s="text" href="w:text:11821.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:11822.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:11823.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:11824.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:11825.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:11826.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:11827.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:11828.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:11829.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:11830.txt">آيه  47</a></body></html>سوره زخرف آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و براي خانه‌هايشان درهائي فراهم مي‌آورديم ، و تختهائي نقره‌اي كه بر آنها تكيه مي‌زنند و مي‌لمند ترتيب‌ مي‌داديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُرُراً » : جمع سَرير ، تختها .‏
 
سوره زخرف آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَزُخْرُفاً وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و زر و زيور و انواع وسائل تجمّلي و زينت‌آلات بديشان مي‌داديم . امّا همه اينها متاع زندگي اين جهاني است ، و آخرت در پيشگاه پروردگارت براي پرهيزگاران آماده است ( و نعمت سراي جاويدان كه از آن خداپرستان است ، با نعمت جهان گذران قابل مقايسه نيست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« زُخْرُفاً » : زر و زيور . زينت‌آلات و وسائل تجملي . بعضي ( زُخْرُفاً ) را عطف بر ( سُقُفاً ) دانسته ، و اشاره به وسائل زينتي مستقلّي مي‌دانند كه در اختيار اين گونه افراد گذارده مي‌شود . و برخي عطف بر ( مِن فِضَّةٍ ) دانسته و در اصل ( مِن زُخْرُفٍ ) بوده ، سپس منصوب به نزع خافض شده است . در اين صورت مفهوم جمله چنين مي‌شود : سقفها و درها و تختهاي خانه‌هاي آنان را بعضي از طلا و بعضي از نقره ترتيب مي‌داديم . « لَمَّا » : بجز . مگر . اين واژه به معني ( إِلاّ ) است .‏
 
سوره زخرف آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هر كس از ياد خدا غافل و روگردان شود ، اهريمني را مأمور او مي‌سازيم ، و چنين اهريمني همواره همدم وي مي‌گردد ( و گمراه و سرگشته‌اش مي‌سازد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَعْشُ » : غافل شود . رخ بتابد و روي بگرداند . كور شود . كم‌سو شود . « ذِكْرِ » : ياد . قرآن ( نگا : آل‌عمران‌ / 58 ، اعراف‌ / 63 ، حجر / 6 و 9 ) . « ذِكْرِ الرَّحْمنِ » : قرآن خدا . خدا را ياد كردن . تذكير و اندرز خدا . « نُقَيِّضْ » : آماده مي‌سازيم . فراهم مي‌آوريم . تهيّه مي‌بينيم .  ( نگا : فصّلت‌ / 25 )  « قَرِينٌ » : همنشين . همدم .‏
 
آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در ميان‌ آن‌ دو، حجابي‌ است» يعني‌: در ميان‌ آن‌ دو گروه، يا در ميان‌ بهشت‌ و دوزخ، ديواري‌ است‌ «و بر اعراف‌ مردماني‌ هستند» اعراف‌: بلنديهاي‌ ديواري ‌است‌ كه‌ در ميان‌ بهشتيان‌ و دوزخيان‌ زده‌ شده ‌است‌ و در لغت‌: به‌ معني‌ مكان‌ بلند و مرتفع‌ مي‌باشد.
علما درباره‌ اصحاب‌ اعراف‌ بر چند وجه‌ اختلاف‌نظر دارند: بعضي‌ برآنند كه ‌اصحاب‌ اعراف، شهدايند. بعضي‌ برآنند كه‌ آنان، فضلا و صلحاي‌ مؤمنان‌اند كه ‌فارغ‌ از مشغله‌ وانفساي‌ خود در اعراف‌ به‌ مطالعه‌ احوال‌ مردم‌ مصروف ‌مي‌باشند ـ كه‌ اين‌ قول‌ مجاهد است‌. بعضي‌ برآنند كه‌ اصحاب‌ اعراف، فرشتگاني‌اند كه‌ بر آن‌ ديوار گماشته‌ شده‌اند و مؤمنان‌ و كافران‌ را قبل‌ از ورودشان ‌به‌ بهشت‌ و دوزخ‌ از هم‌ جدا مي‌كنند. بعضي‌ برآنند كه‌ آنان‌ مردمي‌اند كه‌ ثواب‌ها و گناهانشان‌ برابر است‌ و اعمال‌ نيكشان‌ كمتر از آن‌ است‌ كه‌ بتوانند به‌وسيله‌ آن‌ وارد بهشت‌ گردند، سپس‌ به‌ فضل‌ و رحمت‌ الهي‌ وارد بهشت‌ مي‌شوند و آخرين ‌كساني‌ كه‌ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شوند، ايشان‌اند. كه‌ اين‌ قول‌ ابن‌عباس‌ و ابن‌مسعود رضي‌الله عنهما و عده‌ ديگري‌ از سلف‌ است‌ و ابن‌كثير نيز اين‌ قول‌ را ترجيح‌ داده‌ و از ديگر اقوال‌ قوي‌تر مي‌باشد. به‌هرحال‌؛ بر اعراف‌ مردماني‌ هستند: «كه‌ هريك‌ از اهل‌ بهشت‌ و دوزخ‌ را به‌ سيماي‌ آنان‌ مي‌شناسند» يعني‌: به‌ نشانه‌هاي‌ آنان‌؛ چون ‌سپيدي‌ يا سياهي‌ چهره‌هايشان‌ «و اهل‌ بهشت‌ را ندا مي‌دهند» يعني‌: كساني‌ كه‌ بر اعرافند، هنگامي‌ كه‌ اهل‌ بهشت‌ را مي‌بينند، ايشان‌ را به‌عنوان‌ تحيت‌ و شادباش‌ و اكرامشان‌ چنين‌ ندا مي‌دهند: «كه‌ سلام‌ بر شما باد. اينان‌ هنوز وارد بهشت‌ نشده‌اند اما طمع‌ آن‌ را دارند» يعني‌: اصحاب‌ اعراف‌ هنوز وارد بهشت‌ نشده‌اند ولي‌ به‌ ورود درآن‌ طمع‌ داشته‌ و چنين‌ اميدي‌ را در سر مي‌پرورانند زيرا فضل‌ و رحمت‌ الهي‌ بر اهل‌ بهشت‌ را مي‌بينند و مي‌نگرند كه‌ رحمت‌ خداوند متعال‌ بر خشم‌ وي‌ غلبه‌ كرده ‌است‌.
روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «آن‌گاه‌ كه ‌رب‌العالمين‌ از داوري‌ ميان‌ بندگانش‌ فارغ‌ مي‌شود، به‌ اصحاب‌ اعراف‌ مي‌گويد: شما آزادكردگان‌ منيد پس‌ در هر جايي‌ از بهشت‌ كه‌ مي‌خواهيد، بهره‌ ببريد و بخراميد».
 
سوره زخرف آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شياطين اين گروه را از راه ( خدا ) بازمي‌دارند و ( به گونه‌اي گمراهي را در نظرشان مي‌آرايند كه ) گمان مي‌كنند ايشان هدايت‌يافتگان حقيقي هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّهُمْ » : مرجع ( هُمْ ) شياطين است . اگرچه در آيه پيشين به صورت ( شَيْطاناً ) و مفرد آمده است ، در واقع معني جمعي دارد . « لَيَصُدُّونَهُمْ » : شياطين كفّار را باز مي‌دارند . يعني زشتيها را در نظرشان زيبا ، بيراهه را شاهراه ، گمراهي را هدايت ، حرام را حلال ، و بالاخره نادرست را درست جلوه مي‌دهند و ايشان را از راه به در مي‌كنند . « يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ » :  ( نگا : اعراف‌ / 30 ، كهف‌ / 103 - 106 ) .‏
 
سوره زخرف آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تا آن گاه كه چنين كسي ( همراه با چنان اهريمني ، در قيامت ) به پيش ما مي‌آيد ،  ( رو بدين همنشين نفرت‌انگيز مي‌كند و نادمانه ) مي‌گويد : كاشكي ! ميان من و ميان تو ، به اندازه مشرِق و مغرب فاصله بود !  ( اي واي من ! ) چه همدم و همنشين بدي است !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بُعْدَ » : فاصله . اندازه . « الْمَشْرِقَيْنِ » : دو مشرِق ، مراد مشرِق و مغرب است . اين واژه ملحق به مثنّي است . همچون والِدَيْنِ ( نگا : بقره‌ / 83 و 180 و 215 ) . أَبَوَيْنِ ( نگا : نساء / 11 ، كهف‌ / 80 ، يوسف‌ / 6 و 99 و 100 ) .‏
 
س