 كَرِيمٍ » : پرارزش و گرانبها .‏
 
سوره دخان آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و نعمتهاي فراوان ( ديگري ) كه در آن شادان و با ناز و نعمت زندگي مي‌كردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَاكِهينَ » : در ناز و نعمت بسربرندگان . متنعّمان ( نگا : يس‌ / 55 ) .‏
 
سوره دخان آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين چنين بود ( ماجراي آنان ) و ما همه اين نعمتها را به قوم ديگري داديم ( بدون دردسر و خون جگر ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوْرَثْنَاهَا » :  ( نگا : شعراء / 59 ) . « قَوْماً ءَاخَرِينَ » : گروه ديگري . مراد بني‌اسرائيل است ( نگا : مرجع سابق ) .‏
 
سوره دخان آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين ، و نه بديشان مهلتي داده شد ( تا چند صباحي بمانند و توبه كنند و به جبران گذشته‌ها بپردازند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمْ . . . » : عربها هنگامي كه مي‌خواهند اهمّيّت مقام مرده‌اي را نشان دهند ، مي‌گويند : آسمان و زمين بر او گريه كردند . خورشيد كسوف كرد و ماه خسوف . آذرخش آسمان و باد وزان بر او گريستند و . . . يا اين كه در اينجا مضاف محذوف است كه ( اهل ) است . يعني : به سبب حقارت فرعون و فرعونيان ، در آسمان و زمين كسي براي ايشان دلسوزي نكرد و قطره اشكي نريخت . « مُنظَرِينَ » : مهلت داده‌شدگان ( نگا : اعراف‌ / 15 ، حجر / 8 و 37 ) .‏
 
سوره دخان آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما بني‌اسرائيل را از عذاب خواركننده رهائي بخشيديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْعَذَابِ الْمُهِينِ » :  ( نگا : بقره‌ / 90 ، آل‌عمران‌ / 178 ، نساء / 14 ) . اين عذاب ذلّت‌بار ، عبارت بود از : شكنجه‌هاي سخت و طاقت‌فرساي جسمي و روحي ، كشتن پسران ، و زنده نگاه داشتن دختران براي خدمتكاري و هوسراني ، بيگاري و كارهاي بسيار سنگين و . . .‏
 
سوره دخان آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِياً مِّنَ الْمُسْرِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( ايشان را نجات داديم ) از فرعون . كسي كه بر ديگران بزرگي مي‌فروخت و ستمگري مي‌نمود ، و از زمره تبهكاراني بود كه ظلم و فساد را از حدّ مي‌گذرانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَالِياً » : متكبّر . برتري جوي متجاوز ( نگا : يونس‌ / 83 ، مؤمنون‌ / 46 ، ص‌ / 75 ) .‏
 
آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا پروردگار شما آن‌ اللهي‌ است‌ كه‌ آسمانها و زمين‌ را در شش‌ روز آفريد» به‌ قولي‌: اين‌ روزها از روزهاي‌ دنيا بود. به‌ قولي‌ديگر: اين‌ روزها از روزهاي‌ آخرت‌ بود كه‌ هر روز آن‌ به‌اندازه‌ هزار سال‌ دنياست‌. نقل ‌است‌ كه‌: اولين‌ روز از اين‌ روزهاي‌ شش‌گانه، يك‌شنبه‌ و آخرين‌ آن، روز جمعه‌ بود.
علما در بيان‌ حكمت‌ اين‌ آفرينش‌ تدريجي‌ گفته‌اند: 
1 ـ هرچند خداي‌ سبحان‌ بر آفرينش‌ خلقت‌ در يك‌ آن‌ واحد هم‌ قادر است‌ و همين‌ كه‌ به‌ آن‌ بگويد: «كن‌: موجود باش»، بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود ولي‌براي‌ هرچيز نزد او ميعادي‌ است‌ و سنتش‌ بر آن‌ رفته‌ كه‌ آفرينش‌ روند تدريجي‌ داشته‌ و مرحله‌به‌مرحله‌ به‌ تكامل‌ برسد.
2 ـ باري‌ تعالي‌ با اين‌ آفرينش‌ تدريجي، خواسته‌ است‌ تا به‌ ما تأني‌ در امور را بياموزاند.
3 ـ ايجاد يك‌ چيز بعد از چيز ديگر، بر وجود آفريننده‌ مدبر مريد مختار و فعال ‌ما يشاء دلالت‌كننده‌تر است‌.
«سپس‌ بر عرش‌ مستوي‌ شد» استواء: عبارت‌ از برتري‌ و استقرار است‌ و خداي ‌سبحان‌ خود به‌ كيفيت‌ آن‌ داناتر مي‌باشد و ما به‌ آن‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ به‌ جلال‌ و عظمت‌ وي‌ سزاوار است، عقيده‌ داريم‌. از ام‌سلمه‌ در تفسير: ﴿ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ﴾   روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: درك‌ كيفيت‌ استوا در حيطه‌ عقل‌ نيست‌ اما استوا مجهول‌ هم‌ نيست، و اقرار به‌ آن‌ ايمان‌ و انكار آن‌ كفر است‌. از مالك‌بن‌انس‌(رض)  نيز روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ شخصي‌ از وي‌ پرسيد: خداي‌ سبحان‌ چگونه‌ برعرش‌ استوا يافت؟ مالك‌ گفت‌: «استوا معلوم‌ است‌ (يعني‌ در لغت‌) و كيف ‌(يعني‌ كيفيت‌ اين‌ استوا) مجهول‌ است‌ و ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن ‌بدعت‌ مي‌باشد». اين‌ است‌ مذهب‌ سلف‌ صالح‌ در اين‌ باب‌. عرش‌: عبارت‌ از تخت‌ جهانداري‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ مخلوقات‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد. «شب‌ را به ‌روز مي‌پوشاند» يعني‌: حق‌ تعالي‌ شب‌ را همچون‌ پرده‌اي‌ براي‌ روز مي‌گرداند كه‌ با ظلمت‌ خويش، روشني‌ آن‌ را مي‌پوشاند «شب، روز را به‌شتاب‌ مي‌طلبد» يعني‌: درحالي‌ شب‌ را به‌ روز مي‌پوشاند كه‌ شب‌ شتابان‌ در طلب‌ روز است‌ و در هيچ‌ حال‌ و لحظه‌اي‌ از طلب‌ آن‌ سست‌ نمي‌شود. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ تعبير، يكي‌ از معجزات‌ بزرگ‌ علمي‌ قرآن ‌كريم‌ است‌ كه‌ حركت‌ و دوران‌ محوري‌ زمين‌ را اثبات ‌مي‌كند. «و آفتاب‌ و ماه‌ و ستارگان‌ را» آفريد «كه‌ رام‌شده‌ فرمان‌ اويند» يعني‌: برطبق‌ اراده‌ و امر تكويني‌ او بي‌هيچ‌گونه‌ تخلفي‌ سير مي‌كنند «آگاه‌ شو كه‌ خلق‌ و امر او راست» يعني‌: كائنات‌ همه‌ آفريده‌ او و فرمان‌ در آن، فرمان‌ اوست‌. «امر» عبارت‌ از: فرمانهاي‌ تكويني‌ و احكام‌ تشريعي‌ حق‌ تعالي‌ است‌ «الله، پروردگار جهانيان‌ به‌ غايت‌ بزرگ‌ است» يعني‌: بركت‌ و خير او بسيار بزرگ‌ و پرگستره‌ است‌.
ابودرداء(رض)  از رسول‌اكرم‌ص در حديث‌ شريف‌ اين‌ دعاي‌ مأثور را روايت‌ كرده‌است‌: «اللهم لك الملك كله ولك الحمد كله وإليك يرجع الأمر كله، أسالك من الخير كله وأعوذ بك من الشر كله‌: بارخدايا! تمام‌ ملك‌ ازآن‌ توست‌ و تمام‌ حمد از آن‌ توست‌ و تمام‌ امر به‌سوي‌ تو برمي‌گردد پس، از تو تمام‌ خير را مي‌طلبم‌ و از تمام ‌شر به‌ تو پناه‌ مي‌برم».
سوره دخان آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما بني‌اسرائيل را آگاهانه ( و با شناختي كه از ايشان داشتيم ، در آن عصر و زمان ) برگزيديم و بر جهانيان برتري داديم ( و آنان را ملّت گزيده عصر خويش كرديم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِخْتَرْنَاهُمْ » : ايشان را برگزيديم و امت منتخب كرديم . « عَلي عِلْمٍ » : آگاهانه . از روي شناخت . يعني خدا