا دين خدا است . « يُنِيبُ » :  ( نگا : غافر / 13 ) .‏
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پيروان پيغمبران پيشين ، درباره دين ) گروه گروه و دسته دسته نشده‌اند ( و راه اختلاف در پيش نگرفته‌اند ) مگر بعد از علم و آگاهي ( از برنامه و اصول و اركان دين و پي بردن به حقّانيّت آئين ) . و اين تفرقه‌جوئي تنها به خاطر ستمگري و كجروي در ميان خودشان بوده است . اگر فرماني از سوي پروردگارت صادر نشده بود كه آنان تا سرآمد معيّني ( كه قيامت است ، زنده و آزاد ) باشند ، ميانشان ( با مجازات و نابودي ) داوري مي‌گرديد . آناني كه ( در روزگار تو اهل كتاب بشمارند و ) كتابهاي آسماني بعد از گذشتگان به دستشان رسيده است ، درباره آنها دچار شكّ و گمان توأم با بدبيني و سوءظنّ شده‌اند .  ( والاّ اگر به كتابهاي خود ايمان كامل داشتند ، پي مي‌بردند كه تو حقيقةً فرستاده خدائي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا تَفَرَّقُوا » : فرقه فرقه و دسته دسته نشده‌اند و اختلاف پيدا نكرده‌اند ( نگا : بيّنه‌ / 4 ) . « الْعِلْمُ » : آگاهي ، مراد دلائل صحيح و براهين يقيني بر حقّانيّت دين و آئيني است كه خدا بديشان ابلاغ فرموده بوده است . « لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ . . . » :  ( نگا : يونس‌ / 19 ، هود / 110 ، طه‌ / 129 ، فصّلت‌ / 45 )  « مِن بَعْدِهِمْ » : بعد از اسلاف و گذشتگان . « مُرِيبٍ » : به شكّ و ترديد اندازنده ( نگا : هود / 62 و 110 ، ابراهيم‌ / 9 ، سبأ / 54 ، فصّلت‌ / 45 ) .‏
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تو نيز مردمان را به سوي آن ( آئين واحد الهي دعوت كن كه اسلام است ) و آن گونه كه به تو فرمان داده شده است ( بر دعوت مردمان به دين يزدان ماندگار باش و در اين راه ) ايستادگي كن و از خواستها و هوسهاي ايشان پيروي مكن ، و بگو : من به هر كتابي كه از سوي خدا نازل شده باشد ايمان دارم ، و به من دستور داده شده است كه در ميان شما دادگري كنم . خدا پروردگار ما و پروردگار شما است . اعمال ما از آن ما است ( نه از آن شما ) و اعمال شما از آن شما است ( نه از آن ما ، و هر كسي در مقابل كارهايش مسؤول است ) . ميان ما و شما خصومت و مجادله‌اي نيست ( چرا كه حق را بيان و آشكار كردم و از اين به بعد نيازي به جدال و استدلال نمي‌باشد ) . خداوند ( سرانجام در قيامت در يكجا ) ما را جمع خواهد كرد ، و بازگشت ( همه در آن روز ، براي داوري و حساب و كتاب ) به سوي او است ( و هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَلِذلِكَ » : به سوي آن آئين يگانه آسماني كه دين همه انبياء پيشين بوده و اسلام نام دارد . براي رفع آن اختلافات ملّتها . لام ( لِذلِكَ ) به معني ( إِلي ) و يا براي تعليل است . « حُجَّةً » : دليل آوردن . جدال كردن .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11737.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:11738.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:11739.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:11740.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:11741.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:11742.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:11743.txt">آيه  22</a></body></html>آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه درباره ( دين ) خدا به مخاصمه و مجادله مي‌پردازند و ( عليه آن ) دليل و برهان ( بي‌اساس و پوسيده ) ذكر مي‌كنند ، آن هم زماني كه ( به سبب وضوح و روشني ، از سوي مردم ) پذيرفته شده است ، خصومت آنان بيهوده و دلائل و براهين ايشان در پيشگاه پروردگارشان باطل و ناپذيرفتني است ، و خشم شديد ( خدا در قيامت ) گريبانگيرشان مي‌گردد و عذاب سختي خواهند داشت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُحَآجُّونَ فِي اللهِ » : درباره دين خدا به ستيز مي‌پردازند و استدلالهاي بي‌اصل و اساسي بيان مي‌دارند . « لَهُ » : مرجع ضمير ( هُ ) مي‌تواند ( الله ) يا پيغمبر و يا دين باشد ( نگا : آلوسي ) . « حُجَّتهُمْ » : دليل و برهانشان . ستيز و جدالشان . « دَاحِضَةٌ » : باطل و زائل ( نگا : كهف‌ / 56 ، غافر / 5 ) .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه كتاب ( قرآن ) را نازل كرده‌است كه مشتمل بر حق و حقيقت است ( و جنبه ذهني و پنداري ندارد ، و در قرآن ، براي ارزيابي ارزشها ، ضوابط و قواعد ) و معيار و ميزان ايجاد كرده است . تو چه مي‌داني ، شايد قيامت نزديك باشد ( و هرچه زودتر به حساب همگان رسيدگي شود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمِيزَا