ست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا كَانَ لِبَشَرٍ . . . » : ارتباط خدا با جهان انسانيّت ، از سه راه امكان‌پذير است و بس : الف - وحي ، يا القاي به قلب ، به گونه الهام در بيداري يا به صورت خواب در وقت خفتن ( نگا : قصص‌ / 7 ) . ب - از پشت حجاب ( نگا : قصص‌ / 30 - 42 ) . ج - ارسال فرشته وحي به سوي پيغمبران ( نگا : نساء / 163 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11777.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:11778.txt">آيه  53</a></body></html>آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه كه به پيغمبران پيشين وحي كرده‌ايم ، به تو نيز به فرمان خود جان را وحي كرده‌ايم ( كه قرآن نام دارد و مايه حيات دلها است . پيش از وحي ) تو كه نمي‌دانستي كتاب چيست و ايمان كدام ، وليكن ما قرآن را نور عظيمي نموده‌ايم كه در پرتو آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مي‌بخشيم . تو قطعاً ( مردمان را با اين قرآن ) به راه راست رهنمود مي‌سازي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذلِكَ » : همان گونه كه به پيغمبران وحي كرده‌ايم . به همان سه شكلي كه به پيغمبران وحي كرده‌ايم . « رُوحاً » : مراد قرآن است كه به انسانها حيات جاودانه مي‌بخشد ( نگا : انفال‌ / 24 ) . يا مراد همه چيزهائي است كه خدا بدو وحي فرموده است ( نگا : نحل‌ / 2 ) . « الْكِتَابُ » : مراد قرآن است . « الإِيمَانُ » : ايمان . مراد تنها باور و تصديق مجرّد نيست ، بلكه مراد آگاهي كامل از ايمان و آشنائي به تفاصيل قوانين ديني است كه با خود آورده است ( نگا : بقره‌ / 143 ) . « نُوراً » : نور عظيمي .‏
 

‏‏

آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏راه خدائي كه متعلّق بدو است همه چيزهائي كه در آسمانها و زمين است . هان ! همه كارها به خدا بازمي‌گردد ( و هر كاري تحت نظارت دقيق او و با اطّلاع و اجازه او انجام مي‌پذيرد ، و هر چيزي بدو مربوط است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صِرَاطٍ » : بدل از ( صِرَاطٍ ) آيه قبلي است . « اَلا إِلَي‌اللهِ تَصِيرُ الأُمُورُ » :  ( نگا : بقره‌ / 285 ، آل‌عمران‌ / 28 ، مائده‌ / 18 ) . « تَصِيرُ » : منتهي مي‌گردد . برمي‌گردد . رجوع و برگشت دارد .‏
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:11780.xml">صفحة (489) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:11791.xml">صفحة (490) (آیه 11)</a><a class="folder" href="w:html:11804.xml">صفحة (491) (آیه 23) </a><a class="folder" href="w:html:11816.xml">صفحة (492) (آیه 34)</a><a class="folder" href="w:html:11831.xml">صفحة (493) (آیه 48)</a><a class="folder" href="w:html:11845.xml">صفحة (494) (آیه 61)</a><a class="folder" href="w:html:11859.xml">صفحة (495) (آیه 74)</a></body></html>آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرگونه‌ كينه‌اي‌ را از سينه‌هايشان‌ مي‌زداييم» يعني‌: خداي‌ عزوجل‌ كينه‌هايي ‌را كه‌ بهشتيان‌ در دنيا بر يك‌ديگر داشته‌اند، از سينه‌هايشان‌ پاك‌ مي‌كند و مي‌سترد تا بدانجا كه‌ دلهايشان‌ صاف‌ و شفاف‌ مي‌شود و يك‌ديگر را از ته‌ دل‌ دوست ‌مي‌دارند، چه‌ اگر در دلهايشان‌ به‌ مانند دنيا غل‌وغش‌ و كينه‌ وجود داشته‌ باشد، قطعا اين‌ امر در التذاذ و برخورداريشان‌ از نعمتهاي‌ بهشت‌ كاستي‌ و كمي‌ پديد مي‌آورد زيرا كساني‌ كه‌ با يك‌ديگر كينه‌ مي‌ورزند، زندگي‌ بر آنان‌ در كنار هم‌ خوش‌ نمي‌گذرد. غل‌: كينه‌ پنهان‌ در سينه‌هاست‌. بعضي‌ برآنند كه‌: زدودن‌ كينه‌ در بهشت، به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ بهشتيان‌ در برتري‌ مقامها و درجات‌ و منزلتهايشان، با يك‌ديگر حسد نمي‌ورزند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوسعيد خدري‌(رض)  آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «آن‌گاه‌ كه‌ مؤمنان‌ از آتش‌ دوزخ‌ نجات‌ مي‌يابند، بر سر پلي‌ كه‌ ميان‌ بهشت‌ و دوزخ‌ است‌ متوقف‌ ساخته ‌مي‌شوند، سپس‌ در مظالمي‌ كه‌ ميانشان‌ در دنيا بوده ‌است‌ از يك‌ديگرشان‌ قصاص ‌گرفته‌ مي‌شود تا آن‌ كه‌ چون‌ پاك‌ و مصفا گشتند، به‌ آنان‌ اجازه‌ ورود به‌ بهشت‌ داده‌ مي‌شود. سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ دريد اوست، آنان‌ منزل‌ و مأواي‌ خويش‌ در بهشت‌ را بهتر از مسكني‌ كه‌ در دنيا داشته‌اند، مي‌شناسند».
علي‌(رض)  دربيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ فرموده‌است‌: «به‌خدا كه‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ ما اهل‌ بدر نازل‌ گرديد». «از زير قصرهايشان‌ نهرها جاري‌ است‌ و مي‌گويند: ستايش‌ خدايي‌راست‌ كه‌ ما را به‌ اين، هدايت‌ نمود» يعني‌: ما را به‌ اين‌ پاداش‌ بزرگ‌ كه‌ همانا جاودانگي‌ در بهشت‌ و زدودن‌ كينه‌ از دلهايمان‌ است، راه ‌نمود. يا در دنيا به‌ ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ كه‌ وسيله‌ اين‌ رستگاري‌ عظيم‌ است، هدايتمان‌ نمود «و ما هرگز مستعد راه‌يافتن‌ نبوديم» و توان‌ راه‌يابي‌ به‌ اين‌همه‌ فيض‌ و منزلت‌ را نداشتيم‌ «اگر الله ما را رهبري‌ ننمودي» پس‌ او راهبر شد تا ما راه‌ يافتيم‌ «بي‌شك‌ فرستادگان ‌پروردگار ما به‌ راستي‌ و درستي‌ آمدند» بهشتيان‌ از سر شادماني‌ و شادكامي‌ از عاقبت‌خوشي‌ كه‌ بدان‌ رسيده‌اند، اين‌ سخن‌ را مي‌گويند «و ندا داده‌ شوند» به ‌مثابه‌ پيام‌تبريكي‌ برايشان‌ بر اين‌ نعمت‌ عظماي‌ الهي‌: «اينك‌ اين‌ بهشتي‌ است‌ كه‌ آن‌ را به‌ پاداش‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌داديد، ميراث‌ يافته‌ايد» يعني‌: آن‌ را با عمل‌ خويش‌ كه‌ از فضل‌ الهي‌ برشما بود، به‌دست‌ آورده‌ايد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «راستي‌ ودرستي‌ پيشه‌ كنيد و با اعمال‌ شايسته‌ به‌ خدا تقرب‌ جوييد ولي‌ بدانيد كه‌ هرگز كسي ‌با عملش‌ وارد بهشت‌ نمي‌شود. اصحاب‌ گفتند: حتي‌ شما يارسول‌الله؟ آن‌حضرت‌ص فرمودند: حتي‌ من‌؛ مگر اين‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ مرا به‌ رحمت‌ خويش ‌درپوشاند». پس‌ اگر فضل‌ خداي‌ سبحان‌ بر شخص‌ عمل‌كننده‌ نباشد و او را بر عمل‌ توانايي‌ نبخشد، او هرگز موفق‌ به‌ انجام‌ عمل‌ شايسته‌ نمي‌شود. همچنين ‌روايت‌ شده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «بهشتيان‌ چنين‌ مورد خطاب‌ قرارمي‌گيرند: صحيح‌ و تندرست‌ باشيد؛ و هرگز بيمار نشويد، شادمان‌ و نيكوحال‌ و در نازونعمت‌ باشيد؛ و هرگز در رنج‌ و سختي‌ و آزار قرار نگيريد، جوان‌ شويد؛ و هرگز پير و فرتوت‌ نگرديد، جاو